دکتر حمید
حسینی مدیر مسئول
کشور در یکی از غمبارترین و بحرانیترین مقاطع تاریخی خود قرار دارد.
در فضایی که جامعه خشمگین، دردمند و بیحوصله است، گوش شنوایی برای گفتوگو باقی نمانده
و همین امر، نوشتن را به امری دشوار و طاقتفرسا بدل کرده است. با این حال، ضرورت تحلیل
شرایط ایجاب میکند که در این شماره به بررسی روابط پرتنش ایران و آمریکا، سناریوهای
محتمل پیش رو، نشست اخیر مسقط و عملکرد دولت در مواجهه با حوادث اخیر بپردازیم. سرانجام
«روز موعود» فرا رسید و ایران و آمریکا بار دیگر پای میز مذاکره بازگشتند. نکته
تاملبرانگیز اینجاست که بحث بر سر یک «نقشه راه» و دستور جلسهای است که فراتر از
مسائل هستهای و موشکی میرود؛ تا جایی که میانجیگران منطقهای پیشنهاد عقد توافق
«عدم تجاوز» میان ایران و آمریکا را مطرح کردهاند. همزمان، شبکه الجزیره طرح
پیشنهادی مثلث ترکیه، مصر و قطر را شامل توقف غنیسازی اورانیوم به مدت سه سال، موافقت
با سقف غنیسازی ۱.۵ درصد و
انتقال ذخایر اورانیوم به کشور ثالث دانسته است. اگرچه مردم بهشدت عصبی و بیحوصله
هستند و شاید حتی این توافق هم در حال حاضر آنان را خشنود نکند، اما در صورت
موفقیت، خطر جنگ خارجی، شورش و نابودی زیرساختها برطرف شده و اوضاع اقتصادی کشور
سروسامان خواهد گرفت. سیاست «ترک تخاصم» که در مذاکرات پشتپرده مسقط دنبال میشود،
هدف اصلیاش کاهش ریسک انفجار غیرقابلکنترل میان آمریکا و ایران است.در
صورت به نتیجه رسیدن این گفتگوها، نهایتاً یک چارچوب امنیتی غیررسمی شکل میگیرد. برای
آمریکا، اتکا به چنین چارچوبی قابلپذیرش است؛ زیرا ابزارهای گسترده نظامی، تحریمی
و تنبیهی در اختیار دارد تا در صورت نقض تعهدات، واکنش نشان دهد. اما اسرائیل به
این مدل تعهدات اعتماد ندارد؛ لذا سفر نتانیاهو به واشنگتن و مذاکره وی با ترامپ
پیش از دور دوم مذاکرات حائز اهمیت است و میتواند تلاش کشورهای منطقه را خنثی
سازد. در همین راستا، نشریه معتبر «فارین پالیسی» نیز به مذاکرات غیرمستقیم با
میانجیگری عمان پرداخته و سناریویی را مطرح کرده که در آن «نفت و انرژی» بهعنوان
اهرمی برای تسهیل مذاکرات هستهای به کار گرفته میشود. هنوز مشخص نیست که ادعای
این رسانه مطرح جهانی در راستای همان توافق «ترک تخاصم» مورد اشاره الجزیره است یا
خیر؛ اما توافقات احتمالی در حوزه انرژی میتواند انگیزهای برای پیشبرد توافق هستهای
ایجاد کند و تأثیرات ژئوپولیتیک گستردهای بر بازارهای جهانی بگذارد.در
این میان، کارشناسان روابط بینالملل تفکر راهبردی و زیرکی عباس عراقچی را در مدیریت
دو جنگ تأثیرگذار میدانند. وزیر خارجه ایران موفق شده است حمایت کشورهای منطقه را
جهت فشار به آمریکا برای بازگشت به میز مذاکره جلب کند. او با هوشمندی، مذاکرات را
از ترکیه به عمان منتقل کرد و دستور کار را به طرفین تحمیل نمود. همزمان در جبهه
داخلی، دولت پزشکیان علیرغم انتقادات تند، در پنج زمینه عملکرد متفاوتی داشته است؛
از بهرسمیت شناختن مطالبات بازار و حل مشکلات مالیاتی اصناف گرفته تا ارائه خدمات
درمانی رایگان به مصدومان حوادث ۱۸ و
۱۹ دیماه بدون پیگیریهای امنیتی.
انتشار شجاعانه اسامی ۳۱۱۷ جانباخته و
آناتومی ۱۱ هزار
بازداشتی حوادث اخیر، در کنار اصرار بر اتصال اینترنت بینالملل و مداخله صریح در
مذاکره با آمریکا، نشانههایی از یک تغییر رویکرد در مدیریت بحران است که میتواند
برای ریشهیابی وقایع کاربردی باشد.در
جبهه مقابل، ترامپ پس از بازگشت از داووس ناچار به عقبنشینی در پروندههایی نظیر گرینلند
و اعتراضات مینهسوتا شد. طبق ادعای خبرگزاریها، او در آخرین لحظات دستور حمله به
ایران را نیز لغو کرده است. اگرچه روایتها درباره علل این تصمیم متفاوت است، اما به
نظر میرسد موضعگیری قاطعانه ایران، ذخیره اورانیوم ۶۰ درصدی و استقرار احتمالی سامانه پدافندی9 HQ-
باعث تعویق این حمله شده باشد. با این حال، اعزام گسترده ادوات نظامی به منطقه
تنها مختص به ایران نیست و سناریوهایی چون تصرف بگرام، بمباران پایگاههای
حشدالشعبی برای جلوگیری از دولت نوری مالکی و یا محاصره دریایی ایران همچنان محتمل
است. در
نهایت، باید پذیرفت که ایران در میان یک «بازی بزرگ» محصور شده است؛ جایی که دیپلماسی
در مسقط و تحرکات نظامی در منطقه، دو روی یک سکهاند. پیروزی نهایی نه صرفاً در امضای
یک توافقنامه، بلکه در توانایی مدیریت همزمان خشم داخلی و تهدیدات خارجی نهفته است.
روزهای سرنوشتسازی در پیش است که مشخص خواهد کرد آیا این تدبیرهای لحظه آخری میتواند
کشور را به ساحل ثبات برساند، یا آنکه منطقه شاهد بازآرایی خونین قدرت خواهد بود.