شرکت های بزرگ نفتی گاز را انتخاب کرده اند

شرکت های بزرگ نفتی گاز را انتخاب کرده اند
رضا مدیر – تحلیلگر ارشد انرژی

در اواخر سال 2017 کشتی شناور تولید گاز مایع (LNG) ساخت کره جنوبی از کارگاه تولید این کشور طی هشت هفته به استرالیا رسید. این غول عظیم الجثه وسعتی در حد چهار زمین فوتبال دارد و وزن آن حدود 10 برابر یک ناو هواپیمابر معمولی است. ماموریت این کشتی تولید گاز لایه های زیرین دریا و تبدیل آن به گاز مایع خیلی سرد (Super cooled LNG) و تحویل آن به کشتی های ویژه حمل LNG می باشد.
این پروژه برای شرکت رویال داچ شل 14 میلیارد دلار هزینه داشته و متعلق به آخرین موج توسعه مصرف گاز است که می خواهد با تغییر پارادایم انرژی جهان، نخست دوران تفوق گاز بر نفت را اعلام نماید و سپس بصورت "پل انتقال" مصرف انرژی جهان را وارد دوران انرژی های پاک نماید. شرکت شورون آمریکا نیز قبل از آن با راه اندازی پروژه گورگون (Gorgon) در سال 2016 راهبرد مشابهی را دنبال کرد. این شرکت با 88 میلیارد دلار سرمایه گذاری تولید LNG در استرالیا را عملیاتی کرده است. شرکتهای عظیم اگزان موبیل، بی پی انگلستان، توتال فرانسه و انی ایتالیا نیز سرمایه گذاریهای کلانی در این زمینه داشته اند.
با این تمهیدات قرار است عرضه LNG تا سال 2021 در سطح 50% افزایش یابد. روند این سرمایه گذاریها حاکی از یک برداشت همگانی در بین شرکتهای بزرگ نفتی جهان است که ویژگی تمیز بودن گاز از نظر آلایندگی در مقایسه با نفت و ذغال سنگ، رشد مصرف آنرا تضمین می کند، حال آنکه تقاضا برای سوخت های فسیلی بطور کلی روند نزولی خواهد داشت.
نمودار زیر روند تحول انواع انرژیهای اولیه طی نیم قرن اخیر و پیش بینی آنرا تا سال 2035 نشان می دهد.
گازی که در نیروگاههای برق می سوزد، نصف ذغال سنگ Co2 تولید می کند و تولید اکسید نیتروژن و سایر آلاینده های آن نیز 75 درصد کمتر از ذغال است. بنابراین گاز جانشین خوبی برای ذغال سنگ در برابر تغییر اقلیم و آلودگی هوا است. در عین حال گاز جانشین خوبی برای نیروگاهها در برابر توسعه خودروهای برقی است که تقاضای نفت را کاهش می دهد.
با این روند، دوران برتری نفت در مقایسه با گاز بر سرعت در حال سپری شدن است.
برای نمونه، در شرکت بی پی انگلستان، از مجموع 16 پروژه ای که قرار است تا سال 2021 عملیاتی شود، 12 پروژه مربوط به توسعه گاز است و این روند در سایر شرکتها نیز قابل مشاهده است. شرکت صاحب نام وودمکنزی در زمینه مشاوره انرژی می گوید در فرایند امکان سنجی، در دنیا در برابر هر پروژه نفتی دو پروژه گازی وجود دارد. مدیرعامل شرکت انی ایتالیا آقای کلودیو دسکالزی می گوید قدیم ها اگر بجای نفت به گاز می رسیدیم، نا امید می شدیم، ولی الان دنبال اکتشاف گاز هستیم. این شرکت به سرعت در حال توسعه میدان ظهر در سواحل مصر می باشد.
توسعه دهندگان گاز در صدد هستند ذغال سنگ را از سیکل مصرف نیروگاهی خارج کنند و رقابت با توسعه انرژیهای باد و خورشید را به نفع خود خاتمه دهند. آقای مارتین وتسلار رئیس بخش گاز شرکت شل می گوید درست است که در بلند مدت انرژیهای تجدید پذیر (بویژه باد و خورشید) بر تقاضای انرژی مسلط می شوند، ولی در دوران انتقال از سوخت های فسیلی به این سوخت ها و حتی در پایان آن نیاز به یک عامل با ثبات انرژی وجود دارد که بتواند مکمل باد و خورشید باشد تا در فواصل فقدان آنها ثبات سیستم انرژی را تضمین کند و این سوخت یقیناً گاز است. لازم به یادآوری است که بزرگترین مشکل سوخت باد و خورشیدی مشکل "تناوب (Intermittency)" است که به مفهوم عدم استمرار آنها یا متناوب بودن دسترسی به آنها است. برای حل این مشکل یا باید فن آوری ذخیره سازی (باطریها) پیشرفت جدی نماید و یا آنکه سیستم پشتیبانی کننده با سوخت های فسیلی وجود داشته باشد.
آینده گاز هیچ کجا مثل آسیا روشن نیست. فقط هند و چین بیش از 50% رشد 30 درصدی مصرف انرژی بین حال حاضر تا 2035 را به خود اختصاص خواهند داد. آلودگیهای وسیع و عمیق شهری در این دو کشور و نیز تعهدات آنها ذیل موافقت نامه اقلیمی پاریس، نیاز به گاز آنها را تشدید می کند. چین در صدد است سهم مصرف گاز خود را از 6% فعلی به 15% تا 2030 افزایش دهد. علامت های این رشد هم قابل مشاهده است بطوریکه در نیمسال اول 2017 میزان LNG وارداتی چین 38% نسبت به دوره مشابه سال 2016 افزایش داشت.

ریسک های توسعه LNG
علیرغم خوش بینی شرکتهای بزرگ نفتی نسبت به آینده گاز و سرمایه گذاری های کلانی که در این زمینه کرده اند، ریسک سرمایه گذاری های آنها زیاد است. این پروژه ها همزمان شده است با توسعه میادین شیل (Shale) در آمریکا بطوریکه این کشور را پس از سالهای طولانی، مجدداً تبدیل به یک صادرکننده خالص گاز کرده است. آژانس بین المللی انرژی (IEA) معتقد است تا سال 2022 آمریکا بصورت رقیب جدی قطر و استرالیا برای صادرات LNG در خواهد آمد. این موج افزایش عرضه گاز، سودآوری پروژه های شل در استرالیا، اگزان موییل در گینه نو، بی پی در اندونزی و توتال در روسیه را زیر سوال می برد.
طی 5 سال گذشته قیمت گاز در اروپا و آسیا که بزرگترین هدف های صادرات LNG هستند، بیش از 40% کاهش داشته و این امر بازده سرمایه پروژه های توسعه LNG را نسبت به محاسبات ابتدای سرمایه گذاری بشدت کاهش داده است. افزایش عرضه LNG بطور کلی و متعدد شدن شرکتهای عرضه کننده بنحوی است که پیش بینی می شود بازار این فراورده از "بازار فروشنده" به "بازار خریدار" تبدیل شود. بر این اساس است که خریداران که سابقاً دنبال قراردادهای بلند مدت بودند، در پی قراردادهای کوتاه مدت تر و انعطاف پذیر تر باشند. سابقاً بازار LNG تعداد محدودی عرضه کننده داشت که به معدودی مصرف کنندگان نظیر ژاپن و کره جنوبی LNG می فروختند. ولی تولید عظیم گاز توسط آمریکا این صحنه را تغییر داده است.
دهسال پیش متجاوز از 95% قراردادهای LNG دوره ای دهساله یا بیشتر داشتند ولی الان این رقم به 60% رسیده است. تا کنون LNG فرآورده پیشرفته ای بود که در دسترس شرکتهای معمولی نبوده، ولی این روند نیز کاملاً تغییر کرده است. با همه این احوال و بر خلاف انتظار، توسعه زیاد LNG و افزایش عرضه آن و کاهش قیمت گاز، تقاضای این ماده افزایش چشمگیری پیدا نکرده است. این فرایند موجبات نگرانی سرمایه گذاران از جمله شرکتهای بزرگ نفتی را فراهم آورده است.
ریسک دیگر قضیه از ناحیه طرفداران محیط زیست و فعالان مبارزه با تغییر اقلیم ناشی شده است این گروه گاز را نیز مانند ذغال سنگ و نفت سوخت فسیلی " و غیر خودی" می دانند. گروه کربن ترکر (Carbon tracker) که یک سازمان مردم نهاد فعال در مبارزه علیه تغییر اقلیم است می گوید معادل 532 میلیارد دلار از پروژهای گازی جهان باید منسوخ شود تا جهان به هدف محدودیت 2 درجه سانتی گراد موافقت نامه اقلیمی پاریس برسد. این گروه و نهادهای مشابه، به این نوع دارائی ها "دارایی های زمین گیر" (Stranded Assets) اطلاق می کنند و معتقدند دنیا با انتقال به عصر مصرف انرژیهای تجدید پذیر، مقادیر معتنابهی از سرمایه گذاریهای گاز، نفت و ذغال سنگ را "بلا استفاده" و منسوخ خواهد کرد.
گروه های زیست محیطی هر از گاهی شکایتی را در دادگاههای اروپا و آمریکا علیه شرکتهای بزرگ نفتی مطرح می کنند و مدعی می شوند این شرکتها با کارشان به سلامت بشر و جامعه صدمه می زنند. البته اینگونه اقدامات بیشتر جنبه تبلیغاتی و جنجالی آفرینی دارند و انتظارات این گروه ها نیز نسبت به سرعت و شدت تغییر پارادایم انرژی جهان از سوخت های فسیلی به سوخت های تجدید پذیر عمدتاً رویا پردازانه و غیر منطقی است.
ولی شرکت های بزرگ فعال در زمینه سوخت های فسیلی بنحوی شاهد هستند که روند فشار گروه های زیست محیطی در حال تشدید است و باید نگاهی دوباره به استراتژیهای توسعه فعالیت خود داشته باشند تا ملاحظات مقابله با تغییر اقلیم، زمینه کار و رقبای جدید را نیز در نظر داشته باشند. از یکسو سیاستهای عمومی و قانونگذاری نه تنها در کشورهای توسعه یافته، بلکه در کشور های نو ظهور نظیر چین، هند و سایر کشورهای در حال توسعه، عرصه را بیش از پیش بر مصرف سوخت های آلاینده از جمله سوخت های فسیلی تنگ می کند.
همزمان دسترسی شرکتهای بزرگ و حتی متوسط و کوچک نفتی به ذخایر جدید نفت کم و کمتر می شودو جایگزینی تولید موجود دشوار تر می شود، چرا که برای دسترسی به مناطق جدید محدودیت وجود دارد و یا آنکه منابع در دسترس، نفت قابل توجهی برای استحصال مقرون به صرفه و تجاری ندارند. از سوی دیگر، به سرعت بهای تولید انرژی از باد و خورشید رو به کاهش است و در مناطقی مثل دریای شمال و چین به " برابری شبکه" رسیده است. مفهوم این فرایند آنست که کاهش هزینه ها در این مناطق به حدی است که از این پس تولید انرژی از این حامل ها بدون کمک و سوبسید دولتی امکان پذیر است.
با این اوصاف دور نیست زمانی که شرکتهای بزرگ نفتی – گازی جهان فعالیت ها و سرمایه گذاری های خود را از اعضای نفت و گاز متعارف خارج سازند و مجبور شوند بجای لباس هیدروکربوری، جامه " انرژی" بر تن کنند و فعالیت های خود را به حوزه انرژیهای تجدید پذیر و تولید الکتریسیته نیز گسترش دهند.

گاز سوخت دوران انتقال
به هر حال اینکه جهان گزینه بالا به پایین موافقت نامه پاریس را برای کاهش گازهای گلخانه ای انتخاب کند و یا آنکه فن آوریهای نوین در این روند نقش اصلی را ایفا نمایند، شرکتهای نفتی بزرگ معتقدند مصرف گاز به صورت های مختلف سوخت دوران انتقال خواهد بود و این دوره ممکن است ربع قرن و یا بیشتر طول بکشد.نمودار فوق که با بهره گیری از منابع آژانس بین المللی انرژی تهیه شده ، پیش بینی سبد مصرف انرژی جهان را برای سه سناریو ادامه سیاستهای موجود، بکارگیری سیاست های جدید و بالاخره بکارگیری سیاستهای توسعه پایدار توصیه شده از سوی نهادهای سازمان ملل متحد نشان می دهد. در تمامی گزینه های آینده، سهم گاز بنحو بارزی حفظ شده و حال آنکه سهم نفت و بویژه ذغال سنگ کاهش خواهد یافت.
۲۱ اسفند ۱۳۹۷ ۱۰:۲۸