سه نکته مهم در توانمند سازی شرکت ها

سه نکته مهم در توانمند سازی شرکت ها
محمد رضا مجلل / کارشناس اقتصاد ومدیریت

 


حدودا دو ماه پیش بود که برای بازدید از یک کارخانه تولید قیر به یکی از شهرک های صنعتی رفته بودم ، با کمال تعجب دیدم مدیریت شرکت با شورو شوق فراوان در مورد افزایش تعداد مخازن و ظرفیت تولید کارخانه صحبت می کند و برنامه های متنوعی برای افزایش تولید دارد . به ایشان گفتم تولید وکیوم باتوم پالایشگاه ها در حال حاضر حدود 7 میلیون تن در سال است و در اقصی نقاط کشور تعداد زیادی کارخانه  تولید قیر با ظرفیتی نزدیک به 5 برابر این خوراک  ساخته شده و رقابت بسیار شدیدی برای تامین مواد اولیه وجود دارد ، درضمن بجز قیرسازان ، بسیاری از کارخانه های تولید هیدروکربن پشت درب بورس کالا صف کشیدن و همه متقاضی خرید وکیوم باتوم هستند . آیا شما مطمئن هستید که این افزایش سرمایه گذاری اشتباه نیست ؟ 

نگاهی به من انداخت و گفت ما توان بالایی داریم ، میتوانیم وارد گود رقابت شویم و خوراک را تهیه کنیم ، در ضمن سعی داریم سود خود را در بازرگانی ببریم و قرارنیست تمامی سود از تولید حاصل شود . در جواب گفتم امروز حاشیه سود قیر بسیار پایین است ، تعداد زیاد تولید کنندگان موجب رقابت شدید در قیمت های فروش شده  و عملا در بازرگانی هم سود زیادی وجود ندارد ، تولید کنندگان در بازار مقاصد فروش به شدت به جان هم افتادن و در نهایت سود اصلی نصیب مشتری خارجی شده که با پایین ترین قیمت ، کالا را خریداری می کند و عملا سود زیادی برای بازرگان نمی ماند. 

مجموع گفتگوهای انجام شده این احساس را برایم ایجاد کرد که در نگاه هیات مدیره شرکت به صنعت نواقصی وجود دارد ، مطالعه درستی روی این سرمایه گذاری صورت نگرفته و توجهی به آینده بازار نشده است . این اتفاق ذهن مرا بسیار درگیر کرد مدتها بود به این مسئله فکر می کردم که چرا شرکت ها تک بعدی به مسائل نگاه می کنند ؟ چرا برنامه ها و سرمایه گذاری ها جامع نیست ؟ به همین دلیل خواستم از زاویه دید خود مطالبی را بیان کنم که به نظرم مهم اند و توجه به آنها موجب توانمندتر شدن سازمان ها و گسترش دیدشان نسبت به شرکت و صنعت خواهد شد و آنها را در برخورد با مشکلات موجود در فضای کسب و کار مصون خواهد کرد.

انواع کتاب ها و مقالات در خصوص مدیریت شرکت ها و نحوه اداره انها وجود دارد و روزانه مطالب زیادی در فضای مجازی در همین خصوص عرضه می شود و هر نویسنده متناسب با سلایق خود و نوع نیازی که در هر سازمان احساس می کند مطالبی  ارائه کرده و راهکاری پیشنهاد می کند .  مقالات و پایان نامه های دانشگاهی بسیاری در خصوص تاثیر ویژگیهای هیات مدیره بر عملکرد شرکت ها نوشته شده و در انها اثبات گردیده است که اندازه هیات مدیره ، نسبت اعضاء غیر موظف به موظف در ترکیب هیات مدیره ، تعداد جلسات تشکیل شده، دانش مالی اعضاء و جدایی نقش مدیر عامل از ریاست هیات مدیره بر عملکرد شرکت ها تاثیر گذار است .

قصد این نوشته این است که نشان دهد علاوه بر موارد فوق تنوع دانش در هیات مدیره شرکت ها ، توجه به اینکه هیات مدیره در حل معضلات صرفا یک نگاه مهندسی نداشته باشد و همچنین تاکید برعلم تخصیص بهینه منابع یا همان علم اقتصاد و کمکی که این رشته در تصمیم سازی و سیاست گزاری در شرکتها می کند ، می تواند کمک شایان توجهی به مجموعه شرکت یا سازمان در برخورد با مسائل داشته باشد  این موارد که تحت 3 سر فصل به شرح ذیل در اختیار دوستان و همکاران قرارمی گیرد  همگی بطور مجزا در گذشته در نشریات و رسانه های مختلف در خصوص انها صحبت شده و مطالبی مطرح گردیده است اما هدف در اینجا جمع اوری و برجسته سازی یا توجه بیشتر دادن به آنها است.

1.      تنوع دانش و مزایای ان در شرکت

امروزه گسترش روزافزون پیچیدگی های فضای کسب و کار ، صاحبان شرکت ها در صنایع مختلف را مجاب کرده است  تا مفهوم هیات مدیره یا تفکر جمعی را به جای مدیریت انفرادی قراردهند . دیگرغیر ممکن است که یک فرد بر تمام مسائلی که پیش روی یک شرکت یا صنعتی خاص قرار دارد اشراف داشته باشد ، همین امر لزوم ایجاد گروهی از اعضاء را که مهارتها و تجارب انها متنوع و مکمل باشند توجیه می کند ، تا دهه 80 میلادی این تصور وجود داشت که اگر دانش و تجربه افراد با هم مشابه باشد برای پیشرفت شرکت سودمندتر است اما انتخاب اعضایی که فقط در یک زمینه تخصص وتجربه دارند می تواند منجر به ایجاد ترکیبی شود که توجه خود را فقط به علایق خاص خود معطوف می کنند و این ممکن است از واقعیت ها بسیار دور باشد  به همین دلیل طی دو دهه اخیر، صاحب نظران بسیاری به این نتیجه رسیدند که تنوع و تفاوت تخصص و دانش اعضای هیات مدیره شرکت یا هیات رئیسه یک جمع قدرت و چابکی ان مجموعه را دررویا رویی با مسائل و مشکلات افزایش می دهد.

2.      نقدی بر نگاه مهندسی در حل معضلات شرکت

نگاه مهندسی به انسان ، شرکت ، صنعت و مشکلات پیشروی انها یک نگاه فیزیکی و ماشینی است این تصوروجود دارد که همه چیزرا می توان اندازه گرفت و با طراحی مناسب یک برنامه و اقدام لازم برای حل مشکلات ، بر انها فائق امد .

 مهندسی بنا به ماهیت موضوع اساسا و عمدتا در حیطه دنیای فیزیکی و علوم طبیعی کاربرد دارد ولی در زمینه روابط اجتماعی و اقتصادی که با کُنش‌های ارادی افراد سر و کار داریم به راحتی قابل تعمیم نیست. دلیل این امرهم روشن است؛ اتم‌ها درعلوم اجتماعی افراد انسانی هستند که برخلاف اتم‌ها و مولکول‌ها در فیزیک، دارای اراده و آزادی عمل هستند و ممکن است در شرایط مشابه رفتارهای متفاوت از هم انجام دهند. برای مثال در اوایل دهه 80 میلادی در غرب به این نتیجه رسیدند که هر چه برمیزان ظرفیت شبکه معابر عمومی افزوده می‌شود، به همان نسبت و حتی بیشتر به تعداد خودروها افزوده می‌شود و همیشه روند ساخت اتوبان و خیابان از روند افزایش خودرو عقب می‌ماند وعملا معضل ترافیک حل نشده باقی مانده است ، وقتی بررسی کردند، دیدند اشکال از نوع نگاه فیزیکی و مادی به «انسان» است. چون انسان موجودی عاقل و حسابگر است، هرچقدر شما اتوبان بسازید وقتی راه برای حرکت باز باشد اشتهای او برای استفاده بیشتر از خودرو نیز بیشتر می‌شود. بنابراین متوجه شدند که باید بجای ساخت اتوبان بیشتر، این اشتها را کنترل کنند. از آن جا بود که مفهوم «مدیریت تقاضای سفر» مطرح شد. یعنی یک زمانی سیاست حمل‌ونقل «پیش‌بینی و فراهم‌سازی» بود، بعدا دیدند که این سیاست جوابگو نیست آن را به «پیش‌بینی و جلوگیری» تغییر دادند.

مثالی دیگر درهمین راستا تغییرنگاه دولت به ترافیک جاده های ایران است ، میدانیم که امروزه ترافیک های بیرون شهری معضلات بسیاری برای دولت و ملت فراهم اورده و درایام تعطیلات تمامی جاده های اصلی بخصوص شمالی کشور قفل می شود .  در کنار انواع راه حل های ممکن مثل ساخت راهها و اتوبان های جدید یا عریض کردن جاده های موجود ، راه دیگری که در راستای مدیریت تقاضای سفر مطرح شده است مسئله ساماندهی به تعطیلات در کشور و منظم کردن این تعطیلات در غالب تعطیلات دو روزه اخر هفته می باشد تا با پخش منظم ان در ایام سال از فشار تقاضا برای ایام خاص کاسته شود .

3.      علم اقتصاد ، علم تخصیص بهینه منابع

توده مردم وقتی در مورد علم اقتصاد فکر می‌کنند، بلافاصله مفاهیمی چون پول، تورم، رشد اقتصادی ، تجارت بین الملل و مسائلی از این دست را متصور می‌شوند و گمان می‌کنند که اقتصاددانان و دانش آموختگان اقتصاد، کسانی هستند که صرفا با این مسائل سروکار دارند . ولی باید گفت موضوعات یادشده اگر چه در زمره موضوعات اصلی علم اقتصاد است، اما به هیچ عنوان منحصر به این موضوعات نیست.

علم اقتصاد را علم تخصیص بهینه منابع کمیاب تعریف کرده‌اند. دراین علم عقلایی ترین شیوه‌های استفاده از منابع محدود در همه سطوح ( فرد، بنگاه، صنعت، کشور و جهان) مورد بررسی قرار می‌گیرد.

در تعریفی دیگر، علم اقتصاد علم تحلیل انگیزه‌ها معرفی شده است. در این رشته ابزار و چارچوب‌های مفهومی خاصی در اختیار دانش‌آموختگان قرار می گیرد که از طریق آن بهتر می‌توانند انگیزه افراد را در فعالیت‌های مختلف تحلیل کرده و قادر به پیش‌بینی آن شوند.  همین امر این قدرت را در اختیار آنها می‌گذارد تا با استفاده از آن بتوانند در سیاست‌گذاری یاور تصمیم گیران باشند.  در حقیقت علمی برای تصمیم گیری و سیاست گذاری است.

 به عنوان مثال: تحلیل نظام انگیزشی حاکم بر جامعه پزشکان و بیماران و تحلیل رابطه میان آنها و تنظیم روابط آنها با استفاده از ابزارهای سیاست گذاری، زمینه جذابی است که علم اقتصاد در آن وارد شده و در اثر آن حوزه مشهور اقتصاد بهداشت به وجود آمده است.یا در عرصه حمل و نقل، اشکال مختلف رفتار سازمان‌های دارنده وسایل حمل و نقل، اعم از دریا، زمین و هوا و نوع رابطه آنها با متقاضیان سفر با آنها در حوزه اقتصاد حمل و نقل بررسی می‌گردد. اقتصاد شهری، اقتصاد سیاسی، اقتصاد مالی، اقتصاد آموزش، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، اقتصاد محیط زیست، اقتصاد رسانه و اقتصاد فرهنگ از جمله حوزه‌هایی است که کاربرد تحلیل اقتصادی در موضوعات اجرایی و کاربردی را نشان می‌دهد.

۲۲ مهر ۱۳۹۷ ۱۴:۳۴