مدیر سرمایه‌گذاری و کسب‌وکار شرکت ملی نفت ایران:

رویکردمان را اصلاح نکنیم چیزی جز حسرت برایمان نمی ماند !

رویکردمان را اصلاح نکنیم چیزی جز حسرت برایمان نمی ماند !
امیر مقیسه مدیر سرمایه‌گذاری و کسب‌وکار شرکت ملی نفت ایران : یک روز یک سازمان ملی و قُلَکی برای تامین هزینه های کشور هستیم و روز دیگر ما را شرکتی توسعه ای می خوانند. هر لحظه از حساب های شرکت ملی نفت به بهانه های مختلف از پرداخت یارانه گرفته تا واردات انواع کالاها پول برداشته می شود این در حالی است که پروژه های توسعه ای نفت در کشور متوقف شده اند.

نرخ رشد سرمایه گذاری در صنعت نفت منفی شده و توسعه میادین مشترک نفتی هم تقریبا متوقف شده است

متاسفانه قوانین و مقررات دست و پا گیر جسارت را از مدیران گرفته است درحالیکه برای ایجاد تغییر به مدیران شجاع و جسور نیاز داریم

سهم شرکت نفت از فروش نفت، کمتر از 2 درصد است

کار به جایی رسیده که خود ما نیز دیگر نمی دانیم که نقش شرکت نفت در اقتصاد ملی چیست.

با توجه به تعدد بالای دستگاه های نظارتی در ایران، به نظر مدیران نفتی برای انجام کارهای خود به امان نامه نیاز دارند.

بدنه نظام هم اکنون به یک جمع بندی رسیده اند که ما به یک پارادیم شیفت در نفت نیاز داریم

سهیلا روزبان روزنامه نگار حوزه انرژی

 

مقدمه صنعت نفت ایران که روزگاری در مسیر رشد سریع قرار گرفته و همه کشورهای منطقه حسرت آن را می خوردند، حالا شرایط سختی را تجربه می کند. نرخ رشد سرمایه گذاری در آن منفی شده، توسعه میادین مشترک نفتی هم تقریبا متوقف شده است. حتی فروش نفت به راحتی ممکن نیست و دولت برای حفظ صادرات خود هم دردسرهای زیادی را به جان می خرد.کشوری برخوردار از وفور موهبت نفت و گاز که می‌توانست، همانند سایر کشورهای مشابه، از ظرفیت ثروت خود برای پیمودن مسیر توسعه استفاده کند، به جایی رسیده که پیش‌بینی می‌شود به دلیل رشد تقاضا و کاهش عرضه در کمتر از 15 سال، استقلال انرژی خود را از دست بدهد و به واردکننده انرژی تبدیل شود. برای مشکلات امروز صنعت نفت ایران دلایل متعددی اعلام می شود، تحریم گرفته تا قوانین اشتباه امیر مقیسه مدیر سرمایه‌گذاری و کسب‌وکار شرکت ملی نفت ایران که بخش زیادی از مشکلات امروز را حاصل قوانین و سیاست گذاری های اشتباه می داند، به دنیای انرژی گفت: متاسفانه قوانین و مقررات دست و پا گیر جسارت را از مدیران گرفته این در حالی است که ما برای ایجاد تغییر مدیران شجاع و جسور نیاز داریم. شاید کمی طنز به نظر برسد اما با توجه به تعدد بالای دستگاه های نظارتی در ایران، من فکر می کنم که مدیران نفتی به امان نامه برای انجام کارهای خود نیاز دارند.

او  که معتقد به لزوم داشتن نگاه متفاوت به سرمایه گذاران صنعت نفت است، گفت که نه تنها هیچ نگاه متفاوتی نداریم بلکه در بسیاری مواقع اجازه نفس کشیدن را هم به شرکت نفت به عنوان یک سازمان توسعه ای را نمی دهیم. دنیای انرژی طی گفتگویی با امیر مقیسه مدیر سرمایه‌گذاری و کسب‌وکار شرکت ملی نفت ایران به بررسی چالش ها و موانع سرمایه گذاری در مسیر توسعه میادین در ایران پرداخته است که در ادامه می خوانید.

 

در حال حاضر صنعت نفت ایران از مشکلات متعددی در رنج است. به نظر شما مهم ترین  این مشکلات چیست؟

مشکل نخست ما به مساله تحریم برمی گردد. تحریم ها به نوعی قدرت رقابتمان را در حوزه سرمایه گذاری از ما گرفته استکافی است که نگاهی به رقبای خود در میادین مشترک داشته باشیم. به عنوان مثال در میدان سلمان، توتال رقیب ما بوده و در میدان آزادگان آمریکایی ها با ما در رقابت هستند. در میدان فروزان آمریکایی ها و عربستانی ها در حال فعالیت هستند. نگاهی به نام شرکت های رقیب ما در توسعه میادین به خوبی نشان می دهد که از نظر تکنولوژیکی چقدر نسبت به رقبای خود محدودیت داشته و دچار چه عقب ماندگی بزرگی شده ایم. ضمن اینکه شرایط تحریمی امکان جذب سرمایه گذار در ایران را حسابی سخت کرده و منجر به کندی روند توسعه در نفت شده است دیگر مشکل بزرگ امروز  قوانین و مقررات دست و پا گیری است که جسارت را از مدیران گرفته است. به باور من برای ایجاد تغییر، باید به مدیران شجاعت و جسارت تصمیم گیری داده شود. شاید کمی طنز به نظر برسد اما با توجه به تعدد بالای دستگاه های نظارتی در ایران من فکر می کنم که مدیران نفتی به امان نامه برای انجام کارهای خود نیاز دارند.

 

 همانطور که خود شما نیز به نوعی به آن اشاره کردید بخش زیادی از مشکلات امروز حاصل روند کند سرمایه گذاری در کشور است درحالیکه بر اساس آمار اعلامی صنایع نفت و گاز ایران برای حفظ و نگهداشت در وضعیت فعلی تا دو دهه آینده بالغ بر ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه نیاز دارند. با توجه به شرایط خاص کشور، مشکلات تحریمی آیا  قرارداد IPC جذابیت لازم را برای سرمایه گذاران دارد؟ آیا نباید شرایط سرمایه گذاری در ایران کمی تسهیل شود؟

IPC در حال حاضر بهترین نوع قراردادی است که ما داریم. البته منظور من از بهترین، ایده آل بودن نیست . ضمن اینکه IPC از مدل قراردادهایی که در کشورهای دیگر استفاده می شود، جذابیت کمتری داردجالب است که بدانید در منطقه، بیشتر قراردادهای مشارکت در تولید رواج داشته و مورد استفاده قرار می گیرد. اما در ایران به دلایل قانونی اجازه استفاده از این مدل قراردادها را نداریم. به همین دلیل دوباره تاکید می کنم که IPC  در حال حاضر بهترین گزینه ای است که در اختیار  داریم و قوانین کشور به ما اجازه اجرای آن را می دهد. البته شرکت نفت هم اکنون به دنبال ایجاد تسهیلات و بهبود شرایط عمومی قراردادهای بالادست است تا از این طریق IPC را هم جذاب تر کنیم. ضمن اینکه در اردیبهشت امسال هم از یک بسته تشویقی  رونمایی شد که بر اساس  نرخ بازدهی داخلی افزایش خواهد داشت و به نوعی  جذابیت اقتصادی قراردادها هم در آن تقویت شده است.

 

در مورد مدل های سرمایه گذاری در شرکت های بزرگ منطقه بیشتر توضیح دهید؟

اگر می خواهیم از مدل های سرمایه گذاری شرکت های نفتی رقبای خود تبعیت کنیم باید ابتدا قاعده اول شرکت داری را بپذیریم. اما متاسفانه ما در ایران نه تنها حاضر به پذیرش اصول اولیه شرکت داری نیستیم بلکه طی سال های گذشته هر نهاد و ارگانی که از راه رسیده ضربه ای به شرکت ملی نفت زده و این شرکت که نزدیک به 100 سال در ایران فعالیت کرده، ثروت ساخته و منجر به توسعه شده را نابود کرده است. حالا هم به بهانه اینکه شرکت نفت قادر به توسعه نیست بندی در برنامه هفتم توسعه به تصویب رساندیم که بر اساس آن برای هر کسی که خواهان توسعه میادین است پروانه بهره برداری صادر کرده  و  میدان به او واگذار می کنیم.

 

اما واگذاری توسعه میادین به بخش خصوصی چه ایرادی می تواند داشته باشد؟ دلیل مخالفت شما با این بند برنامه هفتم توسعه چیست؟

من برای ادعای خود چندین دلیل دارم. نخست اینکه با  سیاست گذاری ها و قوانین اشتباه در طول سال های گذشته صاحب و متخصص اصلی این کار ( شرکت ملی نفت) را فلج کرده ایم حالا می خواهیم این مسئولیت توسعه میادین را به نهادی بسپاریم که  ممکن است هیچ ربطی به این کار نداشته و تخصصی هم در این زمینه ندارند. دوم اینکه گمان نمی کنم خروجی نهایی بند« ب ماده 15» برنامه هفته توسعه،  واگذاری توسعه میادین به بخش خصوصی واقعی باشد. چرا که این کار به منابع مالی زیادی نیاز داشته و چنین پتانسیلی در بخش خصوصی وجود ندارد. در نهایت دوباره این خصولتی ها خواهند بود که به این طرح ها ورود کرده و منتفع اصلی این بند قانونی خواهند شد، مشابه آنچه در خصوصی سازی و یا معادن کشور اتفاق افتاد.

 

به نوعی شما معتقدید که بخش خصوصی واقعی پتانسیل لازم برای توسعه را ندارد؛ موافق ورود نهادهای خصولتی غیر متخصص هم نیستید. شرکت نفت هم به نوعی به دلیل قوانین دست و پاگیر قادر به انجام چنین کاری نیست. با این اوصاف توسعه در صنعت نفت باید توسط چه کسی  انجام شود؟

طبق اساس نامه توسعه، کار شرکت ملی نفت است؛ اما به شرط اینکه به این شرکت به عنوان یک سازمان توسعه ای اجازه نفس کشیدن بدهیم و نگاهمان به روند سرمایه گذاران این حوزه متفاوت باشد. برای اینکه درک بهتری از قوانین دست و پاگیر در نفت داشته باشیم باید بگویم که بر اساس مصوبه مجلس در سال 1383 قرار بر این شد که سرمایه گذاری در این صنعت از قانون برگزاری مناقصات تبعیت کند. در واقع با این کار مجلس دیگر فرقی نمی کند که سرمایه گذار می خواهد یک میدان نفتی را توسعه دهد یا فضای سبز دانشکده را؛ در هر دو برای انتخاب پیمانکار باید یک فرآیند را طی شود. همچنین  در حال حاضر قوانین و مقررات حاکم بر شرکت ملی نفت از نظر معاملاتی با سازمان ثبت احوال هیچ تفاوتی نمی کند. جالب است که کف معاملات عمده برای ثبت احوال 2 میلیارد تومان و برای شرکت ملی نفت هم 2 میلیارد تومان است. چنین قانونی بیشتر شبیه یک طنز است!

 

شما دست درازی در منابع مالی شرکت نفت را یکی از عوامل ضد توسعه ای دانستید. مگر بر اساس قانون، سهم شرکت نفت از فروش نفت مشخص نیست؟ 

بر اساس قانون 14.5 درصد از درآمد حاصل از فروش نفت باید به شرکت ملی نفت داده شود. اما در عمل با توجه به برداشت هایی که از حساب شرکت نفت صورت می گیرد و درآمدهایی که روی کاغذ نوشته می‌شود در عمل تعلق نمی‌گیرد و صرف یارانه آشکار و پنهان می شود، سهم نفت  از درآمدهایش به کمتر از 2 درصد رسیده است. من فکر می کنم شرکت ملی نفت خیلی مَرد بوده که تا حالا توانسته روی پای خود بایستد

 

ارزیابی شما از ورود صندوق توسعه ملی به طرح های توسعه ای نفت چیست؟

ما از چارچوب جدید همکاری ها با صندوق توسعه ملی استقبال می کنیم؛ اتفاقا شروع خوبی هم داشته ایم. به هر حال صندوق برای نسل های آینده بوده و هر چقدر پول وارد این صندوق شده و از آن برداشت نشود یا صرف طرح های توسعه ای شود، به نفع فرزندان ایران خواهد بود. با توجه به نشست ها و توافقاتی که صورت گرفته طرح هایی که صندوق توسعه قرار است در آن سرمایه گذاری کند طرح افزایش ضربت250  هزار بشکه ای تولید، فشار افزایی پارس جنوبی و میدان آزادگان است. منتهی برای صندوق قیودی مترتب است که بر اساس آن نباید صندوق شکل بنگاه داری پیدا کند.

 

نگاهی به روند توسعه در کشورهای نفت خیز همسایه ایران نشان می دهد که صنعت نفت در ایران دچار یک عقب ماندگی بزرگ شده که به اذعان کارشناسان حاصل توقف سرمایه گذاری طی سال های گذشته بود. به نظر شما اگر نفت در کشور ما ملی نشده بود، امروز چه شرایطی را در کشور تجربه می کردیم؟

مساله اینجاست که نفت در کشور ما ملی نشده؛ ما در ایران نفت را دولتی کردیم؛ این دو با یکدیگر تفاوت زیادی دارند. دولتی شدن نفت باعث شده که ما دیگر شرکت نفتی که در قالب قانون تجارت کار کند را نداشته باشیم.کار به جایی رسیده که خود ما نیز دیگر نمی دانیم که نقش شرکت نفت در اقتصاد ملی چیست. یک روز یک سازمان ملی و قُلَکی برای تامین هزینه های کشور هستیم و روز دیگر ما را شرکتی توسعه ای می خوانند. هر لحظه از حساب های شرکت ملی نفت به بهانه های مختلف از پرداخت یارانه گرفته تا واردات انواع کالاها پول برداشته می شود این در حالی است که پروژه های توسعه ای نفت در کشور متوقف شده اند

 

فکر می کنید اگر تغییری در سیاست گذاری ها انجام نشود و با همین وضعیت پیش برویم صنعت نفت ایران چند سال دیگر چه وضعیتی را خواهد داشت؟

در روزگاری نه چندان دور رقبایمان در منطقه با دیدن لوگوی شرکت ملی نفت حسرت سرعت توسعه این صنعت در کشور ما را می خوردند؛ حالا همین رقبایی که روزی آرزویشان رسیدن به جایگاه ما بود در برداشت از میادین از ایران سبقت گرفته اند؛ خیلی دردناک است که بگویم امروز جایمان عوض شده و این بار برداشت از این میادین برای ما چیزی جز یک حسرت و افسوس نیست. به باور من اگر خیلی زود تغییری در رویکردمان ندهیم تنها چیزی که برایمان باقی می ماند، حسرت خواهد بود. رقبای ما  به شدت و به‌سرعت در حال توسعه هستند. تولید انرژی آرامکو و قطر از نفت عبور کرده و در حال  توسعه نیروگاه های خورشیدی  هستند؛ حال آنکه ما حتی در توسعه میادین نفتی و گازی دچار رخوت، کندی و تردید هستیم. ادامه این روند به هیچ وجه معقول نیست. امروز تقریبا  این اتفاق نظر در بین تمام مراجع انرژی دنیا وجود دارد که دوره نفت تا 3 یا حداکثر 4 دهه دیگه خاتمه پیدا خواهد کرد. به عبارت دیگر دنیا با جایگزینی انرژی های جدید و مواد نو دوران گذار از انرژی فسیلی رو آغاز کرده  است. با این اوصاف اگر دیر بجنبیم ۷۰ درصد نفت و ۸۰ درصد ذخایر گاز کشور در زیر زمین باقی خواهد ماند. به همین دلیل مجلس، دولت و دستگاه‌های نظارتی باید بپذیرند که باید از اندک فرصت باقی مانده برای استفاده از منابع و ذخایر کشور استفاده کنیم. با توجه به زمان کمی که برایمان باقی مانده است باید هر چه زودتر همه نهادها و ارگان ها  در مسیر توسعه همزبان و همدل شوند.

 

آیا فکر می کنید عزم لازم برای تغییر این رویکرد ، کاهش بروکراسی و موانع توسعه ای  در کشور وجود دارد؟

بدنه نظام هم اکنون به یک جمع بندی رسیده اند که ما به یک پارادیم شیفت در نفت نیاز داریم. اراده لازم برای تغییر این رویکرد هم دیده می شود؛ حضور شخص رییس جمهور در نشست های مربوط به جمع آوری مشعل به خوبی این ادعا را ثابت می کند. با این وجود؛ افتراق نظری که در نهاد ها وجود دارد بزرگترین آفت این تغییرات است. من به شدت نگرانم که زمانی به سمت تغییرات حرکت کنیم که دیگر کار از کار گذشته باشد و دیر شده باشد

 

۸ بهمن ۱۴۰۴ ۱۶:۱۴
ماهنامه دنیای انرژی شماره 67 |
تعداد بازدید : ۱۰۸