در برابر فشارحداکثری اقتصادی و سیاسی آمریکا چه باید کرد

در برابر فشارحداکثری اقتصادی و سیاسی آمریکا چه باید کرد
سعید پورفرهادی، عضو کمیسیون بازرگانان

دردهه هفتاد خورشیدی به بهانه فعالیت های هسته ای مخفیانه ایران، مناقشه هسته ای ایران با شانتاژ منافقین و همراهی آمریکا و سه کشور اروپایی فرانسه، انگلیس و آلمان کلید خورد . آن زمان دولت اصلاحات به جهت نشان دادن حسن نیت وشفاف سازی بطور داوطلبانه و البته موقت فعالیت های هسته ای ایران را طی معاهده موسوم به «سعد آباد» که بین ایران و سه کشور اروپایی منعقد گردید به حالت تعلیق درآورد. با روی کارآمدن دولت نهم، «محمود احمدی نژاد» رئیس جمهور وقت در مهرسال 1382 توافقنامه فوق را به صورت یک جانبه ملغی و همزمان آژانس بین المللی انرژی اتمی در بیانهای به ایران اعلام مینماید که اگر فعالیت های غنی سازی اورانیوم خود را متوقف نکند، پرونده را به شورای امنیت ارجاع خواهد داد . دولت وقت ازپذیرش اخطار شورای حکام آژانس سرباز می زند و در نتیجه پرونده ایران هجدهم اسفند 1384 (هشتم مارس 2006) به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع می شود . شورای امنیت بلافاصله یک قطعنامه هشدارآمیز خطاب به ایران صادرمی کند. درپی بی توجهی دولت وقت به قطعنامه اول؛ شورای امنیت به اتفاق آراء با همراهی چین و روسیه، 5 قطعنامه دیگرعلیه ایران صادر و تحریم های سنگینی را برعلیه کشورمان تصویب می نماید، از سوی دیگر در ایران «محمود احمدی نژاد» قطعنامه های سازمان ملل را کاغذ پارهای بی ارزش می نامد که هیچ خاصیتی ندارند. در اردوگاه دشمنان منطقهای و جهانی، قرار گرفتن ایران ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل که وقوع جنگ مابین جامعه جهانی از یک طرف و ایران از طرف دیگر را محتمل و به آن مشروعیت می بخشید، به مثابه یک هدیه آسمانی ازسوی خود ایران تلقی می شود که می بایستی از این موقعیت پیش آمده نهایت بهره برداری را برای تضعیف ایران نمود. با روی کارآمدن دولت حسن روحانی که با شعارتعامل با جهان روی کارآمده بود، باب گفتگو با دول غربی مجدداً گشوده میگردد و تیم مذاکره کنندگان هستهای با هدایت «محمدجوادظریف»، موفق می شود درسوم آذر ماه 1392 «توافق ژنو» یا «طرح اقدام مشترک» را میان ایران و گروه 1+5 به امضا برساند. با حصول این توافقنامه، زهر تحریمها گرفته میشود و بخش قابل توجهی از درآمدهای مسدود شده ایران آزاد وتحریمهای گذشته که به سبب خروج ایران از معاهده سعد آباد شکل گرفته بود، به حالت تعلیق در می آید . در ایران نیز موجی از امید نزد عموم مردم و فعالین اقتصادی بوجود می آید. همچنین پس از توافق وین، شورای امنیت سازمان ملل با تصویب قطعنامه 2231 ایران را از ذیل فصل هفتم منشور شورای امنیت سازمان ملل خارج و تمامی قطعنامه های پیشین را لغو می نماید که بدین سبب سایه جنگ ازکشوردور می گردد . پس از برجام، اقتصاد محزون ایران رشد شگفت انگیز8 و 9 درصدی را تجربه کرد . هیئت های سیاسی- اقتصادی وشرکتهای چند ملیتی درصف ورود به ایران قرارگرفتند. همه چی خوب پیش می رفت که ناگهان در ایالات متحده برخلاف تمامی پیش بینی ها، یک بساز بفروش بنام «ترامپ» بر مسند ریاست جمهوری آمریکا نشست. اوکه تحت تاثیرلابی صهیونیستی «ایپک» قرار داشت درشعارهای انتخاباتی خود از برجام بعنوان یک توافق وحشتناک که کاملا به نفع ایران بود یاد می کرد ودر سخنرانی های خود بیان می داشت که ظریف، سرجان کری وزیر خارجه وقت آمریکا کلاه گذاشته است و قول می داد که درصورت عدم حصول یک توافقنامه جدید، آمریکا را ازاین پیمان خارج کند. رئیس جمهورجدید آمریکا حدود یکسال و نیم صبرکرد که تا ایران را به پای میز مذاکره بکشاند، اما ایران با این استدلال که در مورد چیزی که توافق کرده است مجددا مذاکره نمی کند، روی خوشی به این خواسته ترامپ نشان نداد . نتیجه آنکه برغم مخالفتهای گسترده جهانی، ترامپ همان کاری را انجام داد که قبل از آن وعده انجامش را داده بود یعنی "خروج ازبرجام" .
دولتمردان ایران نیز به امید آنکه شکافی بین متحدین بوجود آمده است وبه تصوراینکه برجام بدون آمریکا نیز برجای میماند، محکم در مقابل درخواست مذاکرات مجدد آمریکا ایستادگی کردند. در نتیجه ترامپ از برجام خارج و مجدداً و این بار بسیار شدیدتر از گذشته تحریم های ایران را بازگرداند. و نام آنرا کمپین فشار حداکثری برای وادار کردن ایران به بازگشت به میز مذاکرات نامید. درآغاز شاید خود اروپایی ها هم فکرنمی کردند که ادامه برجام بدون حضورآمریکا به این اندازه شکننده باشد . دولت ایران نیزشاید نمیدانست که شرکتهای اروپایی بر خلاف شرکتهای ایرانی ، از دولت های خود دستور نمیگیرند، چرا که اگر شرکتهای اروپایی مجبور به انتخاب گزینه همکاری بین ایران وآمریکا باشند با توجه به اختلاف فاحش سقف مبادلات اقتصادی بین اروپا و ایران از یک طرف و اروپا با آمریکا از طرف دیگر، بلادرنگ ایالات متحده را انتخاب خواهند کرد. به هر حال با توجه به اوضاع فعلی، واقعیت آنست که برجام به اغماء رفته است و به مثابه بیماری می ماند که دربخش مراقبت های ویژه نفسهایش به شماره افتاده است . تا اینجای کار هرچه گفته شد نقل روایت آنچه گذشت بود، اما آنچه مهم است، این است که درشرایط کنونی، حسب مصالح عالی کشور، دولت حسن روحانی چه کاری می بایستی انجام دهد؟ در اینکه ایالات متحده بطور خاص و قدرت های اروپایی بطوراعم در بد عهدی ، بی وفایی و بی اخلاقی رتبه یک جهانی را دارا هستند شکی نیست، شاید جالب باشد که بدانیم در تاریخ بشری فقط دو جنگ جهانی رخ داده که هر دو آنها در اروپا بوده است و یک جنگ هسته ای بیشتر در دنیا رخ نداده که مسبب آن هم آمریکا بوده است لذا شوخی تلخ ماجرا آنجاست که مهلکترین زرادخانه انواع بمب‎های هستهای جهان در این کشورهاست وهمزمان داعیه مبارزه با تسلیحات کشتاردست جمعی را نیزدارند.
• اما اشتباهات و راهکارهای پیش رو :
اول: مطابق توافقنامه «سعد آباد» بین ایران و سه کشوراروپایی، تعلیق تزریق گاز در سانتریفیوژهای نظنر در راستای راستی آزمایی و اثبات صلح آمیز بودن فعالیت هستهای ایران صورت گرفته بود،که پس از اتمام بازرسیهای آژانس، ادامه فعالیت های صلح آمیزهستهای برای ایران را محتمل مینمود، بدون آنکه ضرورتی داشته باشد که اقتصاد کشورمان را بیش از یک دهه زیر شدیدترین تحریمهای اقتصادی قراردهیم و دهها میلیارددلارکه میتوانست صرف محرومیت زدایی و شکوفایی اقتصادی کشور گردد از دست بدهیم. فلذا،خروج ازمعاهده سعدآباد اشتباه بزرگی بود که بدون آنکه ضرورتی داشته باشد صورت گرفت .
دوم : قبل ازبرقراری تحریمهای مجدد، زمانی که ترامپ به دنبال یک توافق فراگیربود، شاید بهتر بود به جای اتخاذ موضع تدافعی، ازآن استقبال می کردیم، چراکه در بسیاری حوزههای دیگر، ما با آمریکا دارای مشکلات عدیدهای بودیم و چه بهترکه همه را یکجا حل و فصل می کردیم که در آن صورت، ضمن آنکه تحریمی درکارنبود، میتوانستیم با حفظ دستاوردهای برجام بدون آنکه آسیبی ببینیم، امتیازات خوبی را نیز در طی مذاکره به دست آوریم، یا حداقل گذر زمان مثل حالا به ضررمان نبود. سوم : در شرایط کنونی، موضع عدم مذاکره با آمریکا به موضع مذاکره به شرط بازگشت به شرایط قبل ازخروج ترامپ از برجام تقلیل یافته است! . باعث شگفتی است که اگر قرار بود درچنین شرایطی مذاکره کنیم خوب چه حجت شرعی و عقلی وجود داشت که آن زمان اینکار را نکنیم تا مجبورشویم پس از برقراری مجدد تحریم ها به قیمت از دست دادن میلیاردها دلار اکنون این موضع گیری های جدید را داشته باشیم. چهارم: خروج ازشرایط فعلی نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت است و برای اثبات آن می توان دهها برهان و دلیل آورد. شاید از همه مهمتر بازگشت شفافیت به اقتصاد کشورمیباشد، تحریمهای بانکی و حربه دور زدن تحریمها، چنان فضایی را برای چپاول ثروت ملی برای برخی آقازاده ها و ایادی آنها فراهم ساخته است که شاید بتوان آنها را در زمره هواداران سینه چاک ترامپ قرارداد، که موجبات بروز فسادهای لجام گسیخته سازمان یافته داخلی را مهیا ساخته است. پنجم : رویدادهای اخیر منطقه یک پیام محکم به دشمنان منطقه ای و دول غربی ارسال کرده است که ایران و یا هم پیمانان ایران ازچنان صلابت و قدرتی برخوردارند که درصورت رویارویی، حریف دست و پا بسته ای نخواهند بود . البته که علیرغم قدرت نظامی قابل اتکا امروزه، ما نیز چنین جنگی را نمیخواهیم، چراکه زیرساختهای ما نیز در چنین جنگی شدیداً آسیب پذیر خواهد بود و در صورت حمله موشکی بعضاً با صدمات غیرقابل جبرانی روبرو خواهند شد.
کلام آخر : دولتمردان ما می بایستی شرایط ویژه و شکننده فعلی را درک نموده و متوجه این موضوع باشند که شاید دست ناپاکی به مانند مزدوران منطقه ای اسرائیل از فضای غبارآلود کنونی، بهنام ایران و به کام خود آتشی در انبار باروت منطقه بیندازند و بگریزند، که در آن صورت انگشت اتهام بلادرنگ به سمت ایران نشانه خواهد رفت . لذا یادآوری می شود که پاسداشت خون شهدا، نه به شعار،که به عمل است ، شهدای عزیزمان برای عزت این مرز و بوم از جان خود گذشتند و برماست که با درایت و عقلانیت دستاوردهای آنها را پاس بداریم . مذاکره نه ذلت است نه سازش، فقط یک استراتژی خاص برای یک زمان خاص است.
۱۲ آبان ۱۳۹۸ ۱۰:۳۱