سودآوری صنعت در نیمه اول سالجاری به
شکل قابل توجهی کاهش داشته است
مطابق آمار وزارت صمت، تعرفه برق
صنعتی در 4 سال اخیر، 320% افزایش داشته است
از آنجائیکه ناترازی برق در سالجاری
از فروردین ماه شروع شد، احتمال بیشتر بودن عدمالنفع صنعت در 1404 نسبت به 1403، دور
از انتظار نیست.
قطعی برق و توقف مداوم تولید، بعضاً
باعث افت کیفیت محصول و افزایش ضایعات میشود.
مهمترین چالشهای سطح کلان کشور به دلیل ناترازی برق عبارتند از کاهش
تولید و در نتیجه کاهش عرضه محصولات که موجب گرانی و نارضایتی عمومی است.
مقدمه ناترازی برق، صنعت کشور را
با چالشهای جدی مواجه کرده است. خاموشی و قطعی برق در تابستان به نظر میرسد به
پایان رسیده است و وزارت نیرو با افتخار از پایان خاموشیها یاد میکند اما خاموشیها
و قطعیهای برق صنایع که بعضا به سه روز در هفته میرسید، این مجموعهها و واحدهای
صنعتی را با کوله باری از چالشها به حال خود گذاشته شده است. چالشهایی که هر یک
برای واحدهای صنعتی مقارن با حل فرمولهای پیچیدهای است که متضمن هزینه بالایی
است، درحالیکه این واحدها همواره با کمبود منابع مالی مواجهاند. موضوع عدم النفع
صنایع از قطعیهای برق در تابستان سالجاری، خبرنگار ماهنامه دنیای انرژی را درصدد
گفتگو با متولی حوزه وزارت صنعت معدن و
تجارت کشاند. محمدرضا رأفت، مدیر توسعه
اقتصاد دانشبنیان و زیرساختهای فناورانه سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران (
ایدرو) در مورد چالشهای واحدهای صنعتی ناشی از ناترازی برق میگوید.
تابستان
امسال ناترازی گستردهای، صنایع کشور را تحت پوشش خود قرار داد. شما چه رقمی بر
عدم النفع صنایع ناشی از این قطعی برق صنایع دارید؟
عدم
النفع صنایع یک رقم تخمینی است و مبتنی بر گردآوری اطلاعات مربوطه از واحدهای متعدد
و گسترده در کشور است که فرآیند زمانبری است. ناترازی برق عمدتاً در بهار و
تابستان رخ میدهد و از آنجائی که گرمای هوا به تازگی فروکش کرده، هنوز اعداد و
اطلاعات دقیقی از میزان عدمالنفع صنعت به دلیل ناترازی برق در سالجاری در دسترس
نیست. اما برآورد اعلامی از سوی وزارت صمت برای تابستان سال گذشته، رقمی حدود
173.5 همت است. ناترازی برق تقریبا از سال 1400 جدی شده و معمولاً هر سال بر شدت
آن افزوده شده است. از آنجائیکه ناترازی برق در سالجاری
از فروردین ماه شروع شد، احتمال بیشتر بودن عدمالنفع صنعت در 1404 نسبت به 1403، دور
از انتظار نیست. اما برای برآورد عدد دقیق، هنوز زود است.
همانطور
که گفتید با توجه به اینکه سال به سال بر میزان ناترازی افزوده شده است و سال
گذشته ناترازی 15 هزار مگاوات بوده و امسال به 20 هزار مگاوات رسیده است پس میتوان
گفت صنایع از سودآوری متعارفی به دلیل قطعی برق برخوردار نبودهاند؟
با توجه به افزایش زودهنگام دمای هوا در سالجاری که موجب شد
تأمین برق واحدهای صنعتی از فروردین ماه دچار چالش شود و نظر به شدت ناترازی که
بعضاً منجر به قطع برق واحدها و شهرکهای صنعتی به مدت 3 روز در هفته گردید، میتوان
پیشبینی کرد که سودآوری صنعت در نیمه اول سالجاری به شکل قابل توجهی کاهش داشته
است. از آنجائیکه صنعت در فصول سرد، با چالش ناترازی گاز نیز مواجه است، احتمالاً
این تأثیر منفی در سودآوری، حداقل برای صنایع انرژیبر، در ماههای باقی مانده سال
نیز ادامه خواهد داشت.
ناترازیها
چه چالشهایی را برای صنایع به دنبال دارند در این مورد بیشتر توضیح دهید.
چالشهای ناترازی را میتوان به دو دسته
تقسیم کرد. دسته اول چالشهای کلان و دوم چالشهایی در سطح بنگاه است. در سطح
بنگاه، مهمترین چالشی که یک واحد صنعتی با آن مواجه میشود کاهش درآمد و کاهش سودآوری
به دلیل توقف خطوط تولید است. قطعی مکرر برق، ریسک آسیب به تجهیزات و خطوط تولید را
در پی دارد، مشابه تجربه خرابی
لوازم خانگی بر اثر قطعی مکرر برق. چالش دیگر واحدهای صنعتی از ناترازی برق، هزینههای
جانبی اجباری از جمله خرید ژنراتور و سوخت مورد نیاز آن و یا سرمایهگذاری در ساخت
نیروگاههای تجدیدپذیر با هدف جلوگیری از توقف خطوط تولید است. توقف تولید و هزینههای
جانبی، موجب افزایش بهای تمام شده محصولات میشود. قطعی برق و توقف مداوم تولید، بعضاً
باعث افت کیفیت محصول و افزایش ضایعات میشود.
اما مهمترین چالشهای سطح کلان
کشور به دلیل ناترازی برق عبارتند از کاهش تولید و در نتیجه کاهش عرضه محصولات که موجب
گرانی و نارضایتی عمومی است. از سویی دیگر، پایین آمدن کیفیت محصولات و افزایش
قیمت تمام شده، کاهش رقابت پذیری محصولات ایرانی در سطح جهان و منطقه را به دنبال
دارد. کاهش تولید و کاهش رقابتپذیری، موجب کاهش ارزآوری میشود. همچنین کاهش
درآمدزایی واحدهای صنعتی، بعضاً باعث افزایش نرخ تعدیل نیروی کار میشود که پیامد
آن، تبعات اجتماعی و امنیتی است. بعلاوه، کاهش درآمدزایی صنعت، موجب کاهش
درآمدهای مالیاتی دولت و همچنین افزایش احتمال مهاجرت صنعتگران به ویژه برای تولید
در کشورهای منطقه میشود.
این
مواردی که برشمردید همه در حال وقوع است و تبعات ناترازی است...
همین
طور است. اینها چالشهای ملموسی هستند.
گلایه
مندی واحدهای صنعتی و تاب آوری صنایع برای تداوم تولید چگونه است؟
جدا از افزایش سالانه شدت ناترازی، تداوم سال به سال آن، یک
عامل مهم و تأثیرگذار در نارضایتی واحدهای صنعتی است. ناترازی محدود به یک تا دو
سال، به نوعی تحملپذیر است اما تداوم چند ساله، موجب کاهش جدی تاب آوری واحدهای صنعتی
و افزایش نارضایتی آنها میشود.
با
توجه به اینکه زمستان و شروع سرما، ما را با ناترازی گاز هم مواجه میکند و به گفته
مدیرعامل شرکت ملی گاز 400 میلیون مترمکعب ناترازی گاز پیشرو داریم و در زمستان
واحدهای صنعتی با کمبود گاز از یک سو و کمبود برق به دلیل نبود سوخت نیروگاهها مواجه
هستند، چه نظری در خصوص تداوم تولید دارید؟
سال
گذشته نیروگاهها با کمبود سوخت مواجه شدند که موجب تجربه ناترازی غیرمعمول برق در
زمستان شد. اما ناترازی گاز نیز به نوبه خود، یک معضل و چالش بزرگ به ویژه برای
صنایع انرژی بر است. مطابق آمار رسمی از جمله سند تراز تولید و مصرف گاز طبیعی مصوب شورای عالی انرژی، متأسفانه
این ناترازی ادامه دار بوده و بعضاً پیش بینی میشود روند رو به رشدی هم داشته
باشد که مهمترین دلیل آن، افت فشار مخازن میدان گازی پارس جنوبی به عنوان اصلیترین
منبع تامین کننده گاز کشور است.
پرسشی
در خصوص تولید برق از انرژیهای تجدیدپذیر دارم. با توجه به اینکه مدیر توسعه
اقتصاد دانش بنیان و زیرساخت فناورانه ایدرو هستید به نظر شما توسعه و سرعت دهی در
احداث تجدیدپذیرها تا چه حد بر جبران ناترازی نقش دارد؟
مدت
زمان لازم برای ساخت نیروگاههای خورشیدی در مقایسه با نیروگاههای حرارتی و غیره کوتاه
است و میتوانند به عنوان راه حل فوری برای کاهش ناترازی منظور شوند. به همین دلیل،
هیئت دولت در آذرماه سال گذشته مصوبهای را جهت تسهیل ساخت 30 هزار مگاوات نیروگاه
تجدیدپذیر به ویژه خورشیدی تصویب نمود. علاوه بر مزیت کوتاهی دوره ساخت، عدم
وابستگی نیروگاههای تجدیدپذیر به سوخت، موجب میشود تا آسیب تولید برق کشور از
ناترازی گاز کاهش یابد. دولت در اجرای مصوبه مذکور، پشتکار خوبی نشان داده و ساتبا
به عنوان متولی مربوطه، ساخت 7 هزار مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر را با حمایت تسهیلات
صندوق توسعه ملی در دستور کار دارد. اخبار مداوم بهرهبرداری از نیروگاههای
خورشیدی در نقاط مختلف کشور، نشانه مثبتی است و نویدبخش کاهش ناترازی برق در کشور
است. البته به منظور پایداری شبکه برق و از آنجائیکه تولید برق در نیروگاههای
خورشیدی در ساعات خاصی از شبانهروز صورت میگیرد، میبایست به موازات توسعه نیروگاههای
خورشیدی، نیروگاههای حرارتی و یا بادی را هم توسعه داد.
با
توجه به اینکه تنها 30 درصد از تجهیزات نیروگاههای خورشیدی داخلی سازی شده است
و70 درصد آن وارداتی است و ما با مشکل تحریمها، چالشهای ارزی مواجهایم، وزارت
صمت چه راهکاری را برای داخلی سازی این نوع نیروگاه در حوزه توسعه فناورانه اتخاذ
کرده و یا در دست برنامه ریزی دارد؟
وزارت
صمت و سازمان گسترش و نوسازی همواره دغدغه توسعه ساخت داخل را داشتهاند و در حال
حاضر هم خوشبختانه این حوزه هم به دلیل رشد تقاضا و هم به واسطه حضور شرکتهای دانش
بنیان و فناور در حال توسعه است و این امر در جلساتی که با واحدهای صنعتی داریم مشهود
است. به عنوان نمونه، در حال حاضر چندین شرکت اقدام به تولید داخلی اینورتر نمودهاند
و همچنین چند مجموعه در حال تولید پنلهای خورشیدیاند. شاید مهمترین چالش توسعه
ساخت داخل، کمبود منابع مالی برای سرمایهگذاری در توسعه زیرساختها باشد.
رشد
تولید این تجهیزات در داخل و استقبال از سرمایه گذاری در آن چگونه بوده است؟
مسلما
توسعه ساخت داخل متأثر از میزان تقاضا است. با توجه به جنبش اخیر برای توسعه
نیروگاههای تجدیدپذیر در کشور، تقاضا برای
محصولات مربوطه افزایش یافته و موجب شده که سرمایه گذاری در این حوزه توجیه پذیرتر
شود. اما نکته مهم این است که برخی تجهیزات مثل سلول خورشیدی در لبه تکنولوژی قرار
دارند. ساخت این محصولات، تنها به پشتوانه R&D قوی توجیهپذیر است. نمونه بارز
این محصولات، گوشی موبایل است که به شکل مداوم در معرض تغییرات تکنولوژی و بهبود
کارایی است. تغییرات تکنولوژی در زمینه سلولهای خورشیدی که موجب افزایش مداوم
راندمان و کاهش مداوم قیمت شده، هم در سالهای اخیر کاملا ملموس است. لذا، در
توسعه ساخت داخل، این نکته مهم باید مد نظر قرار گیرد.
اینکه
اشاره کردید واحدهای صنعتی نباید بار ناترازی را خود به دوش بکشند و فشاری مضاعف
بر آنها حاکم است را توضیح دهید.
مطابق آمار وزارت صمت، تعرفه برق صنعتی در 4
سال اخیر، 320% افزایش داشته و در حال حاضر، قیمت برق صنعتی (با احتساب هزینههای
جانبی) نسبت به برق خانگی، چندین برابر متوسط منطقه است. با این وجود، بار ناترازی
برق کشور عمدتاً به دوش صنعت است. واحدهای صنعتی از یک طرف با فشار عمده ناترازی
برق مواجهاند که موجب کاهش درآمدهای آنها شده، از طرف دیگر مطابق قوانین و مقررات اخیر، موظف به سرمایهگذاری در ساخت
نیروگاههای تجدیدپذیر و یا تأمین بخشی از برق مورد نیاز خود با نرخ بالای بورس
برق سبز هستند. فقدان سیاست حمایتی جدی از واحدهای صنعتی که با هدف خروج از شمول
مدیریت بار مصمم به ساخت نیروگاههای تجدیدپذیرند، به ویژه با توجه به کمبود
منابع مالی نظام بانکی کشور، موجب نحیفتر شدن بدنه صنعت کشور میشود که یک موضوع
بسیار جدی است.