انسداد تنگه هرمز چه بلایی بر سر اقتصاد جهان آورد؟
بیشتر کشتیهای باری با سرعتی بین ۱۲ تا ۲۵ گره دریایی حرکت
میکنند.
بلومبرگ در یکی از گزارشهای خود نوشت که 136 میلیون بشکه
نفت در پشت تنگه هرمز متوقف شده است!
تا قبل از بازگشایی تنگه هرمز، قیمت نفت در کمی بیش از یک
ماه نزدیک به ۶۰ درصد افزایش یافت.
فاطمه لطفی
آغاز جنگ علیه ایران، خلیج
فارس و تنگه هرمز را در موقعیتی قرار داد که احتمالا حمله کنندگان به ایران، هیچ
برنامهای بر آن نداشتند. نوزدهم فروردین ماه، سازمان
ملل متحد گزارش داد که از زمان شروع جنگ در پایان فوریه، حدود ۲۰۰۰ کشتی و ۲۰۰۰۰
دریانورد در خلیج فارس گرفتار شدهاند و قادر به عبور از تنگه برای ادامه سفر خود
نیستند. تمامی این کشتیها حامل مواد اولیهای برای صنایع مختلف در سراسر دنیا بودهاند
و گرفتاری آنها در خلیج فارس به معنی نرسیدن این مواد اولیه به صنایع مختلف
در دنیا بود. از طرفی حتی اگر از اولین ساعات بازگشایی تنگه هرمز حساب کنیم، رسیدن
این محمولهها به دست مشتریانشان ماهها طول خواهد کشید. توجه داشته باشید که بیشتر
کشتیهای باری با سرعتی بین ۱۲ تا ۲۵ گره دریایی حرکت میکنند. گره دریایی واحدی
است که در دریا برای اندازهگیری سرعت استفاده میشود. یک گره دریایی معادل حدود
۱.۱۵ مایل در ساعت یا ۱.۸۵ کیلومتر در ساعت است. این بدان معناست که وقتی یک کشتی
با سرعت ۲۰ گره دریایی در حرکت است، حدود ۲۳ مایل در ساعت یا ۳۷ کیلومتر در ساعت
حرکت میکند. برای درک بهتر این اعداد مثالی واضح ذکر میکنیم. یک دوچرخهسوار حرفهای
میتواند سرعت متوسط ۴۰-۴۵ کیلومتر در ساعت داشته باشد. به این معنی که کشتی
باری از یک دوچرخهسوار حرفهای آرامتر حرکت میکند و این باعث میشود محمولهها
روزهای متمادی در اقیانوسها شناور باشند. اما در هر صورت راههای دریایی و
اقیانوسی ارزانترین راه برای انتقال کالاها هستند.
تنگه هرمز سالهاست که مهمترین
گلوگاه جهان عنوان شده است. در سال ۲۰۲۵، تقریبا ۲۵ تا ۳۰ درصد از تجارت دریایی
نفت جهان و حدود ۲۰ درصد از کل گاز طبیعی مایع (LNG) از این گذرگاه
باریک عبور میکرد. به این معنا که روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای
نفتی همراه با سالانه بیش از ۱۱۰ میلیارد متر مکعب LNG از
این تنگه عبور میکند.
طبق گزارش
مرکز مشترک اطلاعات دریایی (JMIC) پیش از جنگ روزانه تقریبا ۱۳۸ کشتی از تنگه هرمز
عبور میکردند. از ابتدای ماه مارس، در مجموع کمتر از ۱۰۰ کشتی از این تنگه عبور
کردهاند که میانگین آن فقط 5 تا 6 کشتی در روز است.
بر اساس گزارش میدلایست
مونیتور، بیشتر کشتیهایی که اجازه عبور دارندکشتیهایی هستند که با خود ایران
ارتباط دارند. چندین تولیدکننده نفت خلیج فارس که قادر به صادرات نیستند، مجبور شدهاند
کل تولید خود را بیش از ۱۱ میلیون بشکه در روز کاهش دهند، زیرا ظرفیت سایتهای
ذخیرهسازی نفت در خشکی و دریا در حال پر شدن هستند. بلومبرگ در یکی از گزارشهای
خود نوشته بود که 136 میلیون بشکه نفت در پشت تنگه هرمز متوقف شده است!
قیمتها نیز سرسامآور است؛
قبل از شروع جنگ نفت خام برنت با قیمت ۷۱.۸۶ دلار در هر بشکه معامله میشد. در
میانه جنگ قیمت نفت فیزیکی حتی به 140 دلار هم رسید و در همان زمان قیمتهای بالای
۱۱۶ دلار رقمی بود که چشمها به آن عادت کرده بود. در زمان نوشتن این گزارش(28
فروردین ماه 1405) ترامپ در پستی نوشت که
ایران تنگه هرمز را باز کرده است. همین امر باعث شد که قیمت نفت در کمتر از چند
ساعت از 96.33 دلار در هر بشکه به 88.74 دلار در هر بشکه کاهش یابد.
تا قبل از بازگشایی تنگه
هرمز، قیمت نفت در کمی بیش از یک ماه نزدیک به ۶۰ درصد افزایش یافت. جی. پی.
مورگان تخمین زده بود که حتی یک سناریوی متوسط، با حفظ قیمت نفت خام برنت در رقم
۸۰ دلار در هر بشکه تا اواسط سال، رشد تولید ناخالص داخلی جهانی را برای نیمه اول
سال ۲۰۲۶ کاهش میدهد و تورم قیمت مصرفکننده جهانی را به بالای ۱ درصد میرساند.
همه این آمار گویای یک چیز
است: پیامدهای اقتصادی بسته بودن تنگه هرمز شدید و گستردهاند. وقتی کشتیرانی از
طریق تنگه هرمز عملا متوقف شد، بازارهای بیمه جهانی دچار بحران شدند. علاوه بر این
قیمتهای بالاتر انرژی برای اقتصادهای وابسته به واردات این کمودیتی دردسرساز است.
به عنوان مثال اروپا پس از بحران حاصل از حمله روسیه به اوکراین، با دومین بحران
انرژی روبرو است. تخمین زده میشود که کمبود گاز اروپا حدود 22 تا 27 درصد باشد.
شاخصهای گاز TTF هلند تا اواسط
ماه مارس تقریبا دو برابر شده و به بیش از 60 یورو در هر مگاوات ساعت رسیده است.
بانک مرکزی اروپا پیش از این کاهش نرخ برنامهریزی شده را به تعویق انداخته و پیشبینی
تورم خود را برای سال از 1.9 درصد به 2.6 درصد افزایش داده است.
نگاهی عمیق به بازار انرژی
برای درک ابعاد این جنگ و
بسته شدن تنگه هرمز و تاثیر آن بر بازارهای انرژی دنیا، بهتر است نگاهی به جزئیات
جدیدترین گزارشی داشته باشیم که در ماه آوریل (درست در زمان نوشتن این متن) توسط
آژانس بینالمللی انرژی منتشر شده است.
آژانس بینالمللی انرژی
انتظار دارد تقاضای نفت امسال به میزان ۸۰ هزار بشکه در روز کاهش یابد، زیرا جنگ ایران
چشمانداز جهان را دگرگون کرده است. این میزان روزانه ۷۳۰ هزار بشکه کمتر از گزارش
ماه گذشته این آژانس است. موضوع زمانی جالبتر میشود که پیشبینی این آژانس را
برای کاهش روزانه ۱.۵ میلیون بشکهای نفت برای سهماهه دوم سال 2026 ببینیم. این
رقم شدیدترین کاهش تقاضای نفت از زمان کاهش مصرف سوخت به دلیل شیوع کووید-۱۹ خواهد
بود. بر این اساس در ابتدا، بیشترین کاهش مصرف نفت در
خاورمیانه و آسیا و اقیانوسیه، عمدتا برای نفتا، گاز مایع و سوخت جت، رخ داده است.
با این حال با تداوم کمبود و افزایش قیمتها، تخریب تقاضا گستردهتر خواهد بود.
عرضه جهانی نفت در ماه مارس
با ۱۰.۱ میلیون بشکه در روز کاهش به ۹۷ میلیون بشکه در روز رسید و از طرفی با
حملات مداوم به زیرساختهای انرژی در خاورمیانه و محدودیتهای ادامهدار برای حرکت
نفتکشها از طریق تنگه هرمز، بزرگترین اختلال در تاریخ انرژی جهان را به وجود آورد.
این درحالی است که تولید اوپک پلاس نسبت به ماه قبل ۹.۴ میلیون بشکه در روز کاهش یافت
و به ۴۲.۴ میلیون بشکه در روز و عرضه غیراوپک پلاس ۷۷۰ هزار بشکه در روز نسبت به
ماه قبل کاهش یافت و به ۵۴.۷ میلیون بشکه در روز رسید. هرچند شاهد افزایش تولید در
برزیل و ایالات متحده بودیم اما آن افزایش تولید نتوانست کاهش تولید خاورمیانه را
جبران کند.
ظرفیت پالایش
نفت خام جهان همچنان با اختلالات در تامین خوراک و آسیب به زیرساختهایی، دست و
پنجه نرم میکند که بازارهای جهانی فرآوردههای نفتی را محدود میسازند. در ماه آوریل، پالایشگاههای
خاورمیانه و آسیا که با محدودیت خوراک مواجه هستند، حدود ۶ میلیون بشکه در روز از
ظرفیت خود کاستند و به ۷۷.۲ میلیون بشکه در روز رساندند. اکنون انتظار میرود که
ظرفیت پالایش نفت خام جهان در سال ۲۰۲۶ به طور متوسط ۱ میلیون بشکه در
روز کاهش یابد و به ۸۲.۹ میلیون بشکه در روز برسد.
اما بسته بودن تنگه هرمز از
طریق دیگری هم بر بازار جهانی نفت اثرگذار بود. با ادامه جنگ، موجودی نفت مشاهدهشده
جهانی در ماه مارس ۸۵ میلیون بشکه کاهش یافت و ذخایر کشورهای خاورمیانه در خارج از
خلیج فارس با کاهش قابل توجه ۲۰۵ میلیون بشکهای همراه شد. از طرفی ذخایر شناور
نفت خام و فرآوردههای نفتی در خاورمیانه ۱۰۰ میلیون بشکه و ذخایر نفت خام ساحلی
در منطقه ۲۰ میلیون بشکه افزایش یافت. چین ۴۰ میلیون بشکه نفت خام به مخازن اضافه
کرد. اما آنچه که این بحران را به یکی از بدترین شوکهای جهانی نفت در تاریخ این
صنعت تبدیل کرد افزایش شدید قیمت نفت بود. قیمت نفت در ماه مارس بزرگترین افزایش
ماهانه خود را ثبت کرد. قیمتهای نفت خام
لحظهای افزایش یافت و از بازارهای آتی پیشی گرفت، چون پالایشگاهها افق روشنی
برای جایگزینی محمولههای نفت پالایش شده نمیدیدند.
برقراری آتش بس
پس از اعلام برقراری آتشبس
دو هفتهای بین ایالات متحده و ایران، بازار نفت اندکی به آرامش رسید. با این حال،
در زمان نگارش این مطلب، هنوز مشخص نیست که آیا این آتشبس به صلحی پایدار و
بازگشت به جریان منظم کشتیرانی از طریق تنگه هرمز تبدیل خواهد شد یا خیر. با تلاش
کشورهای واردکننده نفت برای تامین نفت از ذخایر رو به کاهش، قیمتهای فیزیکی نفت خام
به رکوردی نزدیک به ۱۵۰ دلار در هر بشکه رسید که بسیار بالاتر از قیمتها در
بازارهای آتی بود.
محصولات پالایشی هم شاهد
افزایش قیمتهای عجیبی بودند به طوری که قیمتهای میان تقطیر در سنگاپور به بالاترین
حد خود یعنی ۲۹۰ دلار در هر بشکه رسیده است. لازم به ذکر است که فرآوردههای میانتقطیر
نفت به فرآوردههایی گفته میشود که در فرآیند تقطیر نفت خام در دمای جوش حدود ۱۸۰
تا ۳۶۰ درجه سانتیگراد به دست میآیند. مهمترین این فرآوردهها نفت کوره بسیار سبک
و سوخت دیزل هستند؛ مایعاتی شفاف و قابل اشتعالی با خواص فیزیکی خاص.
از سرگیری جریان از طریق
تنگه هرمز همچنان مهمترین متغیر در کاهش فشار بر منابع انرژی، قیمتها و اقتصاد
جهانی است. بنابراین ایالات متحده به زعم خود با اعلام محاصره دریایی ایران و علیه
کشتیهایی که به بنادر و مناطق ساحلی ایران وارد یا از آنها خارج میشوند درصدد
رفع ممنوعیت تردد نفتکشها از این آبراهه برآمد؛ هرچند پس از چندین روز محاصره، تغییر
چندانی در قیمتهای انرژی مشاهده نشد. در اوایل آوریل، حمل و نقل از طریق تنگه به شدت محدود ماند و بارگیری
نفت خام، مایعات گاز طبیعی و فرآوردههای پالایش شده به طور متوسط حدود ۳.۸ میلیون
بشکه در روز بود، در حالی که این رقم در فوریه پیش از بحران بیش از ۲۰ میلیون بشکه
در روز بود.
صادرات از طریق مسیرهای جایگزین
به ویژه از ساحل غربی عربستان سعودی و فجیره در ساحل شرقی امارات متحده عربی، و
همچنین خط لوله ITP که از عراق به جیحان در ترکیه امتداد دارد، از کمتر از ۴ میلیون
بشکه در روز قبل از جنگ به ۷.۲ میلیون بشکه در روز افزایش یافت. کاهش کلی صادرات
نفت از ۱۳ میلیون بشکه در روز فراتر رفته است، که با کاهش تولید و آسیب به زیرساختهای
انرژی در منطقه همراه بوده و منجر به کاهش عرضه تجمعی بیش از ۳۶۰ میلیون بشکه در
ماه مارس و ۴۴۰ میلیون بشکه پیشبینی شده برای آوریل شده است.
آیا فقط نفت دچار
اختلال شد؟
جواب سوال فوق مشخص است.
اختلال در جریان تجارت به دلیل جنگ و بسته بودن تنگه هرمز تنها مختص نفت نبود. ادامه
جنگ تحمیلی علیه ایران، آسیبپذیری عمیقتر جهان و در عین حال وابستگی شدید دنیا
را به تنگه هرمز آشکار کرد: جهان به نقش خاورمیانه به عنوان تامینکننده اصلی
کالاهای غیرنفتی ایمان آورد. از کودهای ضروری برای امنیت غذایی جهانی گرفته تا
مواد معدنی که گذار انرژی را تقویت میکنند، کمبودها در بازارها تغییر شکل گستردهای
را در زنجیرههای تامین جهانی رقم زد.
۱. کودها (اوره و آمونیاک)
بر اساس گزارش جدید مجمع
جهانی اقتصادف خلیج فارس قطب مرکزی کشاورزی جهانی است و حداقل ۲۰درصد از کل صادرات
کود از طریق دریا را از آن خود دارد. وابستگی به اوره، پرکاربردترین کود نیتروژنی
جهان، با ۴۶ درصد از تجارت جهانی که از این منطقه سرچشمه میگیرد، از بقیه کودها بیشتر
است. این امر برای اقتصادهای بزرگ کشاورزی، از جمله هند (۱۸درصد)، برزیل (۱۰درصد)
و چین (۸درصد) حیاتی است. تحلیلگران هشدار میدهند که اختلال طولانی مدت، دسترسی
به کود را در این مناطق وابسته به واردات به طور قابل توجهی محدود میکند و به طور
بالقوه هزینههای تولید مواد غذایی جهانی و همچنین فشارهای تورمی را افزایش میدهد.
۲. گوگرد
گوگرد، یک ماده حیاتی در
زنجیره تامین انرژی، محصول جانبی اصلی فرآیند پالایش نفت و گاز منطقه است که صادرات
آن به دلیل جنگ متوقف شد. تقریبا نیمی از کل تجارت دریایی گوگرد در جهان از طریق
تنگه هرمز عبور و این منطقه را به «تعیینکننده قیمت» جهانی این کالا تبدیل میکند.
گوگرد ماده اولیه تولید اسید سولفوریک است، ماده شیمیایی مورد نیاز برای دو فرایند
بسیار مهم در دنیا: تولید باتری، که در فرآیند لیچینگ اسیدی با فشار بالا (HPAL) مورد نیاز برای
تصفیه نیکل، کبالت و مس برای باتریهای خودروهای برقی و ذخیرهسازی انرژیهای تجدیدپذیر
استفاده میشود. و تولید فسفر صنعتی، که به عنوان یک ماده اصلی در تولید کودهای
فسفات عمل میکند و برای حفظ حاصلخیزی خاک حیاتی است.
کمبود دسترسی به گوگرد، باعث
رکود صنعتی در قطبهایی مانند اندونزی و کمربند مس آفریقا شده است. با افزایش قیمتها،
هم حمل و نقل پایدار و هم کشاورزی تجاری در مقیاس بزرگ دچار اختلال شده است.
۳. متانول
حدود یک سوم از تجارت دریایی
متانول جهان از تنگه هرمز عبور میکند، بنابراین اختلال در آن میتواند عرضه یک
ماده اولیه شیمیایی کلیدی برای رزینها، عایقها و پلاستیکها را محدود کند و
اثرات جانبی آن بر زنجیرههای ارزش شیمیایی را افزایش دهد. این وضعیت به ویژه برای
چین، بزرگترین خریدار متانول جهان، قابل توجه است. در چین اگر صادرات از خاورمیانه
محدود بماند موجودی بنادر از سطوح مطلوب به زیر آستانه هشدار کاهش مییابد و هزینههای
تولیدکنندگان پلاستیک، رنگ و الیاف مصنوعی را افزایش دهد.
۴. مواد اولیه گرافیت
گرافیت مصنوعی مورد استفاده
در آندهای باتری خودروهای برقی (EV) به عنوان ماده اولیه اصلی به کک نفتی متکی است که یک محصول جانبی
پالایش نفت است. تاثیر بر قیمت گرافیت مصنوعی میتواند شدیدتر از سایر مواد مورد
نیاز تولید باتری باشد، زیرا احتمال دارد پالایشگاههای نفت تصمیم بگیرند بر تولیدات
با ارزش بالاتر تمرکز کنند، در حالی که افزایش قیمتها، دسترسی به محصول جانبی کک
نفتی را محدود میکند که تولید گرافیت مصنوعی به آن وابسته است. با افزایش هزینههای
حملونقل، قیمت گرافیت طبیعی با فشار صعودی بیشتری روبرو است. این خود فشار بیشتری
را به هزینههای تولید باتری خودروهای برقی وارد میکند که پیش از این به دلیل
اختلال در تولید نیکل، کبالت و گوگرد تحت فشار قرار گرفته بود.
5. آلومینیوم
خاورمیانه یک تامینکننده
بزرگ جهانی آلومینیوم اولیه در خارج از چین است و حدود 9 درصد از آلومینیوم اولیه
جهان را تولید میکند. عرضه آلومینیوم از کارخانههای ذوب خلیج فارس محدود شده است
و بیش از 150، 000 تن فلز که در بورس فلزات لندن ثبت شده بود، از انبارها خارج شده
است که نشان دهنده اختلال گستردهتر در صادرات منطقهای است. آلومینیوم به طور
گسترده در ساخت و ساز، حملونقل و انرژیهای تجدیدپذیر استفاده میشود و تنها
تعداد کمی از کارخانههای ذوب آلومینیوم، مواد اولیه خود را به طور کامل یکپارچهسازی
کردهاند، در نتیجه این امر بازار را نسبت به فشارهای عرضه خلیج فارس حساس میکند.
6. هلیوم
قطر تقریبا یک سوم عرضه هلیوم
جهان را که به عنوان محصول جانبی فرآوری گاز طبیعی آن تولید میشود، به خود اختصاص
داده است. با محدود شدن عرضه، اثرات آن در حال حاضر در زنجیرههای تامین فناوری
جهانی موج میزند. هلیوم نقش مهمی در تولید نیمههادیها ایفا میکند و ماده اولیه
فرآیندهایی از خنککنندههای دمای بسیار پایین گرفته تا ساخت ابزار بسیار دقیق است.
با این حال نگرانی بزرگتر در حوزه مراقبتهای بهداشتی نهفته است. اسکنرهای MRI برای حفظ
آهنرباهای ابررسانای خود در دماهای بسیار پایین به هلیوم مایع متکی هستند؛ بدون منبع
پایدار هلیوم، دستگاههای MRI نمیتوانند کار کنند.
۷. گلیکول (MEG)
مونواتیلن گلیکول (MEG)، ماده اولیه کلیدی برای الیاف پلیاستر،
بستهبندی و منسوجات، یکی از مهمترین صادرات مواد شیمیایی خلیج فارس است که تنها
در سال ۲۰۲۵ حدود ۶.۵ میلیون تن از آن صادر شده است. چین، بزرگترین مصرفکننده این
ماده، احتمالا با کمبود شدید مواجه میشود، در حالی که سایر واردکنندگان عمده از
جمله هند، اندونزی، پاکستان، ویتنام و تایلند نیز احتمالا تحت فشار قرار خواهند
گرفت. از این رو خریداران آسیایی به تامینکنندگان جایگزین در ایالات متحده روی
آوردهاند، تغییری که میتواند قیمتها را در بازاری افزایش دهد که اخیرا دچار
عرضه بیش از حد و تخفیفهای شدید بود.
۸. سنگ آهن/ گُندله آهن
خلیج فارس تامینکننده قابل
توجهی گُندله آهن با عیار بالا و آهن احیای مستقیم است خوراک فولادسازیهاست.
مالکان کشتی تقریبا بلافاصله پس از تشدید درگیری، از تنگه اجتناب کردند و این امر
تامین امنیت کشتیها را دشوارتر کرد و خریداران در سراسر آسیا، هند و خاورمیانه را
بر آن داشت تا خریدهای جدید را متوقف کنند. با توجه به اینکه هنوز عدم قطعیت در
مورد حملونقل بار حل نشده است، زمان طولانیتر حمل و نقل و افزایش هزینههای حمل
و نقل، به صنعتی که در حال حاضر با حاشیه سود کمی فعالیت میکند، آسیب میرساند.
9. زیرساخت هیدروژن سبز
در حالی که این بحران در
نهایت ممکن است گذار به سمت انرژی پاک را تسریع کند، اما خطراتی را برای جدول زمانی
پروژههای هیدروژن و زیرساختهای صادرات به همراه داشته است. خاورمیانه با ظرفیت
قابل توجه الکترولیز و برنامههای صادراتی هیدروژن در موقعیتی قرار گرفته است که
به یک قطب اصلی هیدروژن سبز تبدیل شود. با این حال بیثباتی و عدم قطعیت مداوم در
مورد مسیرهای حملونقل و سرمایهگذاری میتواند سرعت توسعه و افزایش ظرفیت تولید
را کند کند.