نمایشگاه از سر تکلیف، صادرکننده بلاتکلیف

نمایشگاه از سر تکلیف، صادرکننده بلاتکلیف
فرزین سوادکوهی – خبرنگار حوزه نفت و انرژی

شاید به نظر برسد آسیب شناسی رخدادهای نمایشگاهی در ایران به بررسی و نتایجی که پیش از این از این رویداد ها به دست آمده است نیاز دارد و می توان گفت اساسا قبل از این که چرایی برگزاری نمایشگاههای صنعتی و تجاری محل بحث و کنکاش قرار گیرد، حالا دیگر باید خروجی آنها را رصد کرد و دید از این اتفاق چه نتایجی حاصل شده است. در این میان برگزاری نمایشگاه بین المللی نفت، گاز، پالایش و پتروشیمی به عنوان بزرگترین رخداد صنعتی و تجاری ایران جایگاهی ویژه دارد.نمایشگاهی که تاکنون 23 دوره خود را پشت سرگذاشته تا به اصطلاح به عنوان یک برندنمایشگاهی،خودی نشان بدهد.نشان بدهد که یکی از ثروتمندترین کشورهای نفتی جهان به لحاظ منابع هیدروکربوری حرف های بسیاری در تجارت و اقتصاد نفت برای گفتن دارد. اما این تصویر زمانی می تواند اعتبار لازم را کسب کند که حاصلش به عینه برای جامعه صنعتی و تجاری ایران ملموس و باورکردنی شده باشد.ولی ابهامات موجود، ذهن پرسشگر را به تکاپو می اندازد. در آغاز باید پرسید بیشترین نفع و سود نمایشگاه نفت نصیب چه گروه یا نهادی می شود؟ آیا قرار است صنعتگران وفعالان حوزه نفت از آن انتفاعی داشته باشند؟ اگر چنین است چرا در هیچ جایی خروجی این نمایشگاه ها که سال ها برای آن زحمت کشیده شده دیده نمی شود؟ آیا بخش خصوصی صنعت نفت و گاز و پتروشیمی و پالایش باید در آن کسب انتفاع کنند؟آیا تاکنون نفع دندان گیری برای آنان حاصل شده است؟ آیا اساسا سامانه و یا منبعی برای دستاوردهای نمایشگاهی حوزه نفت وجود دارد که یک کاربر بتواند با رجوع به آن، مثبت و یا منفی بودن آن را در حوزه تجارت به ارزیابی بنشیند؟ آیا حتی جستجوهای اینترنتی، پرسشگران را به سرمنزل مقصود خواهد رساند؟ متاسفانه چنین نیست. هنوز که هنوز است نه از این رویداد، بلکه از هیچ رویداد نمایشگاهی دیگری نیز کسی حاصل به دست آمده را به شکلی قابل اتکا مشاهده نکرده است. بنابراین حتی دانشجویان و محققان هم از چنین جستجویی جز تعداد شرکت کنندگان و فضای غرفه هاو بود و نبود برندهای قدر نفتی جهان و نکاتی از این دست ، چیزی بیشترگیرشان نخواهد آمد. گزارش ها و اخبار منتشره در مورد نمایشگاه های مشابه در سال های گذشته بیانگر این نکته است که بخش خصوصی عطای این نمایشگاه ها را به لقایش بخشیده است.گرفتاری ها و چالش هایی که بخش خصوصی صنایع نفتی طی سال های اخیر با آن دست و پنجه نرم می کند تمایلی برای عرض اندام فعالان تجاری صنعت نفت باقی نگذاشته است.کافی است محض نمونه به سوت و کور تر شدن هرساله نمایشگاه نفت اهواز نگاهی بیاندازیم تادستگیرمان شود که کارد به استخوان بخش خصوصی رسیده است.فرصت بسیار مغتنم حشرو نشر کنشگران بازار صنایع نفت و پتروشیمی و تعامل و داد وستد تجاری بین آنها در نمایشگاه هایی که اساسا با این هدف برگزار می شوند، اینک برای آنها به کاری عبث و بیهوده تبدیل شده است، چرا که فعالان حوزه مذکور به دلیل نبود سازوکارمناسب و منطقی و معتبر بانکی ومالی، بی ثباتی نرخ ارز، بی قاعدگی مالیاتی ،موانع و دشواری های گمرکی و گرفت وگیربازار کسب و کار،در تعلیقی خان و مان برانداز بسر می برند و در چنین شرایطی بالاترین هنرشان لابد این است که خود را زنده نگه دارند. در این میان فعالان بخش خصوصی صادرکننده فرآورده های نفت، گاز و پتروشیمی وضعیتی به مراتب بدتر از بقیه دارند.آنها هرساله با این امید که نهادهای تصمیم گیر فکری برای انحصارگری دولت در این بازار خواهند کرد، با هزار شور وشوق با متولیان نفتی دولت جلسه می گذارند، همایش و سمینار برگزار می کنند،دست به نامه می شوند، اطلاعیه صادر می کنند،نشست خبری راه می اندازند ، مصاحبه می کنند وسراسیمه و از سر ناچاری فریاد می زنند و گریبان خود می درند، اما در نهایت این مدیران نفتی وصنعتی دولتی هستند که رزومه های نمایشگاهی هرساله خود را پرو پیمان تر روی میز وزرا ومدیران دخیل می گذارند تا به روسای خود بقبولانند که اوضاع گل و بلبل است و در صادرات، آب از آب تکان نخورده است و اگر هم در جایی اشکال کوچکی وجود دارد زیر سر دشمن تحریم گر است! و انگار نه انگار که سرفصل هایی همچون حمایت از تولید کننده و مصرف کننده داخلی، افزایش و رشد سطح صادرات و تولیدات،ایجاد و فراهم آوری زمینه های لازم برای برقراری رقابت های سالم داخلی وبین المللی، بسترسازی برای انتقال فناوری و دانش روز،ترغیب به سرمایه گذاری ، فزونی بازده سرمایه برای مشارکت کنندگان در نمایشگاه ها(یعنی همه آنچه که بخش خصوصی صادرکننده فرآورده های نفتی در انتظار آن است)به راحتی فراموش شده است.
غفلت همچنان حاکم است .کسی گوشش بدهکار نیست که صادرکنندگان فرآورده های نفتی پیش از آن که درگیر تحریم های خارجی باشند، در هزارتوی تصمیمات غیرعقلانی و پیچیده نهادهای حاکمیتی گرفتار شده اند.خود تحریمی داخلی رمق صادرکنندگان مواد نفتی را گرفته است.تورم افسارگسیخته، تسهیلات تکلیفی که از جیب مردم پرداخت شده،سیاست های بی قید و بند بودجه ای،ابهام در بده بستان های بورسی، قوانین خلق الساعه،سوء مدیریت بی پروا، تصمیمات الله بختکی بانکی،لابیرنت های گمرکی و نبود یک استراتژی معین باعث شده صادرکنندگان فرآورده های نفتی در یک قمار از پیش باخته شرکت کنند.راه و رسم حرفه ای تجارت در این بین به یک خواب و خیال ویک رویای دست نیافتنی دم صبح تبدیل شده است. روش های مفسده انگیز با اتیکت دور زدن تحریم ها در برابر فعال صادر کننده قد علم می کند.بازارهای هدف که کشورهای اطراف به خوبی از آن انتفاع دارند برای تاجر ایرانی به بن بستی پر از سنگلاخ تبدیل می شود. راه های تازه برای بازارهای جدید، یا طولانی است و یا بسته است.شرکت های خارجی گاهی برای ده سال آینده خود هم هدف و برنامه دارند در حالی که بازرگان ایرانی برای یک هفته بعد هم تکلیف خود را نمی داند و مدام بر در بسته می کوبد. نرخ ارز را نهادهای رسمی کشور تعیین نمی کنند بلکه این تصمیم در کوچه پس کوچه های خیابان ارباب جمشید و چهار راه جمهوری گرفته می شود.بازار صادرات با هرتکانه کوچکی آب به آب می شودوسهم فعال صادراتی، سرگیجه اقتصادی است. بدین ترتیب نقض غرض ها هم یکی یکی عیان می شود.شعار سیزدهمین همایش سالانه اتحادیه صادرکنندگان فرآورده های نفت، گاز و پتروشیمی ایران روی زمین می ماند وبه ترجیع بند اقتصاد نفتی کشور تبدیل نمی شود.اینک باز باید پرسید در چنین وضعیتی برگزاری نمایشگاه نفت چه ضرورتی دارد؟ وقتی خود کرده را تدبیری نیست و بازار کساد است، پس در این نمایشگاه قرار است چه کسی به چه کسی وصل شود تا نفعی حاصل کشور شود؟ وقتی بنا به آمار گمرک- صادرات روغن و قیر و پارافین و وکیوم باتوم و هیدروکربن های مجموعه های پالایشی و خروجی صادراتی پتروشیمی ها و فرآورده های گازی وبنکرینگ و سوآپ و ترانزیت از مدت مشابه سال گذشته خود کمترو کمتر می شود، صادرکننده باید سر به کدام چاه غریب فرو ببرد و بگرید؟ متاسفانه این مسائل نکاتی است که هرساله از ذهن متولیان نمایشگاه نفت به فراموشی سپرده می شود.همان نکاتی که برای فعالان بخش خصوصی صادرات به مغاکی هولناک تبدیل شده است.مدیران ارشد دولتی طی یکی دو روز اول بنا به یک سنت کلیشه ای و شاید از سر تکلیف در نمایشگاه چرخی می زنند و گاهی اگر اقبال یک فعال نفتی بخش خصوصی بلند باشد مخاطب او قرار می گیرند و سری تکان می دهند و قولکی می دهند و دوباره خداحافظی و آرزوی موفقیت برای شرکت کننده تا سال بعد. این قصه تکراری و کسالت بار در هیچ سالی درس عبرتی برای دوره بعدی نمی شود. از آن سو شیوه برگزاری نمایشگاه نفت هم که برای خود حکایت عجیبی دارد.نمایشگاه هرساله نفت متاسفانه حالا دیگر به کارناوالی تبدیل شده است که هرکسی در آن ساز خود را می زند.بارها مشاهده شده که در میان گفتگوی اهل فن، صدای سرسام آور بلندگوهای تبلیغاتی، تردد غیر ضروری انواع و اقسام خودروها و افراد، هیاهوی حاضران و معرکه گیری برخی از شرکت کنندگان، راه بندان مسیرهای منتهی به نمایشگاه، نبود محل مناسب برای پارک خودرو وبی نظمی هایی از این دست جایی برای نیل به اهداف طراحی شده باقی نمی گذارد.خبرنگاری که در حال مصاحبه با یک فعال صنعت و صادرات است یا مدیری که مشغول مذاکره با نماینده یک شرکت خارجی است در میانه کار به یکباره باید کار خود را رها کند و برای تردد موتورسیکلتی که غذا پخش می کند جا باز کند!
تا همین چند سال پیش که بساط موسیقی زنده و شش وهشت را هم در میدان وسطی نمایشگاه برقرار کرده بودند و تو گویی به جایی آمده ای که به هرچیزی ربط دارد جز نمایشگاه صنعت نفت.کسی نمی پرسد تبلیغات آش و سمنوی عمه لیلا در نمایشگاه نفت چه می کند؟بدین ترتیب اجمال در تجارت نفتی، در نمایشگاه نفت قربانی تفصیل است.صاحبنظران حرفه ای معتقدنداین نمایشگاه های هرساله با چنین رویکردی هیچگاه به هسته نمی رسند و درهمان پوسته باقی می مانند . به هرحال هرچند ، در نمایشگاه نفت همچنان بر همان پاشنه سابق می چرخد.اما نباید از این جشن بزرگ نا امید ماند.چاره ای نیست جز بازگویی درزها و شکاف ها و کمبودها.شناخت نواقص جزء و کلان شاید به مذاق برگزار کنندگان نمایشگاه نفت تلخ باشد اما برطرف کردن آن در نهایت کام صنعت نفت را شیرین خواهد کرد.
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸ ۱۴:۰۷