تحولات جهانی انرژی و اثرات آن بر سیاستگذاری صنعت نفت و گاز ایران

تحولات جهانی انرژی و اثرات آن بر سیاستگذاری صنعت نفت و گاز ایران
نرسی قربان کارشناس ارشد انرژی



• مقدمه
ﺩﺭ ﭼﻨـﺪین ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻓﺸﺎﺭﻫﺎﻱ سیاسی ﻭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ که از طرف سازمان ملل، اروپا و بیش از همه آمریکا بر روی ایران بوده است منجربه ﺗﺤﺮﻳﻢ ﻫﺎی مختلف روی صنعت نفت و گاز ایران گردیده است. ﺍﻧﺪﻳﺸـﻤﻨﺪﺍﻥ ﺣـﻮﺯﻩ ﺍﻧـﺮژﻱ در ایران همواره درگیرپیدا نمودن راه های خنثی کردن یا دور زدن این تحریمها بوده اند و ﻓﺮﺻت کافی برای بررسی تحولات انرژی در جهان و ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﺭﺍﻫﻜﺎﺭﻫﺎﻱ ﺑﻬﻴﻨﻪ برای بکار گیری ﺍﺯ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺍﻧﺮژﻱ کشور را ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ. در ایران که اقتصاد آن در شش دهه گدشته متکی به ذخایر نفت وگاز بوده و یکی از بزرگترین تولید کنندگان و مصرف کنندگان انرژی در جهان می باشد، رصد کردن تحولات انرژی و بازنگری سیاست های کلان انرژی کشور می باید از اولویت های اصلی صاحب نظران باشد تا سیاست های انرژی کشور با تحولات جهانی هم گام گردد. ولی همانطور که اشاره شد تحریم های طولانی بطور کلی مانع از نگرش جدی به پتانسیل و نقش صنعت نفت و گاز ایران در سایه تحولات انرژی در جهان گردیده است. هدف از این بحث در وهله اول عنوان نمودن تحولاتی است که عدم توجه به آن ممکن است ضررهای جبران ناپذیری را برای نسل های آینده این کشور به دنبال داشته باشد و همچنین پیشنهاد تشکیل یک گروه فکری با همکاری فعالان بخش خصوصی و دولتی برای بررسی ابعاد تحولات انرژی در جهان و نقش آتی ایران بدون توجه به تحریم ها و مشکلات روزمره می باشد.
• تحولات یک دهه گذشته
در ده سال گذشته تحولات انرژی در جهان بطور کلی به سمت جایگزینی ملکول هیدروکربور به الکترون یعنی عبور از سوخت های فسیلی به الکتریسته بوده است. البته این اولین باری نیست که تحولی در جهان برای جایگزینی سوختی صورت میگیرد. با توسعه صنعت نفت و گاز از اهمیت دغال سنگ کاسته گردید و ما شاهد تحولات در تولید برق هسته ای بوده ایم. بسیاری از کارشناسان انرژی بر این باورند که در حال حاضر سرعت و عمق تحولات در عرصه و تقاضا برای نفت به درستی تخمین زده نشده و این تحولات با سرعتی بیشتر از آنچه برآورد میشود شکل خواهد گرفت. گروه دیگری از کارشناسان نیز براین باورند که علی رغم آنکه روند جایگزینی را خواهیم داشت ولی روند رشد مصرف انرژی های فسیلی تا مدتی ادامه خواهد داشت. سرعت این تحولات بطور کلی بستگی به کاهش هزینه های تولید انرژی های تجدید پذیر، افزایش و کارائی خودروهای الکتریکی، توسعه تکنولوژیهای باطریها یا سیستم روشنائی بهینه و مصرف بهینه سوخت های فسیلی دارد. همچنین در این رابطه می باید به تحولات انرژی در چین و آمریکا با در نظر گرفتن تکنولوژیهای جدید توجه نمود. چین در چند سال گذشته موتور اصلی رشد تقاضا برای نفت و گاز بوده و آمریکا نیز موتور اصلی تولید نفت و گاز بوده است.
• نگاهی به عرضه و تقاضا برای نفت و گاز
در سال 2018 طبق آمار انتشار داده شده توسط شرکت بریتیش پترولیوم رشد حامل های انرژی در سال 2018 نسبت به معدل سال های قبل بیشتر بوده است. مثلاً رشد مصرف گاز طبیعی در این سال 3/5 درصد بوده است که در 30 سال گذشته سابقه نداشته است. این رشد حدود 45 درصد رشد حامل های انرژی در جهان در سال 2018 میباشد. ولی این ارقام لزوماً به معنای نقش بیشتر همه کشورهای تولید کننده انرژی نیست زیرا عامل اصلی این رشد عرضه نفت و گاز تولید شده از ساختار شیل در آمریکا میباشد. در ده سال گذشته تولید نفت آمریکا از 8/6 میلیون بشکه در روز در سال 2008 به 3/15 ملیون بشکه در روز در سال 2018 رسیده است. با 5/8 ملیون بشکه در روز افزایش تولید این کشور دیگر نیازی به نفت غرب آسیا ندارد و پیش بینی میشود که کشوری که از سال 1953 وارد کننده نفت بوده است پس از 67 سال در سال 2020 در زمره کشور های صادر کننده نفت قرار گیرد. این تحول مدیون بکار گیری تکنولوژی های جدید در تولید نفت از لایه شیل میباشد.
سئوال کلیدی آنست که توسعه شیل با شرایط منحصر به خود تا کجا پیش خواهد رفت، چه نقشی در قیمتها خواهد داشت و آیا در کشورهای دیگر هم بکار گرفته خواهد شد. بنظر میاید که این تحولات شرکتهای نفتی را به سوی سرمایه گذاری در توسعه نفت و گاز در مناطقی ترغیب نموده که مانند حوزه شیل باز پرداخت سرمایه در زمان کوتاهتری میسر باشد. اگر میل به سرمایه گذاری در نفت دریاها و مناطقی که بازگشت سرمایه طولانی تر است کاهش یابد در چند سال آینده ممکن است شاهد تعدیل عرضه و تقاضا برای نفت باشیم. از سوی دیگر بیشترین نگرانی و ابهام در مورد تقاضا برای نفت به تغییرات اقلیمی گره خورده است. از سال 1990 سازمان ملل همه ساله هشدار میدهد که فعالیت های اقتصادی بشر و به خصوص استفاده بیشتر از انرژی های فسیلی منجر به گرم شدن بیشتر کره زمین گردیده. 174 کشور در سال 2015 در پاریس موافقت کردند که سعی نمایند این روند را متوقف نمایند. این به معنای یک توافق جهانی برای کاهش مصرف انرژی های فسیلی و استفاده بیشتر از انرژی های تجدید پذیر میباشد. آمار نشان میدهد که در سالهای اخیر تعداد روزهای بسیار گرم و یا بسیار سرد افزایش یافته است که می باید در مدل های پیش بینی تقاضا برای انرژی که در گذشته بر مبنای رشد اقتصادی، جمعیت و قیمت انرژی بود دیده شود.
همانطوری که اشاره شد بسیاری از کارشناسان انرژی بر این باورند که تقاضا برای نفت در آینده ای نه چندان دور به اوج خود خواهد رسید و از آن به بعد شاهد کاهش رشد نفت در سبد انرژی جهان خواهیم بود. هنوز معلوم نیست که اوج مصرف نفت در دهه 2020 باشد یا 2030 ولی بیشتر کارشناسان معتقد هستند که نگرانی از کمبود نفت (اوج عرضه نفت) که سالها مطرح بود جای خود را به اوج تقاضا برای نفت داده است. این به این معنا است که نگرانی کشورهای مصرف کننده نفت از کمبود و احتمال افزایش قیمت نفت به نگرانی کشورهای صادر کننده نفت از عرضه بالای نفت و افت قیمت واقعی نفت تبدیل گردیده است. حتی شرکت های بزرگ نفتی نیز برنامه های مختلفی برای ادامه کار خود در چنین شرایطی طرح ریزی نموده اند از جمله با افزایش کارائی و بکار گیری تکنولوژی های نوین. بعضی از کشورهای صادر کننده نفت نیز این تحولات را زیر نظر دارند از جمله روسیه، عربستان و حتی کویت در حالی که بررسی این تغییرات در آینده توسعه اقتصادی ایران بعلل مختلف از جمله درگیری با تحریم ها کمتر مورد توجه سیاستگزاران قرار گرفته است.
• سرمایه گذاری در انرژی
در سال 2018 سرمایه گذاری در انرژی در جهان حدود 8/1 تریلیون دلار بوده است که نسبت به سال 2017 افزایشی نشان نمیدهد. اما برای سومین سال سرمایه گذاری در برق بیش از نفت و گاز بوده است. سرمایه گذاری در نفت گاز و ذغال سنگ افزایش داشته است که عمدتاً در آمریکا و در توسعه لایه های شیل و تولید برق بوده است. سرمایه گذاری در حوزه های نفتی واقع در دریاها و دیگر مناطق نفتی که هزینه بالائی دارند و بازگشت سرمایه گذاری سالها طول میکشد کاهش چشمگیری داشته است. بطور کلی سرمایه گذاری در حوزه های نفت و گاز در سایر نقاط جهان برای تامین روند رشد تقاضا در آینده به اندازه کافی انجام نگرفته است. از سوی دیگر هم شاهد افزایش سرمایه گذاری در انرژی های تجدید پذیر در سال گذشته نبوده ایم. این به این معنا است که سرمایه گذاری در انرژی های فسیلی به نحوی که ادامه روند مصرف را همچنان گذشته تامین نماید نبوده است و سرمایه گذاری کافی هم در انرژی های پاک برای عوض کردن جهت مصرف انرژی را نداشته ایم که سناریو نا مطلوبی میباشد. سرمایه گذاران به طرح های انرژی که بازپرداخت آنها بین 2 تا 4 سال میباشد مانند توسعه لایه های شیل و یا تولید برق رو آورده اند. طرح های توسعه مناطق نفتی که بازگشت سرمایه گذاری در آنها زودتر از 7 تا 10 سال امکان پذیر نیست از مقبولیت کمتری برخوردار میباشند. اگر این روند ادامه یابد و سرمایه گذاریهای لازم در نفت و گاز انجام نگیرد امکان آنکه در حالی که بسوی اوج مصرف نفت پیش میرویم ممکن است قیمت بالاتر نفت را در آینده مشاهده کنیم.

جدول

بیشترین ذخایر نفت و گاز جهان در چهار کشور ایران، ونزوئلا، روسیه و عربستان است که مقدار این ذخایر نزدیک به یکدیگر و بالای 330 میلیارد معادل بشکه نفت است. ذخایر این چهار کشور حدود 51 درصد کل ذخایر نفت جهان میباشد. در چند سال گذشته سرمایه گذاری در ونزوئلا و ایران که 28 درصد ذخایر نفت جهان را دارا هستند به دلیل تحریم های امریکا بسیار محدود بوده است. در عربستان و روسیه نیز سرمایه گذاری زیادی صورت نگرفته است. از سوی دیگر در سال 2018 تولید نفت در جهان حدود 95 میلیون بشکه در روز بوده است که نسبت به سال 2017 رشدی معادل 4/2 درصد داشته است. معدل رشد تقاضا برای نفت در ده سال گذشته 2/1 درصد بوده است. کارشناسان نفتی معدل برآورد افت تولید در حوزه های نفتی را حدود 5 درصد در سال برآورد مینمایند. این رقم در بعضی مناطق بیشتر است و شامل بهره برداری از ذخایر شیل نمیشود. بر این مبنا و متوسط رشد تقاضا برای نفت سالیانه نیاز به حدود 5 ملیون بشکه در روز و در پنج سال آینده به 25 ملیون بشکه نفت در روز اضافه بر ظرفیت تولید امروزجهان نیاز خواهیم داشت که به نظر نمی آید که سرمایه گذاری های لازم برای رسیدن به آن شکل گرفته باشد. این تنها امید کشورهای تولید کننده نفت است که بتوانند در آینده نفت بیشتری بفروشند و قیمت نفت در چند سال آینده کاهش زیاد نداشته باشد.
• تحولات انرژی و ایران
بحث آنکه نفت را زیر زمین برای نسل های آینده بگذاریم و یا آن را برای سرمایه گذاریهای دیگر ویا مصارف روزمره بکارگیریم در 60 سال گذشته مطرح بوده است. بیشتر کارشناسان بر این باورند که به منابع مالی حاصل از فروش نفت نمیتوان صرفاً بعنوان درآمد نگاه کرد و نباید برای مصارف روزمره و کسری بودجه بکار گرفته شود. از دید ملی فروش ذخایر نفت فروش سرمایه کشور است که میباید برای سرمایه گذاریهای دیگر، ایجاد توسعه و اشتغال استفاده گردد که در این حالت سرمایه های ملی تبدیل به احسن میشوند. در شرایط چندین سال گذشته ایران که با تحریم های مختلف و تنش های منطقه ای و بین المللی مواجه بوده است دولت ها به این مهم کمتر توجه نموده اند.
در شرایطی که ایران مواجه با تحریم نباشد جذب سرمایه از منابع بین المللی به ویژه در صنعت نفت و گاز از اولویت زیادی برخوردار میباشد. یکی از نقاط قوت ایران در جذب سرمایه در صنعت نفت حوزه های قدیمی نفت میباشد. از آنجا که بسیاری از حوزه های نفتی ایران به دلایل مختلف افت شدید تولید را داشته اند و درصد بالائی از نفت این حوزه های نفتی بهره برداری نگردیده، با بکارگیری تکنولوژی های پیشرفته امکان بهره برداری از این ذخایر در مدتی نسبتاً کوتاه وجود دارد. جذب سرمایه های لازم از طرف شرکتهای بزرگ انرژی برای این بازیافت در یک بازی برد-برد وجود دارد که میلیون ها بشکه نفت را در زمانی نسبتاً کوتاه قابل برداشت مینماید. توسعه صنعت گاز ایران که بیشترین ذخایر گازی پس از روسیه را دارد از دیگر نقاط قوت کشور میباشد. ایران در حال حاضر سومین تولید کننده بزرگ گاز و چهارمین مصرف کننده گاز در جهان میباشد. از گاز میتوان برای خوراک صنعت پتروشیمی، تزریق به چاه های نفتی و صادرات بصورت گاز مایع ویا خطوط لوله انتقال گاز استفاده نمود. اقتصاد کلان تبدیل گاز به فراورده های نفتی برای ایران جذابیت زیادی دارد که متاسفانه بعلت تحریم ها و نگاه کوتاه مدت به صنعت نفت و گاز در 20 سال گذشته به آن توجه نشده است. این موضوع یک مثال خوب از کوتاه بینی سیاستگذاری در نفت و گاز را نشان میدهد. اگر سیاستگذاران به روند تحولات انرزی و نقاط صعف و قوت ایران بدون در نظر گرفتن مسائل روزمره 20 سال پیش توجه مینمودند امروز با مشکلات کمتری روبرو بودیم. بیشتر پالایشگاه های ایران بین سالهای 1291 تا 1358 ساخته شده اند که خوراک آنها حدود 1،340،000 بشکه در روز است ومطابق استاندارهای کنونی در رابطه با نوع تقاضا برای فرآورده های نفتی و محیط زیست نمیباشند. اگر جذب سرمایه گذاری و تکنولوژی در دهه 1370 برای تولید فرآورده های نفتی از گاز انجام شده بود اکنون حدود 500،000 بشکه در روز فرآورده های تولید شده از گاز داشتیم که از بالاترین استانداردهای جهانی برخوردار میبودند و تولید از پالایشگاه هائی که بیشتر فرآورده های آنها از سال 2020 بعلت گوگرد زیاد در جهان قابل فروش نیستند متوقف میگردید. علاوه بر آن و از آنجا که دو بشکه نفت میباید پالایش شود تا یک بشکه فرآورده های میان تقطیر بدست آید یک میلیون بشکه نفت خام در روز برای صادرات آزاد میگردید که میتوانست قدرت چانه زنی ایران در اوپک و جهان را افزایش دهد. دو بشکه نفت در حال حاضر حدود 120 دلار ارزش دارد در حالی که با 280 متر مکعب گاز یک بشکه فرآورده های میان تقطیر تولید میشود که قیمت صادراتی این گاز هم به 50 دلار نمیرسد(متوسط قیمت فروش گاز در داخل کشور کمتر از 4 سنت برای یک متر مکعب است و 280 متر مکعب کمتر از 12 دلار است).
اگر توسعه حوزه های مشترک و باز یافت مجدد از حوزه های نفتی قدیمی ایران با در نظر گرفتن تحولات انرژی در جهان در اولویت باشد یکی از مهمترین راهکارها قراردادی است که میباید برای آن در نظر گرفته شود. بازنگری قراردادهای نفتی چندین بار در ایران انجام شده است و برد محدودی داشته است. بنظر می آید که در شرایط کنونی انرژی در جهان و برای جذب سرمایه گذاری های بزرگ در صنعت نفت و گاز ایران باید از ابداع قراردادهای جدید خودداری شود و الگوهای امتحان شده رایج در جهان را بکار گرفت. الگوهای امتحان نشده که زمان زیادی هم برای تدوین آن و هم برای معرفی آن به سرمایه گذاران به هدر میرود در حالی که به طرف اوج تقاضا برای نفت پیش میرویم کار ساز نخواهد بود. سیاستگذاران در ایران با در نظر گرفتن تحولات انرژی در جهان و ذخایر عظیم نفت و گاز در کشور باید به نحوی برنامه ریزی نمایند که منافع کشور در دراز مدت تامین گردد. این مهم مستلزم ایجاد یک گروه فکری مستقل از دولت ولی با مشارکت همه ارگان های تصمیم گیرنده در رابطه با انرژی در کشور وبخش خصوصی و بدون در نظر گرفتن قوانین موجود و مسائل روز ایران میباشد. وقتی گزینه های مطلوب برای بهره برداری از ذخایر در دراز مدت برای منافع ملی، رشد اقتصادی و اشتغال تدوین گردید سیاستگذاران برای تدوین قوانین میتوانند با دید بهتری اقدام نمایند.
برای مثال اقدامات اخیر عربستان در مورد فروش 5 درصد از ذخایر نفت خود به شرکت های جهانی برای بدست آوردن منابع مالی لازم و سرمایه گذاری برای تحقق بخشیدن به دور کردن اقتصاد خود از اتکاء به نفت احتمالاً با در نظر گرفتن تحولات انرژی در جهان شکل گرفته است. از آنجا که ذخایر نفت و گاز این کشور که نزدیک به ذخایر نفت و گاز در ایران میباشد از طرف بعضی موسسات مالی 2 تریلیون دلار ارزش گذاری گردیده است این فروش میتواند 100 میلیارد دلار برای سرمایه گذاری ایجاد نماید. این روش با قوانین ایران امکان پذیر نیست ولی همانطور که گفته شد گروه فکری میباید همه گزینه ها را برای بهترین روش بهره برداری از ذخایر نفت و گاز را بررسی و به سیاستگذاران ارائه دهد. بررسی آنکه اگر 100 میلیارد آورده ایران باشد شاید امکان جذب 500 میلیارد دلار سرمایه گذاری در اقتصاد ایران با وجود نیروی کار متخصص و جوان باشد را نمیتوان بدون بررسی دقیق کنار گذاشت وقتی میدانیم که اوج مصرف نفت نیز در راه است.
• خلاصه بحث
1- عبور از سوخت های فسیلی به الکتریسیته و با تاکید بر انرژی های تجدید پذیر در جهان پیگیری میشود.
2- تحولات انرژی در آمریکا که بیشترین رشد تولید و سرمایه گذاری در توسعه نفت و گاز در ده سال گذشته را داشته است و چین که بیشترین رشد تقاضا را داشته است از اهمیت زیادی برخوردار است.
3- افزایش عرضه نفت و گاز عمدتاً در رابطه با توسعه نفت و گاز از لایه شیل در آمریکا بوده است. آمریکا پس از 68 سال در سال 2020 به صادر کننده تبدیل میگردد. این موضوع اثرات اقتصادی و استراتژیک مهمی برای کشورهای حوزه خلیج فارس به همراه خواهد داشت. آمریکا از مصرف کننده عمده نفت به رقیب نفتی تولید کنندگان تبدیل خواهد شد. حضور آمریکا در خلیج فارس نه برای امنیت عرضه نفت که ادعا میشد بلکه برای فشار بر رقبای اقتصادی خود خواهد بود.
4- تقاضا برای نفت در دهه 2030 یا 2040 به اوج خود خواهد رسید.
5- روند توسعه تکنولوژی در انرژی، وسائل حمل و نقل برقی بهتر و استفاده بهینه از انرژی میتواند اوج تقاضا برای نفت را به جلو بیاندازد.
6- سرمایه گذاری در برق که در سه سال گذشته بیشتر از سرمایه گذاری در نفت و گاز بوده است ادامه خواهد یافت و این موضوع میتواند به عدم کاهش قیمت نفت کمک نماید. سرمایه گذاریهای نفتی به سوی طرح هائی جذب میشوند که دوران بازگشت سرمایه آن کوتاه باشد.
7- با در نظر گرفتن تحولات انرژی در جهان، ایران میباید برای استفاده هر چه بیشتر از ذخایر غنی نفت و گاز خود قبل از رسیدن به اوج تقاضا برای نفت بررسی های لازم را انجام دهد.
8- بحث آنکه نفت را برای نسل های آینده بگذاریم و یا آنکه آن را تبدیل به سرمایه گذاری های دیگر برای نسل بعد کنیم بنظر میاید که برای بیشتر کارشناسان انرژی روشن شده است
9- نقاط قوت ایران برای جذب سرمایه گذاران در بکار گرفتن ذخایر گاز کشور و توسعه میادین نفتی قدیمی میباشد. در مورد گاز توسعه زنجیره پتروشیمی ، تزریق به چاه های نفت و صادرات باید در نظر گرفته شود. در رابطه با بکار گیری تکنولوژی های روز و جذب سرمایه در بازیافت نفت از حوزه های قدیمی نفت که بازگشت سرمایه در آن زمان کمتری را دارد میباید از قراردادهای شناخته شده استفاده گردد.
در خاتمه و با توجه به مطالب فوق الذکر پیشنهاد میشود که یک گروه فکری از بخش خصوصی، وزارتخانه های مسئول انرژی در کشور، سازمان برنامه، مجلس شورای اسلامی تشکیل گردد تا خارج از اتفاقات روزمره، تحریم ها و مشکلات ساختاری کشور و با در نظر گرفتن تحولات جهانی در مورد آینده بکار گیری 18 درصد ذخایر گاز جهان و 9 درصد ذخایر نفت جهان در ایران قبل از انکه به اوج مصرف انرژی های فسیلی برسیم اندیشه نماید.
۸ بهمن ۱۳۹۸ ۱۴:۱۹