تاریخچه و ظرفیت میدان پارس جنوبی

تاریخچه و ظرفیت میدان پارس جنوبی

سیدغلامرضا قریشی راد

شیده شادلو

·                  ایران و ژئوپولیتیک انرژی و فراوانی ذخایر انرژی

 اهمیت ایران به دلیل دارا بودن دومین منابع عظیم انرژی (نفت و گاز) و همچنـین موقعیت ژئوپلیتیـک مناسب؛ یعنی واقع شدن درمیان دو کانون مهم انرژی دنیا (خلـیج فـارس و دریـای خـزر) در جایگاه ویژه ای از نظر تأمین انرژی و امنیت آن قرار گرفته است. انرژی و امنیت آن با توجه بـه اهمیتی که برای مصرف کنندگان دارد، میتواند به یکی از محمل های پیوند ایران با قـدرتهـای مؤثّر در نظام جهانی تبدیل شود. برقراری پیوندهای انرژی با کشورهای مهـم و تأثیرگـذار در عرصه بین‏المللی، افزون بر منافع اقتصادی، منافع امنیتی قابل توجهی را برای کشـور در پـی خواهد داشت؛ زیرا این کشورها را در تأمین یک کالای استراتژیک و امنیت آن، به میزان قابـل توجهی به ایران وابسته میکند. موقعیت ژئوپولیتیک ایران از لحاظ میادین مشترک با کشورهای همسایه حائز اهمیت ویژه‏ای تلقی میشود. علاوه بر نظریات ژئوپولیتیک انرژی، این اهمیت به موضوع سیاست بین‏الملل، نحوه تعامل ایران با جهان و اعمال سیاستهای تحمیلی و تحریمی به جمهوری اسلامی ایران بازمیگردد.: تأثیر سیاست بین الملل بر هزمونی منطقه ای ایران بدین نحو بوده است که روابط ایران و آمریکا پس از سال 1979 همواره با تنش و جنجال همراه بوده است. و تحریم بارزترین شاخص جنگ سرد ایران و غرب است. تشدید تحریمهای بین‏المللی در سالهای اخیر تبعات منفی بسیاری را برای کشورمان به همراه آورده است. تحریم‏ها سیستم بانکی را بعنوان شریان اصلی معاملات بین‏المللی نشانه گرفته و در تجارت بین الملل اعم از صادرات و واردات وقفه ایجاد کرده است. ضمن اینکه طرح های توسعه و پروژه های برخی صنایع از جمله نفت، گاز و پتروشیمی را از طریق فشار بر دارندگان دانش فنی و ماشین‏آلات و تجهیزات با مشکل روبرو کرده و ورود کالاها و قطعات با  محدودیت  مواجه شده است. علاوه بر این عرضه خدمات اساسی به ایران همچون حمل و نقل و بیمه نیز در سطح بین‏المللی دچار اختلال شده است. به تبع این اختلالات، مشکلاتی در اجرای پروژه‏های پتروشیمی حادث شده است. اهمیت مطالعه میادین مشترک انرژی ایران و کشورهای همسایه، بدلیل تأثیر مستقیم رئالیسم حاکم بر فضای سیاست بین الملل در برخورد با ج.ا.ا. قابل ارزیابی است.

·         وضعیت ویژه  ایران در خلیج فارس

 کشورهای خلیج فارس بین شصت تا هفتاد درصد ذخایر نفت و گاز جهان را در اختیار دارند. بیش از نود درصد درآمد این کشورها از صادرات نفت به دست می‏آید. بنابراین اقتصاد آنها به شدت به درآمدهای نفتی وابسته است و از هرگونه افزایش و یا کاهش قیمت تأثیر می پذیرند. ازجمله مواردی که این کشورها میتوانند با یکدیگر همکاری کنند بهره برداری از میدان مشترک نفت و گاز در فلات قاره خلیج فارس است. در سالهای بعد از انقلاب و به ویژه به دنبال افزایش بهای نفت، حجم عملیات اکتشافی کشورهای حاشیه خلیج فارس توسط شرکتهای چند ملیتی در آبهای نزدیک به خط میانی و مرزی این کشورها با ایران به نحوچشمگیری افزایش یافته است. در حالیکه عملیات اکتشافی ایر ان به دلایل مختلف در مقایسه با کشورهای جنوب خلیج فارس در سطح پایینتری بوده است. این امر موجب شده کشورهای مذکور تولید بیشتری از این میادین نسبت به ایران داشته باشند. از طرف دیگر این مسأله سبب مهاجرت نفت از طرف ایران به سوی کشورهای مذکور شده است. باید اشاره کرد که تولید نفت در فلات قاره پیجیده و مشکل است و نیاز به کارشناسان خارجی و تکنولوژی پیشرفته دارد. علاوه بر آن هزینه آن دو تا سه برابر تواید نفت خام ازخشکی است.

·                  ذخایرگاز ایران

 مساحت ایران یک هفتم اروپاست ولی ایران  ده ها برابر اروپا نفت و گاز دارد. همین طور منابع ایران 38 برابر ذخایر معدنی اروپاست. ایران به تنهایی از کل قاره اروپا ثروتمندتر است. "ایران با داشتن منابع سرشار گاز طبیعی دومین کشور در جهان بعد ازروسیه است. وجود چنین ذخایری امکان مناسبی برای توسعه اقتصادی کشور فراهم می کند. میزان اشتغال را بالا می برد و موجب گسترش صنایع پتروشیمی در کشور می شود. علاوه بر آن صادرات گاز و فرآورده های پتروشیمی می تواند یک منبع کسب درآمد ارزی برای ایران باشد. بنابراین گاز مهمترین اهرم توسعه صنعتی ایران است. گاز در گذشته نقش قابل توجهی در روابط خارجی ایران نداشته است. در آغاز دهه 1970 با بهره برداری از خط لوله سراسری گاز، صادرات گاز ایران به شوروی آغاز شد. از سوی دیگر با کشف ذخایر عظیم گاز در پارس جنوبی، بر اهمیت ایران افزوده شد. اولین بخش از این سری مقالات به میدان مشترک  پارس جنوبی میپردازد که در واقع حوزه مشترک انرژی بین ایران و قطر است و در قطر به عنوان گنبد شمالی شناخته میشود.

·         تاریخچه و ظرفیت میدان پارس جنوبی

در حال حاضر چندین میدان نفتی در خلیج فارس وجود دارد که ایران و کشورهای این منطقه بطور مشترک از آنها بهره برداری می‏کنند . یکی از مهم ترین این میادین مخازن گازی پارس جنوبی است که در نزدیکی میدان گازی شمالی قطر واقع شده است و با آن کاملاً مرتبط است.

این میدان درسال 1971 در قطر شناسایی و به نام گنبد شمالی [1] نامیده شد. میدان موجود در آبهای سرزمین ایران در سال 1990 کشف و پارس جنوبی نامیده شد.میدان پارس جنوبی در عمق 300 متری زمین واقع شده است. عمق دریا در منطقه پارس جنوبی 60-75 متر است. آزمایشات و نظرات کارشناسی دال بر این است که حدود 65% از گاز درجای این میدان با تکنولوژی موجود قابل استحصال است.

بیش از 30 درصد از میدان شمالی قطر نیز در آبهای ایران قرارگرفته است. میدان گازی پارس جنوبی با 13 تریلیون متر مکعب گاز و 17 میلیارد بشکه میعانات گازی بزرگترین میدان گازی در  جهان است. همچنین قطر مطالعه بر روی میدان شمالی را از سال 1987 آغاز کرد و از سال 1992 شروع به بهره برداری تحاری از آن نمود. در حالیکه ایران در سال 1994 شروع به حفاری در بخشی از میدان که در آبهای آن واقع شده کرده است. ایران در نظر دارد 5/1 میلیارد دلار در این میدان سرمایه‏گذاری کند و روزانه یک میلیارد فوت مکعب گاز طبیعی و500  هزار بشکه گاز مایع تولید نماید. تقریبا کل ذخایر گاز قطر در میدان مشنرک گنبد شمالی (پارس جنوبی) قرار گرفته است. براساس برآورد آژانس بین‏المللی انرژی، حجم گاز درجای میدان مشترک حدود 51 میلیارد متر مکعب است که ذخایر قابل استحصال سمت ایران برابر 14/2 و سهم قطر 25/5 میلیارد متر مکعب می‏باشد.  

·         پارس جنوبی، کلید توسعه آینده

براساس سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران تا سال 1404 جمعیت ایران به حدود صد میلیون نفر خواهد رسید که به معنای افزایش نزدیک به سی میلیون نفر(حدود 7 میلیون خانوار) به جمعیت کشور است. تأمین اشتغال فوق حداقل نیاز به ایجاد هفت میلیون شغل جدید دارد که باید از طریق بهره‏برداری از ظرفیتهای موجود کشور صورت پذیرد. مخزن گازی پارس جنوبی مزیتی برای افزایش ظرفیتهای صنعتی، ایجاد اشتغال و افزایش درآمد و توان ملی دارد.

·         آخرین تحولات دیپلماسی انرژی ایران و قطر

آخرین رویدادها در رابطه با این میدان به شرکت آقای دکتر رییسی ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در ششمین اجلاس سران مجمع کشورهای صادرکننده گاز موسوم به اوپک گازی - که با ابتکار ج.ا.ا. تشکیل شده بود- در اسفند 1400 بازمیگردد. بخشی از اهداف این سفر که فعال‏سازی دیپلماسی همسایگی توصیف شده بود، زمینه‏سازی برای فعالیت بیشتر و همکاری گسترده‏تر کشورهای تولیدکننده و صادرکننده گاز را بهمراه داشت. بدیهی است خط مشی استفاده از تمام ظرفیتها و فرصتهای موجود در تعمیق مناسبات درعرصه‏های مختلف میتواند شامل موضوع میدان مشترک گازی دو کشور ایران و قطر نیز گردد. توافق تهران و دوحه درخصوص انرژی در کنار سایر زمینه‏ها نشان از اهمیت حوزه مشترک پارس جنوبی/گنبد شمالی در مناسبات دو جانبه دارد. در اجلاس مذکور  رییس دولت سیزدهم درصدد فعال‏سازی دیپلماسی انرژی از طریق تعامل جهت افزایش صادرات نفت، آغاز سوآپ گاز و توسعه همکاریها با کشورهای همسایه بود. لذا مذاکرات تهران و دوحه بعنوان شریک بزرگترین میدان گازی حائز اهمیت ویژه‏ای توصیف شد. بر این اساس وزرای نفت دو کشور در خصوص همکاریهای دو جانبه در سوآپ گاز، مواضع مشترک در بازارهای جهانی و تشکیل کارگروه مطالعات مشترک پارس جنوبی مذاکره کردند.  همچنین در خلال این سفر موضوع پیشنهادی صادرات گاز قطر از مسیر ایران به کشورهای منطقه هم مطرح شد.  ایران و قطر قبلا هم یک پروتکل برای بهره برداری از میدان گازی مشترک امضا کرده اند. یک یادداشت‏تفاهم نیز در زمینه همکاری های فنی و گازی بین طرفین به امضا رسیده است. براساس این یادداشت تفاهم دو کشور موافقت کردند که یک کمیته مشترک فنی برای بهره برداری از مخازن گازی مشترک و اجرای پروژه‏ها تشکیل دهند.

·         تحریمهای امریکا علیه ایران

 اجرای پروژه‏های نفت و گاز به خصوص پروژه های مربوط به فاز های پارس جنوبی در چارچوب مدت زمان، هزینه و کیفیت بالا از الزامات قراردادی میباشد. تحریمهای ایالات متحده آمریکا، قوانین کنگره آمریکا و اتحادیه اروپا علیه جمهوری اسلامی ایران از سال 2011 باعث اخلال در روند اجرایی پروژه‏ها شده است. اولین تحریم جدی در حوزه تحریم نفت و گاز ایران، تصویب قانون داماتو توسط ایالات متحده بود. بر اساس این قانون، حداقلی برای سرمایه‏گذاری در حوزه نفت و گاز ایران را تعیین کرد. در ابتدا کسی در ایران به این امر بها نداد اما این محدودیت نشاندهنده یک حداقلی بود که برای توسعه سیستم نفت و گاز در یک کشور مورد نیاز است. موردی که در اینجا مورد توجه بود، عدم امکان دسترسی ایران به تکنولوژی های افت فشار بود. این امر بر تولید صیانتی این میدان تأثیر منفی دربرداشت.

·          تأثیر منفی تحریم ها بر  تولید صیانتی در  پارس جنوبی

تولید صیانتی یعنی استخراج  بهینه و معقول و به اندازه، با تکنولوژی مناسب به نحوی که خسارتی به ذخایر وارد نشود و منابع طبیعی متحمل خسارت نگردند و فروش محصول با قیمت مناسب روز می باشد. لطمه به تولید صیانتی به ضرر ایران یعنی افت استخراج به نفع قطر، کاهش درآمد ایران نسبت به قطر از این میدان مشترک انرژی به عنوان بزرگترین میدان انرژی در جهان، بخشی از تأثیرات این تحریمها می باشد. تولید صیانتی از مخازن نفت و گاز در یک رویکرد عقلانی و منطقی  مورد تاکید است. خواه میدان مورد نظر مستقل باشد خواه مشترک . اما در حوزه مخازن مشترک، این موضوع از حساسیت بیشتری برخوردار است. برداشت مستقل هر یک از کشورها با هدف تولید بیشتر در بازه کوتاه و در فضای رقابتی و غیر صیانتی صرفا تبعات منفی برای مخزن و لذا برای هر دو کشور به همراه خواهد داشت. لذا برای اینکه بتوان یک مخزن مشترک را به نحو کارآمد  و مؤثری توسعه داد بایستی یک طرح کلان برای آن طراحی کرد. رعایت ضوابط تولید صیانتی از مخازن گازی کشور نظیر پارس جنوبی که حجم قابل ملاحظه ای  میعانات گازی دارند، بایستی در اولویت باشد.

·         تحریم ها و افزایش برداشت و فروش گاز بنفع قطر

کشور قطر 13.5  درصد از کل ذخایر گاز جهان را در اختیار دارد و پس از روسیه و ایران که به ترتیب سهمی معادل 23.9 و  15.8  درصد دارند، در رتبه سوم جهان قرار دارد.  قطر بزرگترین صادرکننده گاز مایع طبیعی جهان است. در طی دو دهه گذشته با افزایش طرح های قطر برای بهره برداری از منابع گازی میدان شمالی ، تولید گاز این کشور نیز روند صعودی گرفت. تولید گاز قطر  در سال 1991 حدود 7.6 میلیارد متر مکعب در سال بود که با آغاز بهره برداری از پروژه آلفا در سپتامبر 1991 همراه بوده است. قطر در سال 1997 با صادرات 2.84میلیارد متر مکعب گاز مایع طبیعی به جمع صادر کننده این محصول پیوست . آغاز بهره برداری از سکوی آلفا در سال 1991 است و تولید قطر از میدان شمالی به میزان 25 میلیون متر مکعب در روز برای تأمین گاز مورد نیاز بازار داخلی این کشور آغاز شد. تعداد 16 حلقه چاه در این بخش حفر گردید. که متوسط بهره وری هر چاه 1.3 میلیون متر مکعب در روز است.

·           وضعیت موجود و تشدید تحریمها

علیرغم وجود چنین منبع عظیمی در کشور ما موجب ناخشنودی است که بدلایل گوناگون از جمله مسایل ژئوپولیتیک منطقه‏ای و استراتژی‏های بین‏المللی، تاکنون موضوع بهره برداری از میدان پارس جنوبی -این منیع فسیلی مشترک بین دو کشور- همواره محل مناقشه بوده است. مشترک بودن میدان عظیم پارس جنوبی در خلیج فارس بین کشور ایران و قطر در سالهای گذشته زمینه ساز رقابت جدی در بهره برداری هر کشور از این منابع بوده است . قطر پس از تامین نیازهای محدود داخلی خود، با کمک شرکتهای غربی بواسطه اجرای پروژه های متعدد، تولید گاز طبیعی منابع به صادر کننده اصلی این محصول در دنیا تبدیل شد. بر اساس آمار و اطلاعات منتشر شده بین‏المللی در خصوص میزان فعالیت قطر در پارس جنوبی، اراده طرف ایرانی برای حصول به منافع ملی به مثابه حق مسلم در میادین مشترک انرژی با سد تحریم ها مواجه شده است و ظرفیت مکانیسمهای موجود نهادینه شده در عرصه حقوق بین الملل نیز به نحو شایسته ای تاکنون پاسخگوی تحقق شایسته منافع طرف ایرانی نبوده اند. مشکل این است که علاوه بر وجود تحریمهای ایالات متحده آمریکا، قواعد حقوقی بینالمللی حاکم بر این موضوع هم که بتواند از طرف ایرانی پشتیبانی کند، عموماً جنبه الزام آور ندارند. لذا ارتقا توانایی های تکنولوژی  بهره برداری و نیز  اتخاذ یک دیپلماسی سنجیده و صبورانه برای تعاملات سیاسی و اقتصادی براساس یک دیدگاه واقع گرایانه و جهانشمول، متضمن کامیابی ایران در این زمینه خواهد بود.  همچنین ارتقا سطح دستیابی به منافع ملی و تأمین امنیت انرژی توسط کشور ما با روشهای گوناگون قابل تحقق است. فعالسازی اتاقهای فکر و اندیشکده های گوناگون و زمینه سازی تعامل متفکران حوزه دیپلماسی، سیاست و اقتصاد و حقوق بین‏الملل و انتشار آرا و نظرات ایشان از جمله روشهای مطلوب محسوب میشود که تدوین و نشر این مطلب هم در راستای این هدف صورت گرفته است.

-         



[1].  Nort dome/north field

۲۷ شهریور ۱۴۰۱ ۱۰:۳۳