ما برای تولید هر
دلار از تولید ناخالص داخلی چند برابر میانگین جهانی انرژی مصرف میکنیم
اصلاح اقتصاد انرژی
در رودرواسی بین دولت و ملت قرار گرفته است
بهینه سازی و
مدیریت مصرف در کشور با تغییر رویکرد سازمانی عملی نمیشود
دلیل اصلی شدت مصرف
انرژی در عدم سرمایه گذاری طرحهای مربوط به بهینه سازی است.
نکته : این گفتگو قبل از جنگ انجام شده است
سهیلا روزبان
مقدمه بر اساس برنامه هفتم توسعه سازمانهای «شرکت بهینهسازی
مصرف سوخت»، «ستاد مدیریت حملو نقل و سوخت» و «ساتبا» ادغام شده و تشکیل یک
سازمان منسجم دهند تا شاید اینگونه بهانهتراشیها برای غفلت از بهینهسازی مصرف انرژی در ایران پایان یابد. حال حدود
دو سال از شروع برنامه هفتم توسعه میگذرد و ناترازی گاز در روزهای پیک به 350
هزار مترمکعب و کسری برق هم به بیش از 20 هزار مگاوات رسیده اما خبری از بهینه
سازی در کشور نیست. بعد از انتخاب اسماعیل سقاب اصفهانی به عنوان معاون رییس جمهور
و رییس سازمان بهینه سازی و مدیریت راهبردی انرژی در 21 آبان امسال، تنها اقدام
انجام شده در این حوزه تصویب اساسنامه این سازمان است. آنگونه که سخنگوی دولت در
29 بهمن امسال اعلام کرد که اساسنامه سازمان بهینهسازی مصرف انرژی در جلسه هیات
دولت به تصویب رسیده است. البته او هیچ سخنی در مورد اینکه بالاخره این سازمان فرا
وزارتخانهای از چه تاریخی فعالیت خود را آغاز خواهد کرد، به میان نیاورده است.
همین تعلل باعث شد که کارشناسان و فعالان اقتصادی خیلی امیدی به مدیریت مصرف انرژی
در ایران نداشته باشند. نصرتالله سیفی، مدیرعامل اسبق سازمان بهینهسازی مصرف
سوخت که خیلی امیدی به تحقق اهداف تعیین شده برای این سازمان ندارد، به دنیای
انرژی میگوید که مشکل ما یک ساختمان تازه یا یک عنوان جدید نیست. حتی مساله این نیست
که چه کسانی به آن ساختمان منتقل شوند. اگر همان نگاهها، همان روشها و همان
الگوهای حکمرانی دوباره در قالب جدید تکرار شود، بازهم بهینه سازی و مدیریت مصرف
در کشور اتفاق نمیافتد. او میگوید: تا زمانی که کارد به استخوان نرسیده بود کسی
به موضوع بهینه سازی اصلاً توجهی نمیکرد و اهمیتی به طرحهای مربوط به مدیریت
مصرف نمیداد. متن کامل گفتگوی دنیای انرژی با نصرتالله سیفی، مدیرعامل اسبق
سازمان بهینهسازی مصرف سوخت را در ادامه میخوانید:
سالها پیش به منظور مدیریت مصرف انرژی سازمان
بهینه سازی مصرف سوخت در کشور شکل گرفت؛ سازمانی بر اساس قانون بودجه ۱۴۰۴، از
ابتدای سال جاری حق فعالیت ندارد. اما سوال اصلی اینجاست که چرا این سازمان ره به
جایی نبرد و نتوانست به اهدافی که برای آن تعیین شده بود، دست یابد؟
بر خلاف آنچه اعلام میشود، شرکت بهینه سازی در سالهای گذشته
دستاوردهای خوبی داشته است. برای این ادعای خود یک مثال میآورم. توسعه صنعت سیانجی
حاصل عملکرد همان سازمان است. در حال حاضر معادل 20 میلیون لیتر بنزین، گاز در
کشور مصرف میشود که اگر نبود، دولت به هیچ وجه قادر به پوشش هزینههای واردات
بنزین نبود. بنابراین ادعا که سازمان بهینه سازی کاری نکرده، گزاره درستی نیست.
درست است که بگوییم اقدامات انجام شده کافی و درخور نبوده است.
یعنی اگر شرکت بهینهسازی مصرف سوخت نبود امروز
صنعت سیانجی را در کشور نداشتیم؟
زمانی که ما در سازمان بهینه سازی توسعه صنعت سیانجی را
در کشور شروع کردیم دو تا جایگاه بیشتر در
کشور نبود؛ یکی در تهران و دیگری در مشهد. از طرفی تعداد خودروهای دوگانه سوز هم
در کشور بسیار محدود بودند. بعد رفته رفته شاهد افزایش تعداد جایگاهها و ظرفیت
استفاده از این سوخت پاک در کشور بودیم. بر اساس آنچه بارها و بارها اعلام
شده ظرفیت این صنعت در کشور ما 40 میلیون
مترمکعب است که متاسفانه به دلیل سیاست گذاریهای اشتباه امروز کمتر از نصف این
ظرفیت استفاده میشود. به نظر من از اوایل دهه 80 تا
اواسط دهه 80 حرکتهای انفجاری در حوزه بهینه سازی انجام شد؛ امروز هم نیازمند
تکرار آن روزها هستیم.
آمارهای موجود حاکی از این است که شدت مصرف
انرژی در ایران بسیار بالا بوده و همین مساله باعث شده که افزایش ظرفیت تولید هم
نتواند ناترازی انرژی در کشور را برطرف کند. اینکه شدت مصرف انرژی در کشور ما تا
این اندازه افزایش یافته، چه دلیلی داشته است؟
دلیل اصلی عدم سرمایه گذاری در طرحهای مربوط به بهینه سازی
است. حال آنکه از نظر تکنولوژی و نیروی مهندسی و نیروی کار امکانات خوبی داریم. ایران
سومین تولیدکننده گاز طبیعی و دوازدهمین تولیدکننده برق در جهان است، اما این ظرفیت
بالا نهتنها منجر به صادرات پایدار نشده بلکه در داخل کشور هم بخشی از این منابع
انرژی هدر رفته و شدت مصرف انرژی در ایران یکی از بالاترینها در جهان است که
همچنان روند افزایشی دارد و به زبان سادهتر یعنی ما برای تولید هر دلار از تولید
ناخالص داخلی چند برابر میانگین جهانی انرژی مصرف میکنیم و این یک فاجعه است.
بنابراین اجرای طرحهای مربوط به مدیریت مصرف
انرژی جزء وظایف سازمانهایی چون «شرکت بهینه سازی مصرف سوخت» بوده است. چرا در
این سازمانها کاری برای توسعه سرمایه گذاری در این حوزهها انجام نشده است؟ آیا سازمانهای مربوط به بهینه سازی و مدیریت مصرف
انرژی در ایران قدرت و اختیارات لازم را نداشتهاند؟
«شرکت بهینه سازی مصرف سوخت» همواره قدرت داشته است. به نظر
من مشکل از آنجا آغاز شد که تصمیمگیران ارشد، ارادهای برای مدیریت مصرف سوخت و
بهینه سازی نداشتند.
متاسفانه وزرای نیرو و نفت آن قدری که روی
افزایش تولید متمرکز بودند، برای مدیریت
مصرف و بهینه سازی تلاشی نکردند. البته
کوتاهی تنها محدود به نهادهای مسئول در تولید نبوده است. به عنوان مثال در وزارت
صمت و راه و شهرسازی هم به عنوان نهادهای اصلی و تاثیر گذار در مصرف نیز همتی برای
کاهش مصرف دیده نمیشود. در این میان
سازمان برنامه و بودجه هم برنامه ریزی مشخصی برای
رسیدن به اهداف تعیین شده برای کاهش مصرف سوخت نداشته است. به عبارت دیگر
این 5 نهاد مقصر اصلی شدت بالای مصرف انرژی و هدر رفت میلیاردها دلار از سرمایه کشور
هستند.
یعنی اگر وزارت راه و شهرسازی یا صمت وظایف خود
را به درستی ایفا کرده بودند، امروز ناترازی انرژی را نداشتیم؟
بخش زیادی از تجهیزات مصرفی در صنایع، مصرف بالایی داشته و
عمده تکنولوژی به کار رفته در کشور ما مربوط به سالها قبل بوده که مصرف بالا و
بهره وری پایینی دارند. البته جدای از این، صنایعی همچون خودروسازی و لوازم خانگی
به خصوص در محصولاتی مانند بخاریهای گرمایشی، به تولیدکننده تجهیزات با راندمان
پایین و مصرف بالا تبدیل شدهایم. به عنوان مثال گفته
میشود که خودروهای تولید داخل 2 الی 3 برابر متوسط جهانی سوخت مصرف میکنند.
همچنین گفته میشود که 20 میلیون بخاری راندمان پایین در کشور داریم.
در باب کوتاهی وزارت راه و شهرسازی هم باید به هدر رفت
بالای انرژی در کشور در خانهها اشاره کرد. ما مبحث۱۹
مقررات ملی ساختمان را داریم که بر صرفهجویی مصرف انرژی از مسیر استانداردسازی
ساختمانها تمرکز دارد. اما این قانون هیچگاه نه از سوی ناظر قانونی یا حتی
سازمان نظام مهندسی جدی گرفته نشده و نتیجه هدر رفت میلیاردها مترمکعب انرژی کشور
در طول تمام سالهای گذشته است.
اما برخی از کارشناسان بر این باورند که وزارت
خانههایی همچون نفت و نیرو بیشتر به دنبال کسب درآمد از محل فروش انرژی بوده و
کاهش مصرف برای آنها سودی ندارد. به همین دلیل تلاشی برای بهینه سازی انجام نمیدهند؟
طبق قانون این دو وزارتخانه مسئول مدیریت مصرف هم هستند.
اما داستان شرکت گاز و توانیر متفاوت بوده و به دلیل ماهیت اقتصادی خود به دنبال
فروش بیشتر هستند. البته جالب است که بدانید شرکتهایی با ساختار مشابه توانیر یا
شرکت گاز امروز رفتار متفاوتی را از خود نشان میدهند. به عنوان مثال شرکتهایی همچون
شل یا بیپی بخشهایی را تحت عنوان بهینه سازی تعریف کردهاند. این شرکتها علاوه
بر فروش سوخت فسیلی، سرویسهایی را هم به مشتریان خود جهت کاهش مصرف انرژی ارایه
میدهند و تضادی در منافع آنها نیز ایجاد نشده است.
با وجود اینکه بی توجهی برخی نهاد به مساله
بهره وری خسارت سنگینی را به اقتصاد کشور وارد میکند، اما هیچ برخوردی با متخلفان
یا اهمال کاران این حوزه دیده نمیشود. ممکن است مشکل از قوانین حاکم بر کشور باشد؟
آیا قوانین موجود در حوزه بهینه سازی کافی هستند یا ضمانت اجرایی لازم را دارند؟
الزامات قانونی زیادی در حوزه انرژی و بهینه سازی مصرف
داریم. به عنوان مثال در قانون اصلاح الگوی مصرف قوانین بسیاری داریم که ناظر بر
بهینه سازی مصرف انرژی است. اندازه گیری مصرف، کنتورهای هوشمند، جرایم، قانون
هدفمندی تنها بخشی از قوانینی است که هدف اصلی آنها کاهش مصرف بوده است. اما
متاسفانه ما حتی به قوانین هم پایبند نبودیم. بدیهی است که وقتی ارادهای وجود
ندارد، قوانین هم مورد بی اعتنایی قرار گرفته و اجرایی نمیشود.
در حوزه نظارت هم
شرایط به همین گونه است. به عنوان مثال مجمع تشخیص مصلحت نظام که باید روی اجرای
سیاستهای کلی نظام نظارت میکرده، در انجام وظایف خود و نظارت کوتاهی کرده است.
مجلس در وضع قوانین کوتاهی کرده و
ابزارهای نظارتی خود برای برخورد با خاطیان استفاده نکرده است. قوه مجریه در اجرا
کوتاهی کرده است. متاسفانه تا زمانی که کارد به
استخوان نرسیده بود کسی به موضوع بهینه سازی اصلاً توجهی نمیکرد. برخی از طرحها هم
که شروع شده بود، ابتر ماندند و از ظرفیتهای آنها به درستی استفاده نشد. این همان
اتفاقی است که در صنعت سیانجی رخ داده است.
اما بسیاری بر این باورند که غیر واقعی بودن
قیمتها، مصرف انرژی را تا این اندازه افزایش داده است. سوال این است که اگر
اقتصاد انرژی اصلاح شده بود بازهم ما امروز ناچار به واردات انرژی بودیم؟
به نظر من اصلاح اقتصاد انرژی در رودرواسی
بین دولت و ملت قرار گرفته است، شاید هم
یارانه انرژی را بتوان آوانتاژ دولتها به ملتها دانست که البته نماد پوولیستی
است.
البته این مساله در ماده 12 قانون رفع موانع تولید حل شده
بود. همچنین بر اساس بند«ق » بودجه 93
قرار بود که از محل صرفه جویی سوخت سرمایه و سود آن به سرمایه گذاران
بازگردد. در نتیجه طرحهای مربوط به بهینه سازی اگر به درستی اجرایی میشد، توجیه
پذیر بوده و به طور حتم نیازی نبوده که لزوماً قیمت انرژی را برای مردم افزایش
دهند. دولت خود میتوانست منابع حاصل برای کنترل مصرف را با اجرای طرحهایی از این
دست تامین کند.
یعنی به باور شما قیمت انرژی در ایران منطقی
است؟
منظور من این نیست؛ بدون شک قیمت نسبی سوختهای فسیلی در
سبد اقلام مصرفی خانوار به شدت پایین است. به عنوان مثال نسبت قیمت انرژی به بهای
پوشاک، خوراک به صورت غیرعادی پایین بوده و این قیمتها باید اصلاح شود. اما پایین
بودن قیمت انرژی تنها معضل ما نیست. به باور من حتی اگر اقتصاد انرژی در ایران
اصلاح شده و قیمتها افزایش یابد، مادامی که اکو سیستم اقتصادی کشور اصلاح نکنیم، مشکلات
ما نیز حل نخواهد شد.
با توجه به شرایط حاکم بر اقتصاد به نظر شما
قیمت انرژی تا چه اندازه باید رشد کند؟
همگی به خوبی میدانیم که قیمت واقعی سوختی همچون بنزین
لیتری 70 الی 80 هزار تومان است. اما مساله اینجاست که بهای انرژی باید هضم پذیر
بوده و مردم امکان خرید داشته باشند.
سوال اینجاست که آیا مردم توان پرداخت 70 الی 80 هزار تومان برای یک لیتر بنزین را
دارند؟ اقتصاددانها بر این باورند
که چنین قدرت مالی در مردم وجود ندارد.
اما اینکه تا چه اندازه امکان رشد قیمت حاملهای انرژی هم وجود دارد را هم باید
اقتصاد دانها پاسخ گو باشند.
ولی به طور قطع
قیمتهای فعلی، قیمت پایداری نبوده و نیست و این قیمتها نمیتواند دوام زیادی
داشته باشد؛ این یک واقعیت اقتصادی است. بدون شک بهرهوری زمانی معنی دارد که یک
کالا برای مصرفکننده ارزش داشته باشد. وقتی در
زمستان ۸۰ درصد گاز کشور در بخش خانگی مصرف میشود و قیمت آن در عمل نزدیک به صفر
است، چگونه میتوان از مردم توقع داشت مصرف خود را اصلاح کنند؟ مردم حتی نمیدانند
ماهانه چقدر برای گاز پرداخت میکنند. وقتی پیام قیمت این است که انرژی بیارزش
است، درخواست بهینهسازی تبدیل به حرفی بیمعنا میشود.
اما با توجه به کاهش قدرت مالی خانوارها در طول
سالهای گذشته چطور میتوان هضم پذیری قیمت انرژی را افزایش داد؟
باید ابتدا زیرساختهای لازم برای مدیریت مصرف را برای مردم
ایجاد کنیم . به عنوان مثال خودروهای کم مصرف در کشور تولید شود یا امکان واردات
آن با قیمتهای واقعی و مقرون به صرفه فراهم شود، از طرفی دولت موظف به توسعه شبکه حمل و نقل
عمومی و استانداردسازی ساختمان سازی است. جدای از این باید مردم به تجهیزات روز و
کم مصرف را داشته باشند. اگر این اقدامات انجام شود، قیمتها را هم میتوانیم هضم
پذیرتر کنیم.
همانطور که اشاره شد پیشتر سه نهاد در این
حوزه فعال بودند؛ سازمان بهینهسازی مصرف سوخت در وزارت نفت، سازمان بهرهوری انرژی
در وزارت نیرو، و سازمان ملی بهرهوری در زیرمجموعه سازمان برنامه. اما این سازمانها
به دلیل وابستگی به وزارتخانهها نتوانستند همافزایی لازم را داشته باشند. سازمان
جدیدی که اکنون ذیل ریاستجمهوری تشکیل شده است. با تشکیل این سازمان فکر میکنید
که شدت مصرف انرژی در کشور کنترل شود؟
من فکر میکنم که تا حالا اعتقادی به مدیریت مصرف نبوده که
اقدام خاصی انجام نشده است.باید مدلهای اقتصادی حاکم در بهینه سازی درست شود و
سازمانهای مسئول در آن از محل صرفه جویی نفع ببرند. به عنوان مثال ساتبا میتواند
بودجهاش از محل صرفه جویی تامین شود.
برابر اخبار منتشرشده دولت با شکلدهی سازمان
بهینهسازی انرژی به دنبال تغییر سیاستگذاری قیمتی و اصلاح قیمت انرژی است.
آقای رئیسجمهور گفته است که دولت باید دست از قیمتگذاری
دستوری بردارد. سازمان بهینهسازی انرژی هم قرار است اصلاح سیاستها و بازارهای
حوزه انرژی را تدوین و اجرا کند. اما به نظر من این شعارها عملی نخواهد شد. مشکل
ما یک ساختمان تازه یا یک عنوان جدید نیست. حتی مساله این نیست که چه کسانی به آن
ساختمان منتقل شوند. اگر همان نگاهها، همان روشها و همان الگوهای حکمرانی دوباره
در قالب جدید تکرار شود نه تنها مشکلی حل نمیشود بلکه بر ابعاد آن نیز افزوده
خواهد شد.
به نظر شما میزان موفقیت طرحها و سیاستهای مربوط
به حوزه بهینه سازی چقدر بوده است؟
بررسی عملکرد ۲۵ سال گذشته نشان میدهد تنها ۴۰ درصد سیاستهای
انرژی محقق شده و در حوزه بهینهسازی این رقم فقط ۱۷ درصد است؛ که با ارفاق به
معنای مردودی کامل در دو دهه گذشته است .