نگرانی غول های جهانی نفت از انتخابات ریاست جمهوری امریکا

"جو بایدن"، تهدیدی بر کاهش تقاضای جهانی نفت

"جو بایدن"، تهدیدی بر کاهش تقاضای جهانی نفت
"دکتر سارا وخشوری" که تحصیلات خود را در دکترای مطالعات خاورمیانه و امنیت انرژی به پایان رسانده است در حال حاضر رئیس موسسه بین المللی مشاوره انرژی SVB می باشد که این موسسه در حوزه مشاوره صنایع انرژی، پیش بینی بازار انرژی، طراحی و اجرای استراتژی ‌های امنیت انرژی برای شرکت های بین المللی، نفتی، موسسات مالی و بانک های سرمایه گذاری فعالیت می کند . وخشوری در گفتگوی زنده اینستاگرامی با دکتر حسینی مدیر مسئول ماهنامه دنیای انرژی درخصوص شرایط کنونی فعالیت بازارهای انرژی به نکات قابل توجهی اشاره داشته که به ذکر تعدادی از آنها پرداخته می شود :

·        تاثیر کرونا بر نفت شیل آمریکا و نفت های گران قیمت دنیا

مهمترین تاثیر کرونا بر روی بازار نفت، ضربه کاری به تقاضا بود که عمدتاً از کاهش شدید سفرهای هوایی و زمینی درون شهری و برون شهری نشأت گرفته است . این رویداد جهانی منجر به کاهش شدید و شوک منفی قیمت‌های جهانی نفت گردید . در ماه ابتدایی پیدایش کرونا که تقاضا کاهش یافته بود، روسیه و عربستان با افزایش تولید، شرایطی را برای مازاد عرضه تا زمان کنونی ایجاد کردند با این حال کشورهای عضو اوپک‌پلاس و سایر تولیدکنندگانی که عضو این سازمان نیستند به ناچار برای کاهش تولید به توافق رسیدند . این کاهش تولید معمولا به دو صورت اتفاق می افتد، یکی کاهش تولید داوطلبانه که بر مبنای آن اعضای اوپک پلاس با آن که هزینه تولید و استخراج نفتشان کمتر از قیمت های بازار جهانی است، اما با این حال به کاهش تولید تن در دادند و در حالت دوم که آنرا کاهش ارگانیک می خوانند، مثال بارز آن کاهش تولید در کشورهایی نظیر نروژ، کانادا و آمریکاست که با توجه به هزینه بالای تولید و استخراج نفت خود، داوطلبانه مبادرت به کاهش تولید نکرده اما در مذاکراتی که با اوپک پلاس داشتند، کاهش تولید خود را تا پایان سال جاری میلادی اطلاع دادند . به نظر می‌رسد کاهش داوطلبانه اگر تا پایان سال جاری ادامه پیدا کند، بازار دچار کمبود عرضه خواهد شد و با تقلیل و مصرف ذخایر، قیمت‌ها نیز افزایش یابد. اما با این حال تعداد دکل‌های حفاری شیل نیز در حال کاهش پیدا کردن است . انتظاری که برای بازگشت تولید نفت آمریکا می‌رود یک بازگشت نموداری به شکل حرف w است بدین معنا که با افزایش تقاضای بنزین در داخل آمریکا که متاثر از استفاده از وسایل نقلیه شخصی در زمان کرونا است تولید افزایش یابد اما به دلیل عدم مسافرتهای هوایی، تقاضاهای مربوط به سوخت جت هنوز به شرایط سابق بازنگشته است و از سویی روند کاهشی دکل‌های حفاری و نگرش جدیدی که شرکت‌های نفت شیل در نحوه سرمایه‌گذاری در این صنعت کرده‌اند پیش‌بینی می‌گردد سرمایه‌گذاری در این بخش تا پایان سال آینده نیز روند کاهشی خود را داشته باشد .

موسسه ما در مذاکراتی که با شرکت‌های تولیدکننده نفت شیل در این زمینه داشت تقریباً تمامی شرکت‌ها در سرمایه‌گذاری خود تجدید نظر کرده و میزان آن را کاهش داده اند، با این فرضیه اگر تا پایان سال میلادی قیمت نفت حتی به ۵۰ دلار برسد باز هم شاهد رشد سریع تولید نفت شیل نخواهیم بود . کاهش تولید نفت در آمریکا عمدتاً در دو حالت صورت می‌گیرد در حالت اول کاهش سرعتی به دلیل بستن کامل چاه نفت که تولید چاه کاملاً متوقف می‌شود و در حالت دوم کاهش نیز ناشی از کاهش سرمایه‌گذاری و حفاری است که در برهه کنونی اتفاق افتاده است با این حال همچنان شاهد تولید نفت شیل در آمریکا خواهیم بود ولی در ۱۲ ماه آینده آن میزان از رشد را که قبل از پاندمی کرونا پیش بینی می شد نخواهیم داشت .

·        تقاضای جهانی برای نفت ایران

در نگاه اول شاید این گونه تعبیر شود که روند کاهشی نفت شیل آمریکا، عرصه را برای تقاضای نفت ایران باز نماید . اما بازار جهانی نه از لحاظ روانی و نه از لحاظ فیزیکی توانایی خرید عرضه های جدید را ندارد . موسسه SVB در سال گذشته تحقیقاتی از سرمایه‌گذاران و بانک‌ها در خصوص بزرگترین ریسک سال ۲۰۲۰ آنها داشت و همگی متفق القول به ورود نفت ایران به بازار جهانی به عنوان ریسک اذعان داشتند . اما شرایط کرونا، میزان عرضه و تقاضا را تحت‌الشعاع قرار داد، و تحریم ایران، ونزوئلا و مشکلات داخلی لیبی همچنین حمله به آرامکو با توجه به عرضه بالای نفت، تأثیری بر قیمت های نفت نداشته و بازار بین المللی همچنان حساسیت بیشتری به میزان تقاضا داشته و دارد .

در حال حاضر تولید نفت آمریکا به شدت کاهش پیدا کرده و به نوعی این کشور وارد کننده نفت به شمار می رود اما در بازار پتروشیمی، میعانات گازی، صادرات ال ان جی و ال پی جی صادرکننده بزرگی است . ورود ایران به این بازارها نشانه رقابت مستقیم با صادرات آمریکا است . شرایط کنونی حاکم بر اوضاع نفت جهانی شاید بتواند به نفع ایران باشد، چرا که نفت کشورهایی چون ایران، عربستان و عراق نفت سنگین است و در مقابل نفت آمریکا نفت سبکی است و سوخت های سبکی چون بنزین، سوخت جت و دیزل از آن عاید می‌شود که تقاضای کنونی اندکی دارد، بنابراین تقاضاها برای نفت سنگین زیاد شده است . ایران در زمینه پتروشیمی به پیشرفت های بسیاری دست پیدا کرده است و حتی در زمینه ساخت کاتالیزورها نیز تا حدی خودکفا شده است اما نکته مهم در مورد بازار پتروشیمی، رقابت می باشد و بعد از ورود آمریکا به صنایع پتروشیمی رقابت بسیاری در این بازارحاکم شده است، خصوصاً در مورد پلی اتیلن ها و حتی متانول که تولیدات پتروشیمی ایران هستند و مورد تحریم واقع شدند . متانول و پلی اتیلن بازارهایی هستند که رقابت سنگینی بر آنها سایه افکنده است و حضور ایران خوشایند رقبا نخواهد بود .

 

·        بازار انرژی جهان، دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان

به طور سنتی دموکرات ها نگران تغییرات اقلیمی و محیط زیست هستند و جمهوری‌خواهان بیشتر تولید نفت و گاز برایشان مهم است و این تصور از آنجا ناشی می‌شود که تولید نفت و گاز آمریکا در ایالت‌های جمهوریخواه انجام می‌گیرد، مانند ایالت تکزاس که به تنهایی می‌تواند یک کشور تولید کننده نفت اوپک باشد . در مقابل  ایالت‌های دموکرات، ایالت های پالایشگر و نیازمند خوراک ارزان هستند . بعد از جنگ اعراب و اسرائیل شوک صعود قیمت نفت باعث شد آمریکا صادرات نفت خود را ممنوع نماید و این قانون در آن زمان باعث شد نفت در داخل آمریکا قیمت کاهشی داشته باشد و منافع دموکرات‌ها در صدور فرآورده‌های نفتی با تولید ارزان و صادرات پر بها آمیخته شده بود، پس از افزایش تولید نفت شیل، به رهبری نمایندگان جمهوری خواه در زمان ریاست جمهوری اوباما، این ممنوعیت برداشته شد و در دوره کنونی نیز ترامپ و جمهوری خواهان کمک زیادی به نفت شیل کردند خصوصا در زمانی که روسیه و عربستان در ماه مارس و آوریل سال جاری به توافق نرسیدند تولید به شدت افزایش پیدا کرد. در جلسه ای که آخر ماه آوریل برگزار شد آقای ترامپ در عمل نقش واسطه و سخنگوی این اجلاس را داشت و شرایط را به سمت کاهش تولید برد و شاید جالب باشد که بدانیم در زمان ریاست جمهوری وی، همکاری‌های انرژی دو کشور روسیه و آمریکا در تبادل اطلاعات انرژی بسیار نزدیک است، و روسیه همانطور که با عربستان در مورد مسائل اوپک‌پلاس گفتگو می‌کند هر ماهه نیز با وزارت انرژی آمریکا در ارتباط است . لابی نفت و گاز در آمریکا به طور سنتی و مخصوصاً در شرایط کنونی که جمهوریخواهها بر اریکه قدرت هستند یک نگرانی احساس می کنند و آن پیروزی بایدن در انتخابات پیش روست،  و با این انتخاب دو رویداد نگران کننده برای تولیدکنندگان نفت و گاز و حتی برای بعضی از پالایشگرها می افتد : تولید نفت آمریکا به مخاطره می‌افتد با اینکه اکثر تولیدات نفت آمریکا در زمین هایی با مالکیت خصوصی است و دولت فدرال آمریکا نمی‌تواند قوانینی وضع کند که تولید آنها را منع نماید اما می تواند یک سری قوانین بر میزان آزاد شدن گاز اتان و متان ایجاد کند که هزینه تولید برای تولیدکنندگان افزایش یابد و در رویداد دوم، خطوط لوله هایی که نفت را جابجا می‌کنند و باید از بین ایالتها رد شوند قوانین مشکلات محیط زیستی برای آنها وضع نماید. همچنین وامهای دولت فدرال برای تولید کننده ممکن است کاهش پیدا کرده و ریسکی که به وجود می‌آید ممکن است موجب گردد که بانک های سرمایه گذاری کمتری روی شیل سرمایه‌گذاری کنند، بنابراین تولید نفت شل با مشکل مواجه می شود و نکته و تهدید مهمی که وجود دارد آن است که انتخاب آقای بایدن روی تقاضای جهانی نفت تاثیرگذار خواهد بود، اگر ایشان به فرض بگوید که اکتان بنزین مصرفی در امریکا، بطور مثال باید یک درجه افزایش پیدا کند، تمام خودروسازان باید خودروها را طوری طراحی کنند که اکتان بالاتری استفاده کنند . هزینه بنزین و قیمت خودروها افزایش یافته و مردم به سمت خودروهای الکترونیکی رو می آورند و با توجه به اینکه اقتصاد بازار خودرو در آمریکا بسیار مهم است همه این موارد تاثیر مهمی روی تقاضا برای بنزین و نفت خواهد داشت و پیش بینی می گردد که اگر آقای بایدن رئیس‌جمهور گردد پیک تقاضا با سرعت بیشتری به وجود می آید و همانطور که قبلاً  ذکر شد بازارجهانی نیز به تقاضا حساسیت بیشتری خواهد داشت . شاید تصور عمومی بر این باور باشد که در خارج از آمریکا، کشورهایی همانند روسیه و عربستان و سایر تولیدکنندگان نفت دنیا علاقه مند به انتخاب ریاست جمهوری بایدن هستند چون این انتخاب به تولید نفت شیل ضربه خواهد زد و رقبای نفت شیل با کاهش تولید آن نیز سود خواهند کرد ولی این تفکر اشتباهی است چرا که روسیه و عربستان از عدم انتخاب ترامپ نگران هستند و این نگرانی به دلیل تاثیر سیاست های بایدن بر روند کاهش تقاضای جهانی نفت است .

روسیه و عربستان در حال حاضر بر روی صنایع پتروشیمی سرمایه‌گذاری های بسیاری کردند و تا دهه های آینده نیز نفت استخراجی خود را عرضه خواهند کرد و در دیداری که سال گذشته با وزیر انرژی عربستان داشتم وی اظهار امیدواری می کرد که با توجه به پیشرفت پتروشیمی در عربستان، این کشور نگران گسترش انرژی های نو و تجدید پذیر نبوده و صنایع پتروشیمی عربستان، تامین کننده قطعات لازم در صنایع انرژی های نو خواهند بود . با این حال تولید نفت آمریکا نگرانی جدی برای این دو غول نفتی نخواهد بود و نگرانی عمده آنها در مورد تقاضای جهانی نفت است که انتخاب و نوع نگاه دموکرات‌ها می‌تواند تهدیدی بر کاهش تقاضای جهانی نفت باشد .

·        بازارآتی و بورس در توسعه صنعت نفت و پتروشیمی و صنایع پایین دستی

بازارهای آتی به این دلیل تشکیل می شوند ریسکی را که در بازارهای فیزیکی وجود دارد پوشش دهند و در حوزه بازار جهانی نفت، نفتی که قرار است در ماه های آینده تحویل گرفته شود در زمان کنونی و به قیمت روز خریداری و سفارش داده می شود و بهای آن نیز پرداخت می گردد، و خریدار یا فروشنده از قیمت نفت در ماه های آینده بی خبر هستند و شرایط قیمتی نفت طی ماههای آینده که موعد تحویل نفت سفارشی است اگر بالا و یا پایین باشد فروشنده و یا خریدار ضررخواهند کرد، بازارهای آتی این امکان را فراهم می کند که با سرمایه‌گذاری معکوس شرایطی را که خریدار یا فروشنده دارد بتواند این ریسک عدم قطعیت در مورد قیمت زمانی که این محموله را تحویل داده یا می‌گیرند را پوشش دهد . بازارهای آتی در حوزه نفت و فرآورده‌های نفتی انحصار قیمت‌گذاری به دست تولیدکننده ها را شکسته و مصرف کننده ها نیز بر روی قیمت نفت یا کالایی که می خواهند تحویل بگیرند تاثیرگذار خواهند بود این بازارها با این اهداف راه اندازی گردید . در شرایط کنونی قیمت اصلی تولید نفت بر اساس شاخص‌هایی تعیین می‌شود که در بازارهای کاغذی معامله شده است، بنابراین انحصاری که کشورهای تولید کننده داشتند که هر میزان میخواستند قیمت را تعیین کنند شکسته شده و بازار آتی این امکان را به وجود می‌آورد برای خریدار و فروشنده که به یک پیش‌بینی دقیق برسند، و بر مبنای این پیش بینی، افزایش یا کاهش قیمت نفت در شش ماهه یا یکسال آینده برنامه‌ریزی کنند.

این بازارها برای اقتصاد کشورها مهم هستند اما به دلیل کمک به اقتصاد یا سرمایه گذاری در هیچ کشوری درست نشده اند، به طور مثال بازار بورس آمریکا در اقتصاد آمریکا تاثیر بسزایی دارد ولی دولت آمریکا از این بازار بورس ذی نفع نیست و نکته دیگری که وجود دارد این است که این قراردادها آنقدر خرید و فروش می‌شوند که دیگر تولید کننده تاثیری روی قیمت گذاری ندارد و به این شکل انحصار شکسته می شود .

در خصوص اوراق سلف نفتی که طی دو ماه گذشته دولت ایران قصد عرضه آن را داشت باید گفت که اگر یک قرارداد مشخص با قیمت و سود مشخص به خریدار داده شود این اوراق قرضه است و نه قرارداد آتی نفت و اگر بازاری برای خرید و فروش قراردادهای آتی نفت ایران راه‌اندازی شود نوسانات قیمت نفت در آینده و نرخ برابری ریال و دلار ممکن است ریسک هایی را برای خریدار و فروشنده که وزارت نفت است به وجود آورد که این بازار چون بازار کاملی نیست امکان پوشش ریسک را ندارد . ضمنا نفت ایران که تحت تحریم است و تقاضای رسمی در بازار فیزیکی برای آن وجود ندارد می‌تواند تحت تاثیر جو رسانه‌ای و یا قوانین روزانه آمریکا علیه ایران قرار گرفته و یک موج خبری و ترس از آینده ممکن است موجب گردد همه خریداران در زمان مشخص اقدام به فروش قراردادها کنند و یا قیمت های این بازار تحت تاثیر اخبار مربوط به تحریم های نفتی ایران قرار بگیرد . حال اگر این قرارداد مدت زمان، سود و قیمت مشخص و ثابتی داشته باشد همانطور که عرض شد دیگر قرارداد سلف نفتی نیست بلکه اوراق قرضه نفت است .

 به نظر می رسد که این طرح هنوز ایده خامی است که باید مورد بررسی بیشتری قرار گیرد و در غیر این صورت ریسک های زیادی برای دولت و یا خریداران خواهد داشت، چنانکه در زمان اتمام دوره تنفس و اجرایی شدن این قراردادها مشکلات زیادی ایجاد می شود، از جمله عدم توانایی فروش نفت در بازار فیزیکی به دلیل تحریم‌ها، تورم و کاهش احتمالی ریال در برابر دلار در زمان اجرایی شدن قرارداد، ضمنا اگر دولت درآمد حاصل از فروش این اوراق و یا قراردادها را صرف طرح‌های عمرانی نکند و صرفاً از آن برای پرداخت بدهی‌های خود و جبران کمبود منابع مالی بودجه خود کند این امر موجب افزایش بیشتر نرخ تورم می‌شود . بر این اساس با توجه به عدم قطعیت ارزش نفت و دلار در ماه های آینده به دلیل شرایط کرونا مشخص نیست که بازار بورس به کجا می رسد . بر اساس پیش‌بینی شرکت‌های سرمایه‌گذاری که ما با آنها کار می‌کنیم تنها کالایی که در ماه‌های آینده ارزش آن همچنان افزایش می‌یابد طلاست زیرا در این شرایط عدم اطمینان، اکثر بانک‌های مرکزی و سرمایه گذاران در دنیا به خرید طلا روی آورده اند بنابراین توصیه که مردم طلای خود را بفروشند و با آن اوراق نفت بخرند لزوماً منطق صحیح سرمایه گذاری ندارد

۲۰ مهر ۱۳۹۹ ۱۶:۱۱