پول نفت و دیگر هیچ

پول نفت و دیگر هیچ
سعید ساویز – تحلیلگر نفت و انرژی

به تازگی گزارشی از مرکز پژوهشهای مجلس منتشر شده است که با بررسی سیاست های مدیریت منافع حاصل از توسعه میادین نفت و گاز در نروژ و همچنین بازشماری مشکلات بنیادین در صنعت نفت و گاز ایران به ارائه راهکار کلی برای اصلاح وضعیت در ایران پرداخته است.
در نقد راهکارهای ارائه شده و همچنین در همراهی با انجام چنین مطالعات و بررسی هایی پس از مروری کوتاه بر مقدمه پژوهش به ارائه راهکاری خواهیم پرداخت که از دید کارشناسی حلقه مفقوده اتصال دیباچه پژوهش یاد شده به پایان گفت آن است.
تولید نفت و گاز در نروژ از اوایل 1970 در فلات قاره آغاز گردید و علیرغم اینکه تولید هر بشکه نفت در آن شرایط بسیار گرانتر از تولید در خلیج فارس و خاور میانه است، توانست جایگاه ثابتی در بازار عرضه انرژی های فسیلی در جهان برای خود یافته و همچنین مدیریت صحیح منابع بدست آمده حاصل از فروش نفت موجبات رشد قابل توجه تولید ناخالص داخلی این کشور را فراهم آورده است.
در آمد های دولت نروژحاصل از فروش نفت و گاز به دو دسته کلی تقسیم می شود: درآمدهای حاصل از سرمایه گذاری مستقیمSDFI و سود سهام دولت در استات اویل و منافع حاکمیتی که شامل مالیات حق الارض و تولید می شود و همه این درآمدها در نهایت به صندوق ثروت نروژ که به تازگی به صندوق بازنشستگی GPFG تغییر نام داده است واریز می شود.
این صندوق در پایان 2017، 1032 میلیارد دلار دارایی داشته است. هرگز از اصل منابع صندوق کاسته نشده است و همواره منابع آن در حال افزایش است؛ همچنین بودجه عمومی و هزینه های غیر مرتبط با نفت هرگز از این صندوق یا از پول نفت تامین نمی شود و در واقع پول نفت تنها و تنها در نفت هزینه می شود. در موارد خاص تنها به اندازه سود سالیانه سرمایه صندوق امکان هزینه در غیر از نفت وجود دارد.
درست در نقطه مقابل نروژ، نفت در ایران انفال به حساب می آید، سهم نفت از درآمدهای حاصل از فروشش در بازارهای بین المللی تنها 14.5 درصد است. بخش قابل توجهی ازبودجه عمومی کشور از پول نفت تامین می شود، مجلس حتی برای پاداش بازنشستگی کارکنان نفت که از صندوق بازنشستگی خود نفت پرداخت می شود تعیین تکلیف می کند. در واقع در ایران پول نفت تنها در نفت سرمایه گذاری نمی شود.
بخش های دیگر صنعت و اقتصاد معمولاً از پول نفت یا یارانه های غیر مستقیم نفتی، مانند گاز با قیمت ناچیز ارتزاق می کنند و برای مثال اگر قیمت این گاز واقعی شود غالب این صنایع سودآوری و توان رقابت خود را از دست خواهند داد.
نگاه به نفت در ایران مانند گوشت قربانی و یا آوردگاهی با پول مفت بی حد و حصر است و همین نگاه باعث شده است تا با عوض شدن سیاست ها و دولتها سیل مدیران صادراتی برای تضمین منافع گروه و کارتل در قدرت به نفت وارد شود. مدیرانی که حتی الفبای نفت را نیز نمی دانند.
مرکز پژوهشها پنج عامل را به عنوان معضل اصلی در اصلاح بنیادین صنعت نفت در ایران بر شمرده است.
• عدم تفکیک حاکمیت و تصدی
• عدم رابطه مالی منطقی بین شرکت نفت و دولت
• آشفتگی ساختار
• ایجاد انحصار در بالادست
• عدم شناخت از شرکت های نفتی خارجی
بجز مورد آخر راهکار دادن برای چهار مورد اول پیش از پاسخ به این سوال که آیا اداره مملکت در ایران می تواند از پول حاصل از فروش نفت و گاز دست شسته و حیات و ممات هر صنعت، بنیاد، ارگان و تفکری را به کسب درآمد و سودآوری خودش منوط کند؟ امکان پذیر نیست.
در واقع رانت، آشفتگی، شفافیت گریزی، ضعف مدیریت و عدم توان رقابت همه و همه به دلیل حیات خلوت بودن نفت است.
نفت یک خان گسترده همواره در حال چپاول است. چپاول نه به معنی دزدی و راهزنی بلکه چپاول از سوء مدیریت و در واقع بی راه نیست که بگوییم تاکنون تمامی دولتها به جای تلاش برای اصلاح ساختار و اجرای استراتژی های بلند مدت سعی در کنترل درایی ها نفت و هدایت ان به کانالهای دلخواه، موازی با افزایش خام فروشی کرده اند.
یعنی تنها کار مثبتی که در نفت صورت گرفته است تلاش برای توسعه در راستای افزایش توان خام فروشی بوده است که خود در پایان موجب افزایش در آمد و نقدینگی و به دنبال ان افزایش سهم جریان های قدرتمند در راس شده است.
آیا صنایع خودرو، صنایع وابسته به نیرو، معادن و ... می توانند بدون تکیه به پول نفت، بودجه کشور و حتی گاز ارزان مانند تمام کشورهای جهان در یک محیط آزاد بین المللی با بالا بردن کیفیت رقابت کنند و خود محلی برای سودآوری باشند؟
پیش از پیچیدن هر نسخه ای باید به این نکته توجه کرد که آیا کشور توان چشم پوشی از پول نفت را دارد؟
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ ۱۱:۱۴