آزادگان در حاشیه ماند

آزادگان در حاشیه ماند

خط مرزی ایران و عراق سوار بر دشت ازادگان است، دشتی نفتی که با گذشت سی سال از جنگ تن به تن، هنوز بوی باروت در هوایش معلق است و خستگی نفس های رزمندگانش شنیده می شود. هنوز نیزارهای بلندش با قدی برافراشته مقابل دیدگانت را سد می کند؛ قطعه زمین های ممنوعه ای که مین ها در زیر خاکش خود را مخفی نگه داشته اند به قوت خود باقی هستند. سکوت سنگینش همچنان در فضا حکم فرماست، سکوتی سهمگین و مرگبار که تداعی کننده آرامش قبل از طوفان شروع عملیات والفجرها و مرصادها است.

پس از 8 سال خونبازی بالاخره در مرداد 1367 آتش بس بین دو کشور اعلام شد؛ از آن روز به بعد این دشت مرزی دیگر نه ردپایی از تانک ها دید و نه صدای شلیک گلوله ای را شنید. اما با خاموش شدن این آتش، آتش جنگ دیگری روشن شد آن هم از جنس نفت؛ آتش فلرهای عراقی ها زودتر از فلر های ایرانی در چند متری میادین مرزی شعله ور شدند. آزادگان شمالی و جنوبی، یادآوران، یاران شمالی و جنوبی 5 میدان نفتی در همسایگی این دشت؛ در حکم یک معدن طلا دکل های نفتی را در حالی در بطن خود جای دادند تا نفت درجای 64 میلیارد بشکه ای این منطقه را به روی زمین پمپاژ کنند. اما غافل از اینکه با پشت هم اندازی ها قرار است میزان برداشت ها از مجنون و سنباد نسبت به میادین ایرانی پیشی بگیرد.

 5سال پیش بود که برای بازدید از میادین غرب کارون عازم اهواز شدیم. مدیر عامل اسبق شرکت متن، عبدالرضا حسین نژاد در توضیح برای رسانه ای ها از آمار و ارقام تولید از میادین غرب گفت؛ با گذشت چندسال هنوز موج هیجان کلامش در گوشم زنگ می خورد. وقتی یکی از خبرنگاران از میزان برداشت ایران و عراق پرسید که کدامیک پیشتاز این عرصه هستند با فریادهایی که رگه های احساس و هیجان در آن موج می زد پاسخ گفت. اما واقعیت چه بود؟ آمار مطرح شده روایت گر عقب ماندن ایران از برداشت های عراق بود.

یکی از مشکلاتی که در تبادل اخبار و اطلاعات بین مدیران و اصحاب رسانه وجود دارد موضع گیری در ایراد سخنرانی ها است که منجر به شکاف بین حقیقت و رویا می شود؛ این افراط و تفریط ها به حدی است که بالاخره یک سقوط آزاد از روی بام نفت رخ می دهد؛ خواه این طرف بام باشد خواه آن طرف!

فارغ از این جریان در شرایط حساس کنونی و احتمال بسته شدن تنگه هرمز و شروع جنگ نفتکش ها باید گفت نه تنها ایران بلکه تمام کشورهای تولیدکننده و صادرکننده نفت سایه ای از تهدید برروی سرشان قرار گرفته است. این امر بهترین فرصت برای دشمنان قسم خورده ایران است تا ضربه مهلکی به اقتصاد کشور وارد کنند. روسیه و عربستان با اولتیماتوم ترامپ برای محدودیت صادرات نفت ایران از جمله کشورهایی هستند که کمر به پیچیدن طومار نفت ایران بسته اند. از سوی دیگر مشتریان قدیمی و جدید با فشارهای آمریکا چاره ای جز کوچ اجباری از بازار ایران را ندارند. دراین بین عراق دومین تولید کننده در کارتل نفتی اوپک نیز با داشتن میادین مشترک با ایران می تواند از این تهدیدها بعنوان یک فرصت علیه ایران نهایت استفاده را ببرد.

 وقت کشی به سبک چین!

میادین غرب کارون شاه کلید توسعه ایران در صنعت نفت محسوب می شود، از همین جهت یکی از رویکردهای اصلی در وزارت نفت توجه به توسعه این میادین قرار داده شده است.

درهمین راستا تلف کردن زمان علی رغم مانیفست نفتی تعریف شده برای این میادین یکی از ایرادات مهمی است که می توان به مدیران وقت نفت وارد کرد. شاید در توجیه آن گفته شود اگر کانال های نظارتی سختگیری کمتری می کردند، اگر مخالفان کمتر مته به خشخاش می گذاشتند، اگر منتقدان یکجانبه به قاضی نمی رفتند و راضی برنمی گشتند، اگر، اگر... همه این اما و اگرها یک گره کوری در ساختار نفتی ایران انداخت که نه با دست و نه حتی با دندان نمی توان باز کرد.

اما آزادگان با داشتن ظرفیت 33 میلیارد بشکه ای یکی از بزرگترین میادین مشترک با عراق از قافله توسعه ها جاماند.پرونده این میدان که بنا بود از سال 94 با به مناقصه گذاشته شدنش مختومه شود اما با وعده های سریالی، امسال وارد چهارمین سال از سناریوی خلف وعده مدیران شد. این درحالی است که مستقل یا مشترک بودن آزادگان و مجنون درهاله ای از ابهام به سر می برد. باتوجه به اهمیتی که جایگاه میادین مشترک نسبت به میادین مستقل برای ایران دارند انتظار می رفت تا در واگذاری و امضای قرارداد با شرکت های خواهان این میدان سرعت عمل بیشتری به خرج داده شود، اما بخت خوابیده آزادگان نتوانست پیمانکار معقول و مطلوبی را برای خود دست و پا کند. در اپیزود نخست این سناریو پیمانکار ژاپنی (اینپکس) وارد بازی می شود، در قسمت بعد سی ان پی سی چین و سرانجام با یک شرکت ایرانی نقطه پایانی براین سناریو گذاشته می شود. در همه این فرصت سوزی ها همان علتی که چین از دور حرکت در میادین ایران حذف کرد، آزادگان مانند توپ بین پیمانکاران دست به دست می شد، عراق نهایت استفاده را در برداشت از مجنون می برد؛ چرا که بیشتر به نظر می رسید ایران بدنبال بازیگران گیشه بود و عراق بدنبال افزایش ضریب بازیافت میادین خود. مصداق این ماجرا خارج شدن اخیر شل از مجنون بود که هیچ تاخیری در ادامه عملیات این میدان نداشت درحالی که پیش آمدن این شرایط برای یکی از میادین ایران کل پروژه را برای سال ها می خواباند.

 مناقصه یا مناقشه؛ مسئله این است!

از زمانی که نخستین سنگ قراردادهای IPC را بنا کردند حرف اول و آخر مدیران بر مبنای واگذاری پروژه ها در چهارچوب مناقصه بود. اما یک نکته در این پازل به شدت ذهن را در گیر می کند آن هم این است که با توجه به معیارهای حاضر در مناقصه و قوانین موجود ارائه کمترین قیمت با بهترین کیفییت برنده را مشخص می کند در حالی که سقف سرمایه گذاری در این پروژه ها باز است و ممکن است هزینه های پیمانکار(مناقصه گر برنده) طی اجرای پروژه (بعنوان مثال در خرید تجهیزات) علی رغم قیمت پیشنهادی اولیه در مناقصه افزایش یابد.  

دوم آنکه پس از یک دوره طولانی مدت سه قرار داد به امضا رسید اولین قرارداد با توتال فرانسه، دومین با کنسرسیوم روسی(زاروبژنفت) ایرانی(دانا انرژی) و سومین هم با شرکت انرژی پاسارگاد.

همه قراردادها با ترک تشریفات و خارج از مناقصه امضا شدند. سوالی که پیش می آید این است که چه اصراری برای جای دادن واژه مناقصه در میادین نفتی وجود دارد؟ ادبیات مناقصه (به شرط برگزاری مناقصه محدود) را زمانی می توان به کار گرفت  که بیش  از سه مناقصه گر در مسابقه حضور داشته باشند، درحالی که شاهد بودیم کشورها با پشت چشم نازک کردن های بسیار و وقت تلف کردن های متعدد تک رو وارد معامله می شدند.

هرچند به گفته مسوولان برای آزادگان 17 شرکت تعیین صلاحیت شدند و این اواخر کار به مرحله تدوین اسناد مناقصه رسیده بود، اما ظواهر امر نشان از طول کشیدن بیش از حد برگزاری این مناقصه داشت.

در نشستی که در حاشیه نمایشگاه نفت سال 97 برگزار شد از غلامرضا منوچهری- معاون مدیرعامل شرکت نفت- همین سوال را پرسیدم که برای یک میدان (آزادگان) چندسال است که امروز و فردا می کنید آن وقت نوید برگزاری 10 مناقصه برای ده میدان تا اخر سال 97 را می دهید؟! از سوی دیگر می گویید که روال رخ داده طبیعی است برگزاری مناقصه در سطح بین المللی پیچیدگی های خاص خود را دارد. ممکن است همین ده میدان نیز با ترک تشریفات واگذار شوند! این ادبیات یک بام و دوهوا را نمی توان از تریبون مدیریتی به راحتی قبول کرد. درمقطعی که مدیران خود آگاهند مناقصه ای برای برگزاری میادین در کار نخواهد بود چرا در دائرة المعارف IPC این واژه را ثبت و ضبط کردند که عاقبت به ضرر میدانی چون آزادگان شود.

 سهم بندی ها در یک میدان مشترک

اگر از همان ابتدا با بررسی پروپوزال ها و طرح های مطالعاتی همان شرکت هایی که پیشنهاد دادند همان 4 سال گذشته این میدان تعیین تکلیف می شد. این امر اگر میسر می شد به معنای افزایش 4 ساله در تولید و کمک به صادرات بود.

درحال حاضر از این 33 میلیارد نفت درجای، سهم آزادگان شمالی 6.5 میلیارد و سهم آزادگان جنوبی 27 میلیارد بشکه است. هریک از این دو میدان دارای دو فاز هستند؛ فاز نخست آزادگان شمالی با برداشت 78 هزار بشکه در سال 95 به بهره برداری رسید و فاز دوم مبنی بر رسیدن به سقف تولید 150هزار بشکه نفت قرار گرفته است.

در آزادگان جنوبی نیز برای تحقق فاز نخست یعنی تولید 320 هزار بشکه نفت خام نیاز به حفر 185 حلقه چاه است که در حال حاضر با حفر حدود 60 حلقه چاه تولید روزانه 45 هزار بشکه نفت خام صورت می گیرد.  دراین بین باحضور پیمانکاران ایرانی قرار است دکل های فعال از 13 به 17 مورد برسد و ظرف 9 ماه آینده عملیات حفاری در آزادگان جنوبی پایان یابد تا برداشت 70 هزار بشکه ای محقق شود.

با نگاهی به این آمار و ارقام می توان گفت که باتوجه به پیچیدگی این دو مخزن و میزان ضریب بازیافتشان که در محوریت 5.7 و 6.6 قرار گرفته است، بنا بود EOR مناطق غرب کارون تا سقف 25 درصد (آزادگان جنوبی تا 15 درصد) ارتقا پیدا کند، با توجه به روند کند این پروژه ها کم کردن فاصله 20 درصدی تا رسیدن به ضریب بازیافت دلخواه  تامدت طولانی شاید غیر قابل تحقق بنظر می رسد. این درحالی است که افزایش هر یک درصد ضریب بازیافت می تواند صدها میلیارد دلار درآمدزایی به همراه  داشته باشد.

در مقابل عراق یک خیز اساسی برداشته  است تا طی سه سال ظرفیت تولید نفت خود در میدان مجنون با داشتن ظرفیت 38میلیارد بشکه نفت درجای،            از ظرفیت کنونی 240 هزار بشکه در روز به 450 هزار بشکه افزایش دهد.      

این حرکت لاک پشتی در کشور فقط فرصت ها را کشت و روزنه های امید را بست. در بدنه قراردادهای IPC که حکم قلب تپنده صنعت نفت را داشت مناقصه به عنوان اهرمی که قرار بود چرخ دنده های پروژه های خوابیده را به حرکت درآورد تبدیل به یک مناقشه صِرف شد. این مناقشه ها از گلوگاه های داخلی به موانع متعددی برخورد و سرانجام شد آنچه که نباید می شد.

بازی های سیاسه کارانه ترامپ شروع شد و قراردادهای IPC در سراشیبی سقوط قرار گرفت. راهکارهای پیش رو برای نجات میادین در حال توسعه چیست؟ تلاش برای جذب سرمایه گذاران ایرانی مقیم خارج از کشور، شرکت های خصوصی و سرمایه گذاران داخلی و جذب سرمایه های ریالی و ارزی مردم؛ این امر با ساختار بیمار اقتصاد کشور که در لحظه فتیله قیمت دلار و طلا بالا می کشد تا چه حد قابل تحقق است؟ آیا باز هم تولید نفت در ایران برای سرمایه گذاران با اتفاقات اخیر ارزان و به صرفه خواهد بود؟

سمیه مهدوی

۲۳ مرداد ۱۳۹۷ ۱۲:۵۳