سیگنال های بد در مسیر سرمایه گذاری حوزه انرژی

سیگنال های بد در مسیر سرمایه گذاری حوزه انرژی

انجمن انرژی ایران که فعالیت خود را از سال 82 آغاز نموده ازانجمنهای فعال وزارت علوم است که در طی سه سال گذشته با رتبه A ارزیابی شده است که بالاترین رتبه انجمنهای علمی در ایران است. هدف این انجمن، ارتقای مباحث علمی در حوزه انرژی و انجام کارهای آموزشی و پژوهشی در این حوزه، همچنین خدمات آموزشی، پژوهشی و فنی و ارتباط بین محققان و متخصصان ایرانی و خارجی و تشویق پژوهشگرانی که از محققان ممتاز می باشد . این انجمن بیش از 800 عضو حقیقی و 35 عضو حقوقی داشته و شش دوره کنفرانس فناوری و مدیریت انرژی برگزار نموده است. و در تدوین توسعه راهبردی صنعت برق، با موسسات بینالمللی مثل اوپرتال آلمان در بحث انرژی همکاری داشته و هر سال نیز انتخاب پژوهشگر برتر در حوزه انرژی کشور را برگزار می نماید . گفتگوی اختصاصی سردبیر ماهنامه دنیای انرژی با دکتر بهنام محمدی ایواتلو، رئیس هیئت مدیره این انجمن که متخصص سیستمهای هوشمند انرژی است. بیش از 10 کتاب در انتشارات اشپرینگر و انزویه منتشر نموده و بیش از 200 مقاله علمی پژوهشی را در این حوزه به رشته تحریر درآورده است را با هم می خوانیم :

·                تعاملات بینالمللی با انجمنهای موازی دارید ؟

یک سری مشکلات در بحث عضویت در انجمنهای بینالمللی وجود دارد با اینحال بطور متوسط هر هفته یک وبینار آموزشی داریم که محتوای بیش از 60 درصد آن توسط متخصصان بینالمللی خارج از ایران صورت میگیرد. از این طریق توانستیم ارتباطی بین پیشرفتهایی که در این حوزه در دنیا وجود دارد و اعضای انجمن برقرار کنیم. یکی از راههای ارتباطی ما با جامعه بینالمللی نیز ایجاد شاخههایی در کانادا، ترکیه و نیوزلند توسط اعضای انجمن که در خارج از کشور هستند می باشد .

·                 وضعیت هاب انرژی ایران در مخاطرات ژئوپولتیکی خاورمیانه چگونه است؟

به این موضوع از دو دیدگاه میتوانیم نگاه کنیم. یکی دیدگاه پتانسیلهاست که میبینیم ایران منابع عظیم سوختهای فسیلی را دارد و از لحاظ منابع گازی در رتبه دوم دنیا بوده و در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر، انرژی بادی و خورشیدی نیز محلی از اعراب دارد . از طرفی نیز موقعیت برتر ژئوپولتیکی داشته و بین دو کانون انرژی در دنیا قرار گرفته است . لذا منطقی است که هاب انرژی منطقه باشیم. ولی وقتی به طرحهای اجراشده و ساختارها و برنامههایی که برای سالهای آتی وجود دارد را با کشورهای همسایه مقایسه میکنیم، میبینیم که مسیر همواری برای این کار وجود ندارد، ما از رقبای منطقهای که برنامههای توسعهای بلندپروازانهای اجرا می کنند عقب هستیم. در تابستان و زمستان مشکل تامین برق داریم. نفتمان هم تحریم شده و صادرات نفتمان به کمتر از 500 هزار بشکه رسیده. در این شرایط با یک تصمیمگیرنده استراتژیک در دنیا و منطقه فاصله زیادی داریم و انرژی مضاعفی نیز میخواهد که بخواهیم به رتبهای که پتانسیلش را داریم برسیم.

·         جایگاه ایران در نقشه آینده تامین انرژی خاورمیانه چیست ؟

خاورمیانه به تنهایی بیش از دو سوم ذخایر نفت دنیا را دارد. از طرفی کشورهای خاورمیانه که در توسعه نفت پیشرو بودند به انرژیهای تجدیدپذیر و سوختهای سبز رو آورده اند . خاورمیانه از آنچه که آینده دنیا به آن سمت میرود عقب نمانده است، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در عربستان و امارات و صادرات هیدروژن سبز در آینده از جمله این پیشرفت ها خواهد بود . در این زمینه خاورمیانه نقش خیلی اساسی داشته و نیروگاه خورشیدی امارات قرار است به ظرفیت اسمی 5000 مگاوات، به بزرگترین نیروگاه خورشیدی دنیا و تولید هیدروژن سبز تبدیل گردد . این کشور تا سال 2050 بیش از 75 درصد انرژیاش را از منابع سبز تامین خواهد کرد. همچنین عربستان و عمان برنامههای بلندپروازانهای اجرا میکنند. اما کشور ما برنامه مشخصی برای این موارد نداشته و در آینده تجارت انرژی در دنیا و خاورمیانه با توجه به اینکه در مقطعی تاریخی قرار داریم سهمی نخواهیم داشت .

·                 هزینه های گران انرژیهای تجدیدپذیر

من با این موضوع مخالفم که هزینه انرژیهای تجدیدپذیر گران است. باید هزینه تامین انرژی را در طول عمرش بررسی کنیم. فرض کنید که یک نیروگاه بادی یا گازی بزنید که قرار است 25 سال کار کند و در این مدت مقدار مشخصی برق تولید خواهد کرد. الان هزینه سرشکنشده به ازای هر کیلوواتساعت انرژی منابع خورشیدی و بادی، به سطح نیروگاههای فسیلی و حرارتی رسیده و این پیشرفت بزرگی است. حرف شما برای پنج سال پیش صدق میکرد که انرژی تجدیدپذیر لوکس به نظر می رسید اما در بازار کنونی، انتخابتان همسنج است و میتوانید مقایسه کنید و میبینید که در مدت زمان مشابه، هزینهها یکسان است. در سال 2019 بیش از دو سوم نیروگاههایی که جدید تولید احداث شده از نوع بادی و خورشیدی بوده. این نشان میدهد که نیروگاههای فسیلی پیشرفت زیادی نخواهند داشت. از بین نیروگاههای فسیلی، نیروگاهی که با نرخ قابل قبولی ساخته میشود، فقط نیروگاه گازی است. در منطقه خاورمیانه ایران در احداث نیروگاه گازی پیشران بوده و در سطح جهان امریکا می باشد .

مقایسه انرژی تولیدی از منابع مختلف، نشان میدهد در سال 2020، تولید انرژی از نیروگاههای ذغال سنگ پنج درصد کاهش داشته است، گازی دو درصد کاهش داشته، اما مجموع انرژی تولیدی نیروگاههای انرژی تجدیدپذیر هفت درصد افزایش داشته اند. بدین معنا، انرژی تولید سوختهای فسیلی در حال کاهش و انرژیهای تجدیدپذیر در حال افزایش است. به طور میانگین در کل دنیا، بیش از 10 درصد مصرف برق دنیا توسط نیروگاههای بادی و خورشیدی تامین میشود. کشوری مانند ویتنام فقط در سال 2020، 11 گیگاوات انرژی خورشیدی وارد مدار کرده، یعنی 11 هزارمگاوات، مقایسه کنید با پیک مصرف ما که 57 هزار مگاوات است و ظرفیت کل شبکه ایران که 85 هزار مگاوات است. اینها مواردی است که باید به آنها توجه کرد. در این زمینهها هم خیلی عقبماندگی داریم.

·                 منابع تولید کربن

بخش عمده تولید کربن مربوط به منابع تامین برق و انرژی نیروگاههاست. در ایران کلا 800 مگاوات انرژی تجدیدپذیر نصب کردیم. مطابق برنامه توسعه ششم قرار بود هر سال 1000 مگاوات انرژی تجدیدپذیر تولید شود، یعنی از سال 1396 تا 1400 باید هر سال 1000 مگاوات اضافه میکردیم. این به پنج درصد نیروگاههای نصبشده میرسید. ما الان به حدود یک درصد رسیدیم. چیزی که ناامیدکننده است اینکه برنامهای میریزیم اما مشخص نیست چه کسی باید این برنامه را دنبال کند، آن را پیادهسازی و اجرا کند. در گزارش سال 2015 مربوط به اروپا، بیش از 20 کشور اروپایی، هدفی که برای انرژیهای نو در سال 2020 گذاشته بودند، برآورد کرده بودند که تا سال 2020 این هدف را دارند که به این میزان انرژی تجدیدپذیر برسند. فقط سه چهار کشور از هدفی که گذاشته بودند فاصله داشتند، اما بیش از 20 کشور از هدفی که برای سال 2020 تعیین کرده بودند جلوتر هم بودند. ایران هم قرار بود 1400 به 5000 مگاوات انرژی تجدیدپذیر برسد، اما الان 800 بوده و امسال هم به 1000 مگاوات نخواهد رسید.

·        مشکلات پیش روی انرژی های تجدیدپذیر در ایران چیست ؟

بحثهای زیادی در این زمینه وجود دارد. دولت بحث انرژیهای تجدیدپذیر را رها کرده و به عهده مردم گذاشته است. از منابع مالی در نظر بگیرید که از مصرفکنندگان 10 درصد عوارض می گیرند، نصف را به توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و نیمی را هم به توسعه برقرسانی به روستاها اختصاص داده است . موضوع بعدی، ساختارهای موجود در کشور است. ما یک فرصت طلایی در دوره پس از برجام داشتیم، زمانی که قیمتها برای خرید تضمینی انرژیهای تجدیدپذیر در ایران، جذاب بود. با 12 سنت، برق انرژی تجدیدپذیر را میخریدیم. در سال 96 بیش از 2000 مگاوات قرارداد امضاشده وجود داشت. پروانههایی که برای احداث نیروگاههای تجدیدپذیر گرفته بودند خیلی زیاد بود. این یعنی یک انرژی اولیه بوده و عدهای آمدند و میخواستند انرژی خورشیدی و بادی در کشور بسازند. اما چه اتفاقی افتاد؟

ما در کشورمان بین سازمانها این هماهنگی را نداشتیم که از رو آوردن سرمایههای خارجی استفاده کنیم. برای تاسیس نیروگاه خورشیدی باید از 30 سازمان مجوز میگرفتید، سازمان گردشگری، میراث فرهنگی، اوقاف، مسکن و شهرسازی، آب و فاضلاب، اداره برق، مخابرات، گاز. هر ادارهای که به ذهنتان میرسد. اداره محیط زیست میگفت به شرطی مجوز میدهیم که بیاید 15 درصد این زمین را فضای سبز بسازید. اداره منابع طبیعی میگفت جایی مجاز هستید نیروگاه خورشیدی بسازید که هیچگونه پوشش گیاهی نداشته باشد. اداره آب میگفت که نباید درخواست آب داشته باشید، همه این موارد که با هم تناقض هم داشت را باید رعایت میکردید تا بتوانید مجوز تاسیس نیروگاه را بگیرید. این یکی از نمونه ناهماهنگیها بود. موضوع تحریمها و افزایش نرخ ارز نیز در ادامه هیچ تمایلی را برای سرمایه گذاری بخش خصوصی در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر ایجاد نکرده است .برای تولید یک مگاوات برق، معادل 1.65 بشکه نفت نیاز داریم. قیمت یک بشکه نفت اوپک امروز 69.82 دلار است. اگر این را به سوخت مورد نیاز برای تولید یک مگاوات تبدیل کنیم، میشود حدود 115 دلار. با دلار حدود 24 هزار تومان، هزینه سوختی که برای یک کیلووات ساعت برق مورد نیاز است، بیش از 2800 تومان است. ما این سوخت را تقریبا رایگان به نیروگاهها میدهیم. وقتی میخواهیم از بخش خصوصی برق بخریم، اگر نیروگاه بادی تاسیس کرده باشد، امسال با 40 درصد افزایش، تازه به 764 تومان به ازای هر کیلوواتساعت رسیده، اگر نیروگاه خورشیدی باشد، 891 تومان است. کجای دنیا از این اعداد استقبال میشود. این چه سیستمی است که طراحی شده که ما بخواهیم برای تولید هر کیلووات ساعت سوخت فسیلی، 1970 تومان یارانه گاز بدهیم، وقتی رسید به نیروگاههای تجدیدپذیر 890 تومان بگیریم. آن هم در شرایطی که 10 درصدش را از مردم بگیریم که به توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر اختصاص دهیم. درگیر ساختارهای معیوب هستیم و زنجیره تکمیل نمیشود. اگر بخواهیم به سنت تبدیل کنیم، حدود 3.5 سنت میشود. هر جای دنیا که بگوییم خرید انرژی تجدیدپذیر ما با 3 سنت انجام میشود به ما میخندند. کسی با این قیمتها در این حوزه سرمایهگذاری نمیکند. با 3.5 سنت، دوره بازگشت سرمایه نیروگاه خورشیدی به حدود 9 6-9 سال میرسد. برای بخش خصوصی هم دوره بازگشت سرمایه مهم است. با این شرایط سرمایهگذاری نمیکنند و شاید به بخش انرژیهای تجدیدپذیر ما ظرفیتهای ناچیزی اضافه شود، اما مثل کشورهای دیگر اینطور نیست که بخواهیم نیروگاهی با ظرفیت 5000 مگاوات تاسیس کنیم.

·                 سرمایه گذاری انرژی های تجدیدپذیر در ایران از چه موانعی رنج می برد؟

ما سیگنالهای بدی را به دنیا میفرستیم و حتی با رفع تحریمها هم سرمایهگذار به راحتی به  ما اعتماد نخواهد کرد. در مصوبه هیات وزیران در سال 95 گفتند که تمام وزارتخانهها و موسسات و نهادهای دولتی، حتی نهادهای عمومی غیردولتی، بانک و شهرداری، یک فهرست بلندبالایی تهیه کردند که تا پایان شهریور 97، باید20 درصد از مصرف خود را از انرژیهای تجدیدپذیر تامین کنند. این قانون خوبی بود و حرکتی در استارتآپهای ما ایجاد میکرد که پتانسیل کاری برای خود میدیدند. اما هیچ اتفاقی نیفتاد. طبق آن مصوبه قرار بود، اگر سازمانی به این مصوبه عمل نکرد، 20 درصد مصرف را بر اساس تعرفه تجدیدپذیر حساب کنند. یعنی اگر ساعتی 80 تومان میدهد، برای آن 20 درصد، 800 تومان پرداخت کند. این عدد خیلی بزرگی میشد که اگر آن را پیاده میکردند و به آن عمل میکردند وضعیت اشتغالزایی خوبی ایجاد می کرد اما این مصوبه عمل نشد. چه کسی باید مجری این مصوبهها باشد؟ اینها هیچ کدام سیگنالهای خوبی برای کسب و کار کشور نیست.

·                گلوگاههای صنعت برق کشور

شرکت توزیع برق دولتی است یا خصوصی؟ ساختار آن مشخص نیست. سیستم خصولتی ملغمهای شده است که انتظار هیچ کدام از بخش‌‌های دولتی یا خصوصی را نمیتوان از آنها داشت. از آنها میخواهیم که پاسخگو باشند، میگویند بخش خصوصی به هیاتمدیره خودش باید پاسخگو باشد. میگوییم کار اجرایی انجام دهد، میگویند دولت اعتبار لازم نداده است. شرکت خصوصی است اما همه مدیرانش را دولت تعیین میکند، اعتبارش را دولت تامین میکند. من درباره آینده شبکه برقمان نگران هستم. فرصتهایی که از دست میدهیم به راحتی قابل جبران نخواهد بود. ما در توسعه شبکه هم مشکلات زیادی داریم. اگر در آینده تمام دروازههای کشور باز شد و سرمایهگذاران آمدند و نیروهگاههای تجدیدپذیر تاسیس شدند، آیا شبکه برق ما پتانسیل پذیرش این ظرفیت را خواهد داشت؟ از لحاظ فنی ما این پتانسیل را نداریم و مشکلات زیادی در پذیرش آنها داریم. یک سری تکنولوژیها به سرعت در دنیا در حال پیشرفت است اما ما با خیال راحت در ایران نشستیم ببینیم چه اتفاقی میافتد. مثل خودروهای برقی. با قیمت یک خودروی ایرانی میتوانید یک خودروی برقی بخرید. وقتی این خودروها وارد شبکه شود، آیا شبکه من پتانسیل پذیرش ایستگاههای شارژ سریع خودروهای برقی که با توان بالا کار میکنند را دارد؟ یک ایستگاه شارژ خودروی برقی به اندازه چند کولر گازی برق مصرف میکند؟

·         اتلاف انرژی در صنایع کشور ما با توجه به تحریمها و فرسودگی صنایع چگونه است؟

یکی از مسائلی که ما داریم، قیمت بسیار پایین انرژی است. در یک گزارش بینالمللی، تعرفههای برق کشورهای مختلف را با سه رقم اعشار به یورو نوشته بود، ایران را صفر نوشته بود، یعنی تعرفههای ما کمتر از نیم سنت میشود، انگار ما به صنایع تعرفههای رایگان میدهیم. وقتی برق رایگان داریم، مشخص است که صنایع انرژیبر در کشور توسعه پیدا میکند. میدانید فولاد مبارکه چقدر برق مصرف میکند؟ یک کارخانه فولاد مبارکه به تنهایی بیش از دو درصد برق و 1.5 درصد گاز کشور را مصرف میکند. فولاد خوزستان هم شرایط مشابه دارد. چند کارخانه انگشتشمار هستند که 10 درصد برق را مصرف میکنند. عددهای خیلی بزرگی هستند. عمده نظرات کارشناسان این است که بیشتر صادراتمان، صادرات یارانه انرژی است؛ به ظاهر فکر میکنیم سود میکنیم اما عملا عمده سود ما از محل یارانه انرژی است. یک مشکل هم داریم که وقتی از واقعی شدن قیمتهای برق صحبت میکنیم، همیشه گروه مستضعفان را مثال میزنند که قرار است برقشان افزایش یابد. یارانههای انرژی همیشه به نام اقشار کمدرآمد جامعه است، اما از آن طرف به کام صنایع بزرگ انرژی کشور است. با این شرایط نیروگاههای کشور توسعه پیدا نخواهد کرد و سالهای بعد مشکل خواهیم داشت. ما با سرکوب پیک بار، برقها را قطع میکنیم. آمار وزارت نیرو میگوید سال 99 نسبت به سال 98، پیک بار ما یک درصد رشد داشته، یا 98 نسبت به 97 یک درصد رشد داشته. اما درباره بهار امسال گفتند که 20 درصد افزایش مصرف داشتیم در ساعات غیرپیک. در پیک برق آن را قطع میکنیم که رشد پیک ما یک درصد میشود، این کار به نوعی پنهان کردن مشکلات است. با سرکوب بار و مدیریت مصرف به صورت بلندمدت نمیتوان این مشکل را مدیریت کرد.

·         تحلیل شما از مراسم امسال کاپ گلاسکو چیست؟

در این موضوع، ما تعهد جدی ندادیم، تعهدها برای کشورمان الزامآور نبوده. ما مشکلاتمان فراتر از آنهاست. در شرایطی نیستیم که نیروگاههای پرمصرف با بازده پایین را بازنشست کنیم، نیروگاه تجدیدپذیر احداث کنیم، در شرایط ما، این یک موضوعی است که سیاستگذاران میتوانند از آن برای جذب سرمایهگذاریهای خارجی استفاده کنند. از این موضوع میتوان به عنوان یکی از موضوعات در بحث مذاکرات میتوان از آن استفاده کرد، اما در داخل کشور چالشهای ما متفاوت است.

·        مقرونبهصرفهترین منبع انرژی در کشور که به راحتی بتوان روی خط تولید آورد و هزینههای آنچنان هم برای ما ایجاد نکند و بتوانیم کوتاهمدت به جواب برسیم، چه میتواند باشد؟

در برهه کنونی، گاز تقریبا رایگان نیروگاهها مد نظر است و مشخص است که نیروگاه خورشیدی نمیتواند رقابت کند، اما اگر زمانی نگاه کنیم، زمان احداث نیروگاه خورشیدی خیلی پایینتر است اما سرمایهگذاری اولیه بالاتری میطلبد. اگر یک جواب برای این سوال وجود داشته باشد، نیروگاههای گازی خورشیدی و بادی است که باید با قدرت بیشتری جلو ببریم  چون الان مشکل تامین گاز نیروگاهها را داریم خیلی نمی توانیم بر روی توسعه نیروگاههای حرارتی حساب باز کنیم  و اینکه نیروگاههای گازی موجود را پیش ببریم. نیروگاههای انرژی تجدیدپذیر منبع خوبی هستند اما هیچ کدام سریعالسیر نیستندطرح مناسبی برای توسعه آن در کشور نداریم. موضوع احداث نیروگاهها یک فعالیت مابین دولتهاست، طرحهایی که یک دولت برنامهریزی میکند و شروع میکند، در دولت بعدی به بار مینشیند و جواب میدهد.

·         در خصوص وضعیت سرمایهگذاری در انرژیهای پاک، اگر بخواهیم یک الگوی خیلی موفق را که در کشوری در تامین و مدیریت و عرضه انرژی ایجاد کرده مثال بزنیم که با ایران همخوانی داشته باشد و بتواند روی ایران اجرا شود، چه کشوری را مثال میزنید؟

در این موضوع، چند کشور هستند که شاید شرایطشان خیلی قابل قبول نباشد، اما عمده کشورها با شرایط خوبی پیش میروند. در اروپا میتوان دانمارک را مثال زد که بیش از 50 درصد از مصرف برقش را از انرژیهای نو میگیرد که عمدتا بادی است، براساس پتانسیل انرژی بادی که دارد، یا آلمان که بیش از 49 گیگاوات نیروگاه خورشیدی دارد. اگر بخواهیم از همسایگان خود مثال بزنیم، امارات است که از طرحهای نو و خلاقانه استقبال میکند و این طرحها را پیاده میکند. طرح خیلی جذابی در حوزه ذخیرهسازی انرژی که پایلوتی در ابعاد بزرگ در امارات پیاده میشود، در حوزه انرژیهای سبز امارات از قبل برنامهریزی کرده و این طرح را پیادهسازی میکند و در حال ساخت بزرگترین نیروگاه خورشیدی است. اینها را میتوان به عنوان الگو معرفی کرد. یا در بحث مدیریت درآمدهای نفتی میتوان نروژ را مثال زد.

·        کرونا در دو سال گذشته چه تاثیری بر کاهش یا افزایش مصرف و قیمت انرژی داشته است؟

یک وضعیت کوتاهمدت بود، در بحث توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و در شش ماهه اول 2020 اثر منفی داشت، چون بحث قرنطینه مطرح بود و عدم آمادگی برای مواجهه با این مسائل. آن زمان توسعه شش ماهه اول 2020 در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر در کل دنیا کمتر شد، در حوزه انرژیهای بادی باعث 8 درصد کاهش و در حوزه انرژیهای خورشیدی باعث 17 درصد کاهش در نیمسال اول شد، اما در نیمسال دوم جبران کرد، در بحث مصرف هم همینطور است، وقتی قرنطینه صورت گرفت، در کشورهای مختلف، 20 تا 25 درصد مصرف برق کاهش پیدا کرد، اما بعدا با تطبیق وضع موجود، مصرف هم به حالت عادی نزدیک شد. در کشور ما هم همینطور بود. کرونای اول تاثیر داشت، کرونایی که نیمسال اول 2020 بود، اثر جدی بر مصرف برق داشت، قیمتهای نفت برای اولین بار در تاریخ منفی شد، مازاد عرضه اتفاق افتاد. اما الان دیگر تاثیر زیادی ندارد.

·                عملکرد هشت ساله دولت روحانی در حوزه انرژی را چگونه ارزیابی می کنید؟

هشت سال اخیر، سالهای استثنایی بود، با آمریکا بحرانهای بزرگی داشتیم، بحران ارزی داشتیم، بحث تحریم جدی را داشتیم و به میزان بسیار کمی توانستیم نفت صادر کنیم. این مسائل مشکل خیلی جدی بود که دولت با آنها دست به گریبان شد، اما از لحاظ خروجی باید به آمارها نگاه کنیم. آمار نیروگاههایی که در دولت دهم، یازدهم و دوازدهم اضافه شد، بیشتر از این جهت به دولت دهم </