زنگ ها برای که به صدا در می آیند/ سرانجام پیمانی به نام اوپک

زنگ ها برای که به صدا در می آیند/ سرانجام پیمانی به نام اوپک
14 سپتامبر 1960 سازمانی در بغداد متولد شد که سالها پس از آن تعیین کننده سرنوشت بازار انرژی جهان بود. سازمانی به نام اوپک که با همکاری ایران، عراق، کویت، عربستان و ونزوئلا متولد شد و در 6 نوامبر 1962 در قطعنامه 6363 سازمان ملل رسمیت یافت.
در ابتدا کشورهای صاحب قدرت و تکنولوزی اوپک را جدی نمی گرفتند و گمان می کردند که این سودای همکاری خیالی زودگذر است اما تحریم 1973 و بالا رفتن قیمت هر بشکه نفت تا 12 دلار نشان داد که نه تنها اوپک قصد از هم پاشیدن ندارد بلکه توان متحد کردن سایر کشورهای عربی و تولید کننده نفت را در کنار خود دارد.
در اساسنامه اوپک امده است که این سازمان برای تعیین بهترین راه برای تامین منافع جمعی کشورهای صادر کننده، طراحی شیوه هایی برای تضمین ثبات قیمت نفت در بازارهای بین المللی و همچنین ضرورت فراهم آوردن درامد ثابت برای کشورهای تولید کننده و تامین نفت کشورهای مصرف کننده تلاش می کند.
در واقع در همان تحریم نفتی 1973 شاه ایران از همکاری با سایرین سر باز زد و سعی کرد نفت بیشتری تولید و به آمریکا صادر کند اما فرصت تحت فشار قرار دادن غرب را برای افزایش قیمت از دست نداد.
دومین شوک بزرگ نفتی در 1979 پس از پیروزی انقلاب ایران و کاهش تولید از 6 میلیون به یک میلیون بشکه اتفاق افتاد و کمی بعد شکاف و رخنه در اوپک با حمله عراق به ایران هویدا شد این اتفاق که پیامدهای ان هشت سال جنگ بین دو تا از مهمترین اعضای اوپک بود قیمت نفت را تا 40 دلار بالا برد.
اما این روزها در آستانه 60 سالگی اوپک خیلی چیزها در این سازمان و بازار بین المللی انرزی تغییر کرده است. عربستان اولین کشوری که دست به تحریم آمریکا زد امروز متحد شماره یک واشنگتن در دنیای اقتصاد و انرژیست و در داخل اوپک متحدانی چون کویت، امارات و قطر دارد، روسیه مهمترین تولید کننده غیر اوپک نفت معمولاً سیاستی را اتخاذ می کند که در آن منافع بیشتری بدست آورد و آمریکا کنترل کننده شماره یک اوپک و کشورهای عضو ان است از سویی نفت شیل تولید شده در کانادا و امریکا چنان سایه سنگینی بر سر نفت اوپک و قیمت آن گسترانیده است که هر افزایش قیمتی در بازارهای بین المللی با افزایش تولید نفت شیل به سرعت بازار را اشباع خواهد کرد.
از سوی دیگر اخیراً زمزمه هایی از سوی عربستان مبنی بر تشکیل یک اوپک جدید بر سر زبانها افتاده است. در ابتدا زمزمه های اوپک جدید چندان جدی به نظر نمی رسید اما اگر کمی درروند اتفاقات چند سال اخیر دقیق شویم متوجه سناریویی می شویم که از مدتها قبل اغاز شده است.
در واقع اوپک جدید احتمالاً بعضی از اعضای اصلی و قدیم خود را ندارد و به جای انها اعضای جدیدی جایگزین می شوند؛ وجه مشترک اعضای که حذف می شوند ایستادگی و اختلاف با ایالات متحده است.
یک دهه قبل درست زمانی که چاوز در ونزوئلا و احمدی نژاد در ایران هم عصر شد آتش دشمنی ها بین این دو عضو اصلی اوپک و امریکا شعله ور گردید. تحریم های آمریکا و بین المللی خیلی زود ایران را وادار به استفاده از روشهای غیر معمول برای فروش نفت و دریافت پول حاصل از فروش ان نمود و میرفت تا تولید ایران را به زیر  500000 بشکه در روز نزدیک کند که تغییر رییس جمهور و توافق با کشورهای بین المللی بار دیگر وضعیت را در ایران اندکی بهبود بخشید به طوری که ایران در سال 2017 روزانه به طور متوسط 2250000 بشکه نفت فروخت.
اما ونزوئلا به اندازه ایران خوش اقبال نبود. کشوری که بیشترین ذخایر شناخته شده جهان را در اختیار داردپس از مرگ چاوز پوپولیست ضد امریکاییش گرفتار مادورویی شد که در واقع نسخه ضعیف شده چاوز بود و سیاست های او را البته خیلی ضعیف تر ادامه می داد امروزه جامعه ونزوئلا در حال از هم پاشیدن است، میلیاردها بشکه نفت در زیر پای مردم است اما بخش اعظمی از مردم این کشور از تامین مایحتاج روزانه خود عاجزند. ارزش پول ملی به حدی پایین امده است که مردم با ان کیف می بافند و در صف های طولانی تامین مایحتاج روزانه به جان هم می افتند.
 کشور ما نیز که در مجموع بیشترین ذخایر نفت و گاز دنیا را به ثبت رسانده است این روزها حال و روزی بهتر از ونزوئلا ندارد و در آستانه بازگشت یک طرفه تحریمها توسط آمریکا ارزش پول ملی به شدت در حال سقوط است.
نگاهی به تولید نفت ونزوئلا نشان می دهد که در سه سال گذشته به شدت تولید نفت کاهش داشته است و این حذف ونزوئلا از بازار هیچ تاثیر ملموسی بر قیمت ها جهانی و عرضه نفت به بازارهای بین المللی نداشته است. پس از ونزوئلا نوبت ایران است برنامه ای که از دو ماه پیش اجرایی شده است تا با حذف ایران از سبد نیاز بازار درامدهای نفتی را در ایران بهحداقل برسانند در این راه سایر اعضای اوپک و در راس ان عربستان، روسیه و نفت شیل بیشترین همکاری را خواهند داشت.
البته انگونه که در اخبار به گوش می رسد هنوز خطر وقوع فا
جعه و بحران توسط سیاست مداران در ایران درک نشده است و هر روزه امار جدیدی حاصل از رانت و فساد دولتی گسترده به گوش می رسد. خروج 59 میلیارد دلار سرمایه مردم و انتقال به کشورهای همسایه به صورت سرمایه گذاری، 3000 میلیارد تومان بدهی وزارت نفت به شرکت های پیمانکار و نیاز شدید کشور به تجدید ساختار در اقتصاد و صنعت را که خود نیازمند هزینه هنگفتی است در کنار هم بگذارید تا به عمق فاجعه در حال وقوع در ایران پی برید.
شاید هنوز برای نجات این کشتی در حال غرق راه چاره ای باشد، منوط به اینکه عمق بحران و فاجعه درک شود و برای نجاتش از راهکاری مناسب استفاده گردد.
۲۰ مرداد ۱۳۹۷ ۱۵:۲۶