بازار ارز ایران به نماد بیثباتی اقتصادی تبدیل شده است؛ اختلاف میان نرخهای رسمی و آزاد، تورم انتظاری و بیاعتمادی به سیاستگذار پیامد نظام چندنرخی و ساختار ناکارآمد ارزی است.
این وضعیت، رانت و فساد ایجاد کرده و منابع را از تولید به فعالیتهای غیرمولد منتقل کرده است.
راه اصلاح، گذار تدریجی و شفاف به نظام شناورِ مدیریتشده است که در آن بانک مرکزی فقط هنگام بروز شوکها مداخله میکند و نرخ ارز را در دامنهای نزدیک واقعیت بازار هدایت میکند.
اجرای موفق این طرح مستلزم سه محور اصلی است: یکپارچهسازی تدریجی نرخها و حذف ارز ترجیحی با پرداخت نقدی حمایتی، مدیریت دامنه نوسان و بهکارگیری ابزارهای ارزی برای کاهش ریسک و هماهنگی کامل سیاستهای پولی، مالی و ارزی همراه با استقلال بانک مرکزی.
اصلاح ارزی بدون انضباط مالی و اطلاعرسانی شفاف ممکن نیست و باید با حمایت اجتماعی و جبران مستقیم فشار تورمی بر خانوارها همراه شود.
نتیجه این تغییر، کاهش رانت، افزایش کارایی، تقویت اعتماد عمومی، صرفهجویی در ذخایر ارزی و پیشبینیپذیری بیشتر اقتصاد خواهد بود.
با وجود چالشهای تحریم و محدودیت مبادلات خارجی، عبور از نظام چندنرخی ضرورتی اجتنابناپذیر است؛ تنها حرکت تدریجی و قاعدهمند به سمت نرخ واقعی، همراه با انضباط و پایداری تصمیمات، میتواند ثبات و سلامت را به اقتصاد ایران بازگرداند.