بایدها و نبایدهای اتحادیه صادراتی

بایدها و نبایدهای اتحادیه صادراتی
فرید جاهد – شورای آسیا و اقیانوسیۀ تسهیل تجارت و کسب و کار الکترونیکی www.afact.asia

در ماده هفتِ فصل اولِ اساسنامه اتحادیه، 21 بند به توسعه فعالیت های تجاری و صادراتی اعضاء اختصاص یافته است. در تک تک این بندها روش هایی برای توسعه متوازن و همه جانبه در امر صادرات و تجارت دیده شده است که متاسفانه از زمان تاسیس اتحادیه تا کنون به ندرت اقدامی عملی در این راستا صورت گرفته است. مدل های توسعه در دنیای امروز عمدتاً بر بومی سازی تجربیات موفق جهانی یا بنچ مارکها استوار هستند. در این روش علاوه بر کانتکست و محتوا، روش ها و ابزار نیز شناسایی می شوند که البته الزاماً به مفهوم سازگاری کامل با نیازهای ما نیستند. ولی در مجموع این الگو برداری ها، قالب، نقشه راه و فرآیند توسعه را برایمان ترسیم می کنند. بعضاً در این راه مجبور به ترکیب دو یا چند الگوی متفاوت و یا گرته برداری از بخش های موثرترِ برخی از آنها آنها هستیم. به عنوان مثال الگو برداری از قطر و هند در تعیین نرخ خوراک واحدهای پتروشیمی گازی، در کنار سیاست های حمایتی آمریکا از تولیدکنندگان فرآورده های پتروشیمی، می تواند الگوی مناسبی برای توسعه صنعت پتروشیمی به شمار آید. حال آنکه دولت ایران تنها به تعیین نرخ خوراک با استفاده از فرمول های مبتنی بر هاب های غربی نظیر هنری و آلبرتا اصرار می ورزد و با الباقی داستان کاری ندارد! و کل ماجرا هم به چند جلسه در پشت درهای بستۀ اتاق های دولتی منحصر می گردد.دولت از ابزار حاکمیتی برای تحمیل خواسته های خود استفاده می کند. اما سوال اینجاست که ما چکار می کنیم و چگونه می توانیم از الگوهای توسعه برای رشد و توسعه اتحادیه و اعضای آن استفاده کنیم؟ تجربه ثابت کرده که دولت گوش شنوایی برای نظرات بخش خصوصی در زمینه هایی نظیر تعیین قیمت، تخصیص خوراک، سیاست های فروش فرآورده، نقش نفت خام در بودجه و ... ندارد اما این بدان معنی نیست که دست ها را بالا ببریم و تسلیم بروکراسی و دیوانسالاری معیوب دولت شویم. بلکه باید دست به کار شده و الگوی توسعه مناسبی برای اعضای خود طراحی کنیم. در این رویکردِ استراتژیک که می تواند با شعار محوری افزایش سهم صادراتی اعضا مطرح شود، می توان به الگوهای سیستمی و رفتار سازمانی زیر اقبال نشان داد:

• تعامل با نهادهای دولتی
اتحادیه باید نقش موثرتری در ارائه راه کارها و راه حل ها در ارتباط با گلوگاه های ایجاد شده از سوی دولت در امر مدیریت عملیاتِ صادرات ایفا نماید. گمرکات، سازمان بنادر و راهداری سه ارگانی هستند که در امر صادرات از سوی دولت دخیل هستند. با تشکیل کمیته فرآیند صادرات در اتحادیه می توان فرآیند عملیاتی و سندی صادرات را برای فرآورده های مختلف ارزیابی و گلوگاه ها را شناسایی و در جهت رفع آنها تلاش کرد. به عنوان مثال برگرداندن تعرفه خدمات بندری قیر از کالای خطرناک به شرایط نرمال که از طریق رایزنی اینجانب و دبیرکل محترم با معاون سازمان بنادر در سال گذشته صورت گرفت. با مهندسی فرآیند در این بخش و تطبیق با الگوهای استانداردِ جهانی نظیر Business Process Analysis می توان شابلون های استانداردی برای مدیریت عملیات صادرات در اختیار اعضای ضعیف تر اتحادیه قرار داد. این روش می تواند برای لجستیک و عملیات بانکی نیز صادق باشد.

• تحلیل بازار
دلار بیش از 12 هزار تومان یک دست آورد ژئوپلتیک دارد که شاید کمتر به آن توجه شده و آن نیز یکپارچگی بازارهای ایران، افغانستان، عراق و ترکیه است. عملا این نرخ دلار تجارت فرامرزی را توسعه داده و به رونق صادرات منجر شده است. کاهش صادرات نفت خام با افزایش صادرات گاز، میعانات گازی و فرآورده های پتروشیمی جبران شده و دسته جدیدی از ثروتمندان در حال ظهور می باشند که دست های پنهانی از قدرت در کشورهای یاد شده نیز دارند. به نظر می رسد این شرایط برای دهۀ آینده پایدار بوده و امنیت اقتصادی ایران در گرو تعمیق شرایط جاری است. ما در اتحادیه شناخت کافی از شبکه های قدرت و ساختارهای اقتصادی نوظهور و در حال شکل گیری نداریم. ترندهای منطقه و فرامنطقه را نمی شناسیم و روش های قیمت گذاری با کشف از محل معاملات را نمی دانیم. این در حالی است که برخی از اعضای ما جزو بازیگران این عرصه نوظهور هستند و متاسفانه چیزی از این ارزش افزوده نصیب مجموعۀ اتحادیه نمی گردد. ورود به این موضوعات می تواند به مرور اتحادیه را به Market Place صادرات فرآورده تبدیل کند. دسترسی به Out Look ها و Predictionهای مراکز آماری و مطالعاتی و همچنین آشنایی با Assessment های قیمت یابی نظیر PLATTS، ARGUS و ICIS معالاً می تواند اتحادیه را در صدر تعاملات تجاری و پیش بینی بازار قرار دهد.

• توسعه تکنولوژی و بهبود تولید
اکثر اعضای اتحادیه را تولید کنندگانِ انواع فرآورده تشکیل می دهند. قیر، روغن، هیدروکربن، پارافین و ... آیا ما نوع تکنولوژی مورد استفاده، درجه پیچیدگی، نوع خوراک و مواد اولیۀ مصرفی، فرآورده های اصلی و فرعی تولیدی، ته مانده و ضایعات با شیوه استمحال و امحاء آنها را در مورد هر یک از اعضای خود می دانیم؟ دانستن این اطلاعات از یک سو و دانستن مصوبات دولتی، محدودیت ها و تسهیلات، ترند و آینده بازار، نحوه تخصیص خوراک، تکنولوژی های روز آمد با امکان ایجاد حاشیه سودهای بیشتر، میزان مصرف ادتیو ها و افزودنی های مختلف و ده ها فاکتور دیگر همگی یک کانسپت تجاری بسیار قدرتمند را تشکیل می دهند که تنها در دل تشکل هایی نظیر اتحادیه قابل پیاده سازی هستند.

• از کجا و با چه ابزاری شروع کنیم
اگر به موضوع اولیۀ مقاله یعنی الگوهای توسعه برگردیم و نیم نگاهی هم به اساسنامه اتحادیه داشته باشیم خواهیم دید که اتحادیه ظرفیت قابل قبولی برای ارائه خدمات تخصصی در حوزه های منجر به توسعه صادرات دارد. این فعالیت ها وفق اساسنامه می تواند در قالب شرکت، کنسرسیوم، تعاونی و اشکال حقوقی مختلفی اجرا شده و ضریب سهم صادراتی اعضا را به شکل قابل ملاحظه ای بهبود بخشد. اما آنچه پیاده سازی چنین الگویی را در اتحادیه باور پذیر می سازد قابلیت و قدرت آی تی و مدیریت داده است. طبیعتاً شناخت کافی از مفاهیم و ابزار روزآمدِ فن آوری اطلاعات در حوزه های DDB یا کسب و کارهای داده محور با قرار گرفتن در کنار تخصص های لازم در حوزه های مدیریتی و تجاری می تواند زمینه ظهور یک الگوی کارآمد توسعه را در اتحادیه رقم زند. اتحادیه باید در گام اول زمینۀ روانیِ چنین رویکردی را از طریق گفتگو در کمیسیون های تخصصی فرآهم آورده و متعاقباً با آموزش و یا جذب کارشناسان مربوطه بر اساس یک برنامه مدون و هدفمند به پیاده سازی بخش های مختلف آن اقدام نماید. برنامه توسعه می تواند در فازهای مختلف و در یک بازۀ زمانی مشخص، به مرور و بر اساس اصل سعی و خطا اصلاح شده و جای خود را در رویکردهای آتی اتحادیه باز نماید. به امید موفقیت و توسعه روز افزون اتحادیه OPEX


۱۶ شهریور ۱۳۹۸ ۱۶:۲۵