چشم انداز بخش پایین دستی صنعت نفت تا سال 2035

چشم انداز بخش پایین دستی صنعت نفت تا سال 2035

چشم انداز بخش پایین دستی صنعت نفت تا سال 2035

چشم انداز بخش پایین دستی صنعت نفت تا سال 2035

رضا مدیرقمی تحلیلگر ارشد انرژی

طی ده سال آینده ترکیب تقاضای نفت با تغییرات عمده مواجه می شود و پالایشگران باید برای حفظ موضع رقابتی خود سرمایه گذاری لازم را انجام دهند و با تغییرات ضروری کنار بیایند. در گذشته صنعت جهانی پالایش نشان داده است که مهارت و انعطاف لازم برای مواجه شدن برای هر گونه تغییر و تحولی را دارا است. طی چند دهه گذشته صنعت پالایش از نظر عملیاتی تغییرات عمده ای کرده تا بتواند هزینه ها را کاهش و سود خود را افزایش دهد و در عین حال از سرمایه گذاری برای ارتقاء پیچیدگی پالایشگاهی عقب نماند.

در گذشته برهه های شوک آمیزی سپری شده که طی آن عملیات ضعیف تر پالایشگاهی تعطیل شده و یا آنکه با ورود رقبای جدید، بخشی از پالایشگاه از مدار خارج شده است. در این فرآیند استراتژی پالایشگران چند ملیتی بزرگ به نحوی بوده که بخشی از سیستم پایین دستی خود را تعطیل کرده یا فروخته اند و در مقابل تلاش کرده اند از پالایشگاه های مستقل(شرکت های نفتی بدون بخش بالا دستی) راه اندازی شود. ویژگی این پالایشگاههای مستقل آن بوده که انعطاف پذیری عملیاتی بیشتری از خود نشان داده اند، به طوری که با تمرکز بیشتری نیازهای بازار را پاسخگو بوده و در عین حال مشخصات فرآورده، مقررات و سایر ضوابط محدود کننده دولت ها در مورد محیط زیست و غیره را رعایت نمایند. همه این اقدامات سبب شده که سرمایه گذاری های اساسی (capital investments) این شرکت ها بیشتر و بیشتر گردد.

·        چالش ها و پاسخ های پالایشگاه ها

همه این تحولات سبب گردیده هر ساله پالایشگاه ها حسب مناطق مختلف با پدیده ها و چالش های جدیدی مواجه باشند و بر پویایی آنها افزوده گردد. در این تحولات، پالایشگران آمریکایی به واسطه دسترسی به خوراک و سوخت (گاز) ارزانتر و پیچیدگی پالایشگاهی خود که غالباً در ارتباط با مجتمع های پتروشیمی ایشان تعریف شده، تبدیل به صادرکننده ثابت فرآورده های نفتی به آمریکای جنوبی یعنی نزدیکترین مقصد به خود شده اند. پالایشگران اروپایی که در منطقه خود با کاهش تقاضا مواجه بوده اند نیز تبدیل به صادرکننده بنزین به ایالات متحده آمریکای جنوبی و افریقا شده اند. چین هم سیستم پالایشی بیش از نیاز خود تدارک دیده و در فرآیند مقابله با هزینه های زیاد انرزی و فقدان خوراک داخلی برای بخش پایین دستی، مقداری فراورده برای صادرات دارد.

پالایشگران جهانی از یک سو مشاهده کرده اند که تقاضای جهانی برای فراورده های نفتی مستمراً افزایش پیدا کرده، ولی از سال 2000 به بعد تقاضا در بعضی بخش های اقتصادی نظیر بخش مسکونی و صنعتی و نیز مناطقی نظیر اروپا، ژاپن و استرالیا تقاضای فرآورده های نفتی ثابت را در حال کاهش بوده است. از سال 1990 تا 2010 تقاضای فرآورده های نفتی حدود 20 میلیون بشکه در روز افزایش داشته که بیشتر شامل بنزین و فرآورده های تقطیری (گازوئیل، نفت سفید و سوخت جت) بوده و این افزایش عمدتاً در کشورهای تازه صنعتی شده رخ داده و سهم کشورهای آمریکا و اروپا از این افزایش فقط یک میلیون بشکه بوده است. ضمناً طی دوره یاد شده، تقاضای خوراک پتروشیمی رشد بیشتری داشته ولی مقدار افزایش آن خیلی کمتر از سوخت مورد نیاز برای حمل و نقل بوده که معادل چهار میلیون بشکه در روز بوده است.

روند تغییر در دهه بعد از آن (2010-2020) سریع تر هم بوده است. در این دوره مصرف سوخت های حمل و نقل یک پرش نه میلیون بشکه ای داشته و خوراک پتروشیمی نیز با رشد بی سابقه سه درصد در سال به حدود چهار میلیون بشکه در روز بالغ گردید که بدین ترتیب مصرف آن از عرضه نفت خام جهانی به 13 درصد رسید، حال آنکه سهم آن در سال 1990 فقط 7 درصد بوده است. پیش بینی می شود این روند افزایشی ادامه یابد و سهم خوراک پتروشیمی افزایش بیشتری هم داشته باشد.

در پاسخ به این تحولات، بسیاری از پالایشگران مشخصات پالایشی خود را معطوف تولید فرآورده های پتروشیمی کرده اند. این تحول کم و بیش در حال پیشرفت است، هر چند که یک چالش بزرگ دیگر برخی از پالایشگران را با تردید مواجه کرده است. این چالش رشد بی سابقه تولید NGL است که عمدتاً از حوزه های شیل آمریکا تولید می شود و بدون ورود به سیستم پالایش نفت خام، تقاضا برای نفت خام و فرآورده های پالایشگاهی را کاهش می دهد.

·        روند مصرف فرآورده های نفتی

از سال 2009 به بعد، تقاضای فرآورده های نفتی با رشد 6/1% در سال، به رقم 102 میلیون بشکه در روز در سال 2019 بالغ گردید. در سطور گذشته اشاره گردید که سهم افزایش تقاضا در کشورهای صنعتی سابق طی سه دهه گذشته ناچیز بوده و فقط یک میلیون بشکه در روز بوده است. این کاهش تقاضا ناشی از صرفه جویی در مصرف انرژی، بهره گیری از فن آوری های جدید، بهیود کارایی در سیستم های مصرف کننده انرژی و مقررات زیست محیطی بوده که طی دهه آینده به ویژه از سال 2025 تا 2030 تشدید خواهد شد و موجبات کاهش مصرف انرژی در این مناطق را نیز فراهم خواهد آورد.

لیکن با همه این اقدامات، نمی توان گفت تقاضای کشورهای صنعتی (سابق) به سطح رشد صفر درصد خواهد رسید.

پیش بینی های فعلی حاکی از آن است که تقاضای جهانی در ۲۰۳۰ به ۱۱۴ میلیون بشکه در روز خواهد رسید که معادل یک درصد در سال می باشد . در این افزایش سهم خوراک پتروشیمی افزایش خواهد داشت و لذا می توان انتظار داشت مجتمع های پتروشیمی ایجاد شود.

علاوه بر رشد تقاضا برای خوراک پتروشیمی، تقاضا برای سوخت های حمل و نقل نیز افزایش پیدا خواهند کرد. رشد تقاضای این بخش در ۱۰-۱۵ سال آینده در آمریکا، اروپا و ژاپن کاهشی خواهد بود، لیکن در کشورهای در حال توسعه بویژه چین، هند، آسیای جنوب شرقی، خاورمیانه و آفریقا افزایش خواهد داشت. در این دور، تقاضای سوخت های حمل و نقل سهمی در حدود ۵۰ درصد از تقاضای نفت را به خود اختصاص خواهد داد، که عمدتا معطوف بنزین و دیزل و سوخت هواپیماهاست و بخش اعظم مقررات محدود کننده بین المللی دولت ها برای مسائل زیست محیطی کماکان متوجه این بخش می باشد.

با توجه به این تغییر و تحولات در مناطق مصرف و شیفت آن به کشورهای در حال توسعه و نیز تغییر ترکیب مصرف و ویژگی های لازم برای فرآورده های جدید ، پالایشگران جهانی باید آمادگی تغییر سیستم های خود و ایجاد پالایشگاه های جدید را داشته باشند.

·        رقابت از ناحیه سوخت های زیستی(بایوفیل)

در بخش حمل و نقل، سوخت های زیستی به عنوان گزینه ای از سوخت های پاک و تجدیدپذیر ظهور کرده اند.قبلا کشورهای اروپایی و آمریکا برنامه سوخت های زیستی را به عنوان مکملی برای تقویت عرضه امنیت انرژی در نظر داشتند، ولی برنامه آن کماکان علی رغم رفع اولویت امنیت انرژی برای کشورهای غربی، ادامه یافته است . مهمترین سوخت زیستی مورد مصرف جهانی اتانول است که حجم آن ۷ درصد مصرف جهانی بنزین را تشکیل می دهد. سطح مصرف آن در آمریکای جنوبی زیاد است که به رغم ۳۶ درصد حجم بنزین مصرفی می رسد، و حال آن که در آمریکا این رقم حدود ۱۰ درصد است. چین و هند هم که در حال حاضر زیر ۵ درصد از این سوخت استفاده می کنند، درصدد هستند طی دهه آینده سهم آن را به ۱۰ درصد یا بیشتر افزایش دهند، هر چند که بعید است به این هدف برسند. به هر حال پالایشگران با این چالش عمده مواجه هستند که طی سال های آینده، حجم کلی بنزین مصرفی کاهش خواهد یافت و رقابت از ناحیه اتانول ادامه می یابد. پیش بینی می شود طی ۵ سال آینده نصف رشد مصرف بنزین را اتانول بگیرد و برای ۵ سال بعد از آن، تمامی رشد نصیب اتانول شود. با این حساب، پالایشگران انگیزه ای برای سرمایه گذاری جدید برای تولید بنزین نخواهند داشت، جزء آن که بخواهند دستگاه های  تولید اکتان را افزایش دهند و یا آن که بنزین خیلی کم سولفور تولید کنند. اگر اتانول رقیب بنزین است، بایو دیزل نیز رقیب گازوئیل محسوب می شود، کما اینکه در ده سال گذشته این چالش را برای تقاضای دیزل و گازوئیل داشته، هر چند که شدت اتانول را نداشته است. طی دهه گذشته رشد سالانه مصرف بایو دیزل ۹درصد بوده که سطح آن به رقم ۸۰۰ هزار بشکه در روز رسیده که معادل ۳/۵ درصد مصرف دیزل حمل و نقل جهانی است. پیش بینی می شود این رغم طی دهه آینده به ۵-۶ درصد برسد.

·        مهاجرت پالایشگاه ها از کشورهای پیشرفته

در دروس اولیه مهندسی و مدیریت و نیز در مطالعات امکان سنجی تأسیسات صنعتی ذکر می شود که محل تأسیس یک کارخانه یا مجتمع صنعتی در درجه اول باید نزدیک به محل تأمین مواد اولیه و بازار مصرف آن باشد و‌همین عوامل در شکل گیری پالایشگاه های قدیمی ایالات متحده، اروپا و نیز پالایشگاه آبادان در جنوب کشورمان و نقاط دیگر دنیا نقش کلیدی داشته است. در درجه بعد پالایشگاه ها برای خنک کردن سیستم های خود به آب زیادی احتیاج دارند بنابراین عمده پالایشگاه ها در بنادر ایجاد شده اند که هم دسترسی به آب فراوان داشته باشند و هم بارگیری فرآورده های آنها برای حمل به مقصد سهل و اقتصادی باشد.

این عوامل کمابیش تا دهه ۱۹۹۰ میلادی برای ایجاد پالایشگاه ها رعایت شده است. از اوایل دهه ۱۹۹۰، به تدریج دینامیسم جدیدی بر صنعت نفت حاکم گردید که هم بخش بالادستی ( اکتشاف، تولید و بهره برداری ) و هم بخش پائین دستی ( پالایشگاه ها، خطوط لوله و بخشی از صنایع پتروشیمی ) را متناسب با آن متحول نمود . در این فرایند جدید، فروپاشی بلوک شرقی سابق و شوروی، انقلاب ایران و سپس جنگ تحمیلی و سایر تحولات ژئوپولتیک نقش داشتند لیکن دو عامل اصلی این فرایند را تسریع کرد.

اولین عامل تغییر استراتژی کشورهای پیشرفته بوده که به واسطه تغییرات ساختاری و مسائل زیست محیطی به صنایع خدماتی پیشرفته ( توریسم، بانکداری، بیمه، برندینگ و در مراحل بعدی IT و شرکتهای تکنولوژی نظیر گوگل و ماکروسافت ) روی آوردند و تلاش کردند صنایع تولیدی را به کشورهای تازه صنعتی شده نظیر برزیل، چین، هند، کره جنوبی، مکزیک، کشورهای آسیای جنوب شرقی و غیره صادر کنند. پالایشگاه ها نیز در همین گروه از صنایع تولیدی طبقه بندی میشدند و نگهداری آنها بیش از مصرف داخلی در راستای این استراتژی نبود.

عامل دیگری که بدون ارتباط با عامل قبلی نیست، آن بود که به تدریج بخش پائین دستی صنعت نفت بویژه محل تأسیس پالایشگاه ها را تحت تأثیر قرار داد، افزایش مصرف فرآورده های نفتی در کشورهای در حال توسعه بود. در واقع این محرک سبب گردید ایجاد پالایشگاه ها در کشورهایی نظیر چین، هند، برزیل و نیز کشورهای خاورمیانه توجیه اقتصادی پیدا کند چرا که مصرف فرآورده های نفتی نسبت به گذشته افزایش چشمگیری پیدا کرد.

آمارها حاکی از آن است که بین سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۹ ، حدود ۲۰ میلیون بشکه به ظرفیت پالایشی جهان افزوده شده که تقریبا ۸۰ درصد آن در کشورهای آسیایی بوده است . شگفت آور نیست که از این رقم، حدود ۱۲ میلیون بشکه سهم چین بوده، ضمن آن که سهم افزایش شرق و جنوب آسیا نیز نسبتا زیاد بوده است . در مقابل این افزایش ها ، سهم کشورهای صنعتی سابق نه تنها افزایش نداشته بلکه طی دو دهه گذشته حدود ۲ میلیون بشکه از ظرفیت پالایشی ژاپن و استرالیا کاسته شده یعنی پالایشگاه های خود را تعطیل کرده اند.

در خاورمیانه نیز ظرفیت پالایشی طی دوره یاد شده حدود ۴ میلیون بشکه در روز افزایش یافته، حال آن که ایالات متحده و کانادا که از مناطق قدیمی و بزرگ تولید و مصرف نفت بوده اند، طی دو دهه گذشته فقط ۱/۶ میلیون بشکه به ظرفیت پالایشگاهی خود افزوده اند. همچنین در اروپا قریب ۳ میلیون بشکه در روز از ظرفیت پالایشی کاسته شده است .

پیش بینی های میان مدت کماکان بر همین روند است، بدین ترتیب که تا سال ۲۰۲۵، چین در صدد است ظرفیت پالایشی خود را ۱/۲ میلیون بشکه دیگر اضافه کند و خاورمیانه نیز تا سال یاد شده حدود ۱/۷ میلیون بشکه ظرفیت پالایشی خود را بالا خواهد برد. آفریقا نیز که طی ۱۰ سال گذشته تحرک کمی داشته ،تا سال ۲۰۲۵ حدود یک میلیون بشکه به ظرفیت پالایشگاهی خود خواهد افزود. بیشتر این رقم سهم نیجریه و پالایشگاه عظیم دانگوته در این کشور است که قرار است از سال ۲۰۲۲ با ظرفیت ۶۵۰ هزار بشکه در روز به کار افتد. این پالایشگاه نیجریه را از نظر تأمین فرآورده های نفتی تقریبا خودکفا خواهد کرد و عرصه را برای پالایشگران اروپایی که صادرات فرآورده های پرسولفور خود را به این کشور روانه میکنند، تنگ خواهد کرد. این پالایشگاه ها نفت سنگین ترش ( پرسولفور ) اورال روسیه را تصفیه میکنند ولی به واسطه مقررات سوخت اتحادیه اروپا قادر به فروش آن در کشورهای اروپایی نیستند.

آرامکو عربستان نیز طی ماه های آتی پالایشگاه ۴۰۰ هزار بشکه ای جیزان را افتتاح میکند و علاوه بر آن یک یونیت ۲۰۰ هزار بشکه ای تقطیر را به عنوان فاز دوم پالایشگاه رونگ شنگ راه اندازی میکند، در حالی که همین چند ماه پیش یعنی در اواخر سال ۲۰۱۹ فاز اول آن را که آن هم ۲۰۰ هزار بشکه بود، افتتاح کرد. کویت نیز با تأخیری طولانی در نظر دارد در سال ۲۰۲۱ یک پالایشگاه بزرگ ۶۱۵ هزار بشکه ای را ره اندازی نماید. اینها پروژه هایی هستند که بعد از افتتاح پالایشگاه دالیان چین که در سال ۲۰۱۹افتتاح شد راه اندازی خواهند شد.

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ ۱۱:۵۲