صفرها را جلوی ارزش افزوده تولیدات کشور ‏بگذاریم

صفرها را جلوی ارزش افزوده تولیدات کشور ‏بگذاریم
پدرام سلطانی: برداشتن صفرها و تعیین ارزش جدیدی برای واحد ‏پول ملی، اثرات مثبت و منفی به همراه دارد که در این ‏مدت، کارشناسان در این خصوص بسیار گفته‌اند.
اما ‏نکته‌ای که زیاد به آن اشاره نشده این است که چه ‏سازوکاری اتخاذ کنیم تا همزمان با ارزش پول ملی ارزش ‏تولید ملی نیز افزایش یابد. در دنیا سابقه زیادی از این ‏تجربه یعنی برداشتن صفرهای جلوی واحد پول ملی ‏می‌توان سراغ گرفت اما مهم و آموزنده آن مواردی هستند ‏که این کار با افزایش قدرت آن کشور در عرصه اقتصاد ‏جهانی همراه بوده است.

تجارب کشورهایی مانند آلمان و ‏ترکیه نشانگر این هستند که در این کشورها تقویت تولید ‏ملی، مقدم بر تقویت ارزش پول ملی است. در این کشورها ‏ابتدا به تولید ناخالص ملی، ارزش افزوده تولید و بهره‌وری ‏در اقتصاد کشور چند صفر افزوده شده و سپس صفرهای ‏جلوی پول ملی برداشته شده است. اکنون سوال این است ‏که ما صفرهای روی اسکناس‌های خود را به کجا منتقل ‏خواهیم کرد؟ به رشد بودجه عمومی و اندازه دولت؟ یا ‏تعداد واحدهای تولیدی که در شرف تعطیلی هستند؟ ‏نگارنده معتقد است برداشتن صفرها ارزشی به اقتصاد ‏کشور افزون نمی‌کند تا زمانی که صفرها را جلوی ارزش ‏افزوده و میزان تولید کشور منتقل نکنیم.


این تعبیر شمای ‏ساده‌ای از این مهم است که اصلاحات اقتصادی از این ‏دست، زمان خاص خود را می‌طلبد. به اعتقاد نگارنده ‏فراهم کردن سازوکاری که ابتدا موجب اتکای نرخ ارز به ‏توان تولید ملی شود اکنون واجب‌تر از برداشتن ‏صفرهاست. واقعیت اقتصاد ما با اقتصاد کشورهایی مانند ‏آلمان و ترکیه یک تفاوت جدی دارد و آن این است که ‏بروز بیماری هلندی در اقتصاد کشور، نرخ ارز را به صورت ‏کاذب پایین نگاه داشته است. حال اصلاح کردن پولی که ‏رابطه ناصحیحی با دیگر ارزها دارد شاید به غرور ملی ما ‏در مسافرت‌های گردشگران به ایران بیفزاید اما به غیرت ‏ملی ما که قدرت تولید و صنعت است، نمی‌افزاید. ‏
اگر می‌خواهیم ارزش پول ملی را تغییر دهیم ابتدا ‏مبنای تعیین ارزش آن را درست کنیم سپس به صفرها ‏بپردازیم. تا زمانی که ارزش پول ملی نمود تدبیر مدیران ‏اقتصادی ما، فکر مهندسان ما و توان بازوی کارگران ما ‏نباشد هر اصلاحی موقتی و روبنایی است. بنابراین ما برای ‏باز تعریف ارزش پول ملی باید ابتدا لوازم پایداری آن را ‏فراهم آوریم.


نخست اینکه با عبور از دوران اصلاح ‏قیمت‌های نسبی (اجرای هدفمند‌سازی یارانه‌ها) در کنار ‏اصلاح سیاست‌های پولی، عوامل تورم بالا را از اقتصاد ‏بزداییم. دوم آنکه همزمان با این اصلاح؛ اتکای دولت به ‏دلارهای نفتی را تا حد ارزش کار تولید و فروش نفت ‏کاهش دهیم و به عبارتی ارزش ذاتی منابع زیرزمینی را به ‏طور کلی از بودجه خارج کنیم. در چنین شرایطی ما هم ‏تجربه آلمان یا ترکیه در رونق تولید ملی همراه با اصلاح ‏واحد پول را تکرار خواهیم کرد و تغییر به عمل آمده نیز ‏پایدارتر خواهد بود. ‏
اما در این فرآیند بد نیست که اقدامات پیشرفته‌تر ‏اصلاح در نظام ارزی و پولی کشور را نیز مطالعه کنیم تا ‏ارزش و اثر دیگر تغییرات و زمان انجام آنها هم بر ما ‏آشکار‌تر شود.


از جمله این موارد می‌توان به نظام ارزی ‏کشور و وابستگی آن به دلار آمریکا، مبادله پول ملی در ‏بازارهای جهانی ارز و بررسی ایجاد حوزه پولی مشترک با ‏دیگر کشورهای خاورمیانه و آسیا اشاره کرد. مطرح کردن ‏این موارد از این باب نیست که به زودی دست به چنین ‏اقداماتی بزنیم بلکه بدین جهت است که نگاه ‏سیاست‌گزاران اقتصادی از تصمیمات فوری و اقدامات ‏ضربتی به چشم‌اندازهای آینده معطوف شود تا بر آن ‏اساس هر اقدامی با مطالعات عمقی صورت پذیرد و هر ‏تصمیمی قطعه‌ای باشد از جورچین (پازل) اقتصاد کشور ‏در آینده‌ای غرورآمیز. ‏


‏*عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی، صنایع و معادن ‏تهران ‏

۱۰ خرداد ۱۳۹۰ ۱۰:۵۰
تجارت نیوز |