اژدها هفتاد ساله میشود

اژدها هفتاد ساله میشود
سهراب صالحین، دنیای انرژی
حزب کمونیست چین جشن هفتادمین سالگرد به قدرت رسیدن خود را در خنکای اول صبح اولین روز ماه اکتبر با شلیک های هماهنگ توپهای ارتشی آغاز کرد. در طی این مراسم شی جین پینگ، دبیر کل کمیته مرکزی حزب کمونیست چین، با نشستن درون ماشین لوکس ساخت کشورش، هنگشی ال5 از ارتش باشکوهی شامل 15 هزار سرباز، 160 جنگنده، 580 تانک و سلاحهای دیگری مانند موشک های قاره پیما سان دید و پس از آن ارتش این کشور در مقابل شی در میدان تیانمن رژه رفت. البته که طبلهای این رژهی باشکوه با حضور سلاحهای دور برد که گوشه چشمی به آمریکا هم داشت، توخالی نبودند. چین امروز یکی از قدرتمندترین کشورها در بسیاری از حوزه ها، از اقتصاد گرفته تا تکنولوژی است. اما آیا جمهوری خلق چین امروز همان آرمانشهریست که مائوتسه یانگ در سال 1949 بعد از غلبه بر ملی گرایان و بعد از سالها جنگ داخلی و جنگ خارجی با کشورهایی مثل ژاپن، آنرا پایه گذاری کرد است؟ . بی شک چین امروز فاصله زیادی با آن زمانهایی دارد که مائو تلاش میکرد دهقانان و کشاورزان را که نیروی اصلی انقلابی میدانست برای پایه گذاری یک چین متحد با خود همراه کند. او بعد از سالیان سال کشمکش قدرت در شرق دور، جمهوری خلق چین را پایه گذاری کرد و باعث شد نهادهای بین المللی آن را به رسمیت بشناسند. متفکران و رهبران چینی و در راس آنان مائو شاهد بودند که چطور کشورهای غربی با تمسک جویی به امپریالیزم مرگبار و برده کشی از کشورهای دیگر، به رشد خود ادامه دادند. آنها با برافروختن آتش جنگهای کوچک و بزرگ به خصوص دو جنگ جهانی، خواهان قدرت بیشتر بودند که نتیجه آن آوارگی و تلفات بی شمار بود. البته شاید بتوان گفت این کشورها نهایتا جایگاه و قدرتی که به دنبالش بودند را به دست آوردند اما مائو و همفکرانش این موفقیت را پوشالی و دموکراسی غربی را امری سطحی و پیش پا افتاده میدانستند. آنها معتقد بودند به واسطه علم و فلسفهای که ریشه 7000 ساله در چین دارد، توانایی بیشتری در برقراری یک جامعهی انسانی و برابر دارند.
مائو تا زمانی که در راس حزب کمونیست چین قرار داشت، یعنی تا پایان عمرش، در جهت ایدئولوژی خود که برداشتی از مارکسیسم بود و بعدها به مائوئیسم معروف شد قدم برداشت و عدول نکرد. از جمله اقدامات مائو میتوان به اشتراکیسازی زمینهای کشاورزی اشاره کرد. در نتیجه این طرح، قحطی جان بسیاری از مردم – در حدود 38 میلیون نفر – را گرفت و چین تا مرز سقوط پیش رفت. از جمله اقدامات بعدی وی که در راستای طرح «جهش بزرگ به پیش» بود انقلاب فرهنگی بود. این اقدامات مائو باعث شد که نقدهای بسیاری تا به امروز به او شود و چهره هایی چون دنگ ژیائو پینگ به فکر اصلاحات اساسی ساختاری در چین برآیند. دنگ در زمان قدرت مائو از نیروهای تصفیه شده به حساب میآمد اما بعد از مرگ او توانست به قدرت برسد و ساختار اقتصادی چین را به کل تغییر دهد. از جمله این تغییرات بنیادی میتوان به باز کردن تجارت درهای تجارت با دنیا توسط او اشاره کرد. دنگ جملهای معروف دارد که نشانگر اختلاف فکری او با مائوست: «پیشرفت تنها حقیقت است، اگر ما پیشرفت نکنیم، ما را مورد آزار و اذیت قرار میدهند.» برای دنگ منافع مردم کشورش اولویت اصلی بودند، برعکس نگاه مائو که ایدئولوژی را اولویت قرار داده بود. همین باعث شد دنگ دست به تغییراتی بزند که به ذات با چیزی که مائو بنیانگذاری کرد متفاوت بود. در مورد دنگ گفته میشود که در توجیه این تغییرات با مفاهیم فلسفهی اولیه ی جمهوری خلق چین بسیار مهارت داشت.
حالا و با گذشت سالها، شی جین پینگ نه تنها قدرتمندترین سیاستمدار چینی از زمان به وجود آمدن جمهوری خلق چین به شمار میرود بلکه یکی از قدرتمندترین چهره های جهان امروز است. از طرف دیگر چین از یک کشور جهان سومی به کشوری پیشرفته و ثروتمند تبدیل شده و مردم چین را دیگر عمدهی دهقانان و کشاورزان تشکیل نمیدهند. هرچند بسیاری معتقدند چین فعلی شباهتی به آرمانشهر مائو ندارد و رویکرد اقتصادی آن شبیه مدلهای غربیست اما به اعتقاد برخی متفکران این کشور، مانند دنگ ژیائوپینگ این تغییرات اجتناب ناپذیر است. آنها معتقدند سیاستهای مائو برای چین نیمه اول قرن بیستم و جمعیت غالبا کشاورز و دهقان چین پاسخگو بوده است و پس از عبور از آن دوران، با توجه به تغییرات جهان، اصلاحات اساسی لازم بوده. اصلاحاتی که نتیجه آن ظهور غولی بود که طبق پیش بینی که Standard Charted در سال 2010 بر اساس مولفههای اقتصادی و سیاسی و برنامه های دولت چین انجام داد تا سال 2020 اقتصاد آن با آمریکا برابر و تبدیل به بزرگترین اقتصاد جهان میشد. این پیش بینی البته به همین جا محدود نشد و انتظار داشت که در سال 2030 اقتصاد چین به رقمی در حدود 2 برابر اقتصاد آمریکا دست یابد. بنابراین دور از انتظار نبود که دونالد ترامپ، رییس جمهور فعلی آمریکا، با وجود تبادلات تجاری گسترده که بین دو کشور وجود داشت تن به جنگ تجاری با چین داد تا تلاش کند ترمز رشد اقتصادی این کشور را بکشد. البته تلاشهای ترامپ بی نتیجه نیز نبود و در سال 2018 چین کمترین رشد اقتصادی خود در 28 سال اخیر را تجربه کرد. رشد اقتصادی 6/6 درصدی، رقمی که برای بسیاری از کشورها چشم اندازی دوردست یا نشدنی است برای چین سال 2018 یک شکست تلقی شد. هر چند که این روند رو به بهبود نهاد و در حال حاضر چین با حجم صادرات 1/2487 میلیارد دلاری و واردات 9/2135 میلیارد دلاری خود و به عنوان صادرکننده اصلی محصولات وارداتی 60 کشور جهان، روند صعودی خود را دوباره آغاز کرده است.
در حال حاضر و در روزهایی که این کشور 70 سالگی خود را جشن میگیرد، گمانه زنی ها در خصوص آینده پیشرو با توجه به جنگ تجاری پیش آمده متفاوت است. اما آن چیزی که مسلم است، در حال حاضر چین تامین کننده اصلی محصولات وارداتی بیش از 60 کشور جهان است و 15 درصد اقتصاد جهان را در اختیار خود دارد و این قدرت به دلیل روی آوردن به منافع جمعی و گذار از ایدئولوژی بدست آمده است. شاید اگر چین همچنان بر اساس ایدئولوژی های رهبر مارکسیستش پیش میرفت، در حال حاضر همچون 70 سال قبل خود، کشوری دور افتاده با مردمی فقیر بود که همچنان داشتند با کشاورزی برای بقای خود می جنگیدند و هر از گاهی باید خود را آماده قحطی، جنگ داخلی و دست درازی های کشور همسایه ی قدرتمندشان ژاپن میکردند.
۱۴ آبان ۱۳۹۸ ۱۴:۰۲