سرمایه انسانی و اخلاق

سرمایه انسانی و اخلاق

منتشر در ماهنامه دنیای انرژی شماره 42

احمد صرامی کمیسیون بازرگانان

در فضای کنونی که همه پارامترهای اقتصادی متاثر از کرونا در یک فراز و نشیب پرالتهاب و تقریبا ناپایدار قرار دارند بهتر است از موضوعاتی سخن بگوئیم که از کاهش ریسک و اضطراب حمایت می کند. یکی از این روش ها، مدیریت مبتنی بر استراتژیک است. آنچه که ساختارهای یک بنگاه اقتصادی را تحت الشعاع قرار می دهد و باعث استحکام تصمیمات در فضای بحرانی می شود. اصولا در شرکت های تولیدی و بازرگانی اشکال مختلفی از مدیریت را می بینیم . و هرکدام بسته به نوع فعالیت درون مرزی و یا برون مرزی با تمرکز یا عدم تمرکز بر تخصص و وظایف سازمانی؛ هدایت کشتی تعاملات اقتصادی را در تلاطم دریای طوفانی بی ثباتی بازار به عهده می گیرند. آنچه که باعث بهم ریختگی بیشتر می شود، گذشته از نگرانی های مدیران، سهامداران و ذی نفعان؛ موضوع مسئولیت اجتماعی و البته امور اخلاقی سازمان است. مدیران ارشد در سازمان ها در زیرسرفصل مدیریت فرآیند برنامه ریزی استراتژیک می بایست به این امر مهم بپردازند. مسئولیت های اجتماعی تصمیم گیران استراتژیک تنها منوط به سهام داران یا ذی نفعان نیست بلکه به حوزه وسیع تری می اندیشد. مفهوم مسئولیت اجتماعی این است که کوچکترین واحد تجاری نیز غیر از سودآوری که البته وظیفه و اساس تشکیل واحد تجاری است؛ مسئولیت او در قبال جامعه است. و این تمام آن چیزی است که نهایتا همگی آنهایی که شغل دارند و منافع کسب می کنند و به قولی امرار معاش می کنند؛ باید انجام وظیفه به مسئولیت اجتماعی را جزو سرفصل های ارتباط جمعی خود بدانند.

"گریفن و بارنی" از صاحبنظران به نام، مسئولیت اجتماعی را چنین تعریف می کنند : مسئولیت اجتماعی مجموعه وظایف و تعهداتی است که سازمان بایستی در جهت حفظ و مراقبت و کمک به جامعه ای که در آن فعالیت می کند، انجام دهد. همچنین "درک و هینر ساورد" در کتاب فرهنگ مدیریت این طور بیان می دارد که : مسئولیت اجتماعی، وظیفه ای است بر عهده موسسات خصوصی و دولتی، به این معنی که تاثیر سوئی بر زندگی اجتماعی که در آن کار می کنند نگذارد. در واقع مشارکت مثبت در زندگی افراد جامعه. توجه داشته باشید مشارکت مثبت آنچه که سکوی پرتاب ذهن های خلاق می شود، آلودگی های سیستمی را می زداید و از فسادهای خواسته و ناخواسته و تبعیض در هر سازمانی چه تولیدی چه خدماتی و یا تجاری جلوگیری می کند. ما اخلاقا موظف به انجام این مسئولیت هستیم .

هدف از این نوشتار رها شدن از وادادگی های اخلاقی  و رهاکردن غل و زنجیر بی اخلاقی در سازمان هاست . واسطه های سازمانی برای خرید مواد اولیه، ناظران فرآیند راستی آزمایی، تصمیم گیران کلان، رقبای بازار و میران سازمان ها از عمده ترین این کنش های سازمانی هستند. و قطعا واکنش ها بستگی به نوع عملکرد آنها دارد.

از نگاه جامعه شناسی، مدیران سازمان ها چهار مسئولیت دارند: مسئولیت اقتصادی که در آن سازمان خود را ملزم به انجام آن  می داند(اجبار منبع درونی دارد)، مسئولیت قانونی که سازمان مجبور به انجام ان است(اجبار منبع خارجی دارد)، مسئولیت اخلاقی که شایسته است سازمان آن را انجام دهد و مسئولیت فداکارانه که ممکن است اجرای آن به نظر سازمان انجام گیرد . هدف ما مسئولیت اخلاقی است.تعامل با پیچیدگی ها و معادلات بیرون سازمانی و محیط خارجی می بایست هدف اخلاقی سازمان باشد.به همین دلیل مسائل اخلاقی اولا باید در تصمیم گیری های کلان و استراتژیک سازمان نقش پررنگی داشته باشد، دوم اینکه در حد شعار تبلیغاتی نباشد،  قابل فهم عمومی و البته عملیاتی باشد . برای نیل به این مقصود صاحبنظران سه گام اساسی عنوان کرده اند: رهبری سازمان تلاش کند تا وجهه اخلاقی را به عنوان ارزش قلمداد کند، در خط مشی سازمان و یا بیانیه رسالت سازمان مورد توجه و تاکید شود و ارزش های اخلاقی عملیاتی شوند و در حد حرف و شعار باقی نمانند.

روش تولید و تجارت در سال های اخیر که بخشی از آن به دلیل مواجهه با تحریم ها و اهمال کاری برخی کشورهای خارجی بود و بعضا مشکلات و موانع داخلی که اساسا به عدم پایبندی به قوانین شفاف همچون بهبود فضای کسب و کار و هدفمندی یارانه ها و بیمه و مالیات و رگولاتوری در صنعت و غیره ختم می شد، اگر نگوئیم تماما که بخش بزرگ آن به کمرنگ شدن امور اخلاقی سازمان ها مرتبط می شود. و همانطور که بی اخلاقی از بزرگان جامعه به کوچکترها سرایت می کند و یا لااقل سرمشق قرار می گیرد، در فضای کسب وکار نیز گریبان سازمان های کوچک را نیز می گیرد. بیشتر تنگناهای اخلاقی، متضمن یک تضاد است . تضاد بین یک بخش و کل - فرد در برابر سازمان و یا حتی سازمان در برابر جامعه به عنوان یک کل. توجه داشته باشیم وقتی مدیران به رفتارهای غیراخلاقی نظیر دروغ گوئی، تقلب یا دزدی متهم می شوند، معمولا فرد یا موقعیت سازمان مورد حمله قرار می گیرد و یا حتی سرزنش، بازخواست و یا حتی مورد ادعا حقوقی و قضائی .

اغلب افراد معتقدند که آدم ها به دلیل صداقت فردی به گزینش های اخلاقی مبادرت می ورزند . درست است اما کامل نیست چون ارزش ها، نگرش ها، باورها و الگوهای رفتاری فرهنگ و اخلاق سازمانی همان چیزی است که ما در یک سازمان شیوه عمل کسب وکار اخلاقی یا غیر اخلاقی می دانیم . این بسیار معمول است و دور از ذهن نیست. مطلوبیت، حقوق و البته عدالت عنوان سوالاتی هستند که مدیران سازمان در فرهنگ سازمانی و در استراتژی سازمان باید همواره پاسخ گو باشند.

اگر درست گفته باشند که الحق می بایست بر سر در همه سازمان ها نوشت، می گویند 70 سال پیش، پشت کارت های مدرسه دارالفنون چنین نوشته بودند: راست بگوئید، راست بشنوید و راست بروید، آنچه را که می خواهید جسورانه و خردمندانه بدست آورید، با خود تعهد جوانمردانه کنید که فریب ندهید و کوشش کنید که فریب هم نخورید بنابراین در دوره زندگانی چشم و گوش خود را خوب باز و شنوا کنید.

۱۸ فروردین ۱۴۰۰ ۱۵:۳۵