الزام به تغییری بنیادین در
معماری نظام انرژی جهان
پنجره نفت و گاز، در زمانی
نه چندان طولانی در حال بسته شدن است.
رشد اقتصادی ما امسال و سال
آینده منفی است

عبارت "معماری
نوین نظام انرژی کشور"
عبارت بسیار خوبی است که این روزها از آن بسیار یاد میشود زیرا باید
در موضوع انرژی کشور معماری صورت گیرد. باید به اتاق طراحی برگردیم و به عملکردمان
نگاه کنیم و ببینیم کجاها اشتباه کردیم و آن خطاها را جبران کنیم. اگر ریشهای بخواهم
موضوع انرژی را در کشورمان مورد ارزیابی قرار دهم ابتدا از تبلور انرژی از جهان
آغاز میکنم. از حدود 300 هزار سالی که بشر پا به عرصه وجود گذاشته است همزمان با آن
انرژی به شکلهای مختلف تغییر و رشد یافته است. اما نگاه به انرژی و موضوعات آن از
انقلاب صنعتی شروع میشود و در رابطه با انرژی فسیلی این تغییر از اواسط قرن 18
میلادی آغاز شده است. از زمانی که سوخت فسیلی پا به عرصه وجود گذاشت و نقش آفرینی
کرد. از انقلاب صنعتی، بشر کار را به ماشین سپرد و نتیجهاش این شد که افزایش
دائمی و قابل توجه توسعه و رفاه بشر پدید آمد. اما یادمان باشد که انقلاب صنعتی در
گرو افزایش تقاضا و یا مصرف سوخت فسیلی به صورت مستمر بود و در تمام طول این 2.5
قرن، روند ثابتی داشت و ادامه پیدا کرد تا به اوایل قرن 21 میلادی رسیدیم. در این
دوران دیدیم که صحنه عوض شد و اتفاق دیگری افتاد. بشر متوجه شد که کره زمین در حال
گرم شدن است. میزان آلایندگی روز به روز رو به فزونی است و سوخت فسیلی متهم ردیف
اول این وضعیت نابسامان تلقی گردید.
به سال 2015 در کنفرانس اقلیمی پاریس رسیدیم که میزان افزایش دما تا
پایان قرن میلادی جاری به 1.5 درجه سانتیگراد رسید که این دمای افزایشی به مراتب
بیشتر از زمان آغاز دوران انقلاب صنعتی است. این تغییر رویکرد از گذر انرژی فسیلی به
دیگر انرژی را گذار انرژی میگوییم. یعنی فاصله گرفتن از مصرف انرژی فسیلی واستفاده از انرژیهای تجدیدپذیر. اگر به آینده
نگاهی کنیم و تا نیمه قرن جاری میبینیم که تقاضا برای سوختهای فسیلی به ترتیب ذغال
سنگ، نفت و گاز پیوسته کاهشی است و تنها انرژی الکتریکی و مشخصا انرژی تجدیدپذیر تقاضای
افزایشی داشته است.
و اما اتفاق بسیار مهمی دیگری که الان در حال رخ دادن است و ما شاهد آن
هستیم، انقلاب دیجیتالی است که به آن قدم گذاشتهایم. یعنی توسعه هوش مصنوعی که به
شدت تمرکزها را به خود جلب کرده است به طوری که به قول انگلیسیها Data
is the new oil یعنی دیتا و به نوعی دیجیتال، نفت جدید است.
این یک واقعیتی است؛ حال این انقلاب دیجیتال چه میکند. به نظر میرسد که این بار قرار
است فکر کردن را هم به ماشین بسپاریم. در مجموع این خوب است چون ما نه قرار است
کار کنیم و نه قرار است فکر کنیم. از این بهتر چه میشود؟ خوب است. اما اشکال کار
کجاست؟ مشکل اینجاست که این فکر کردن ماشین قرار است برق زیادی مصرف کند. مثالی میزنم
تا قابلیت بسیار زیاد مغز را نشان دهم که این انقلاب دیجیتال در ساده ترین شکل به
کمک ما میآید، مانند اینکه در کافی شاپ، چای سفارش دهیم یا قهوه و یا به سرعت
تصمیم بگیریم کدام را انتخاب کنیم، پردازش اطلاعات به همین سادگی رقم میخورد. هوش
مصنوعی یک معادلات بسیار پیچیده را در کمترین زمان ممکن حل و یا بهینه سازی میکند،
به اندازه سفارش و دریافت چای یا قهوه کار انجام میدهد. اما انرژی که برای این
محاسبات نیاز دارد 50 هزار برابر بیشتر است. به عبارت دیگر مسئله امروز نیاز به انرژی الکتریکی است و قطعا همان طور که
در دوران انقلاب صنعتی بار اصلی بر دوش سوخت فسیلی بود امروز بار اصلی این انقلاب
دیجیتال لاجرم بر دوش انرژی الکتریکی و تجدیدپذیرها خواهد بود و نتیجه این گفتهها
این است که گذار انرژی که امروز در آن قرار داریم نیاز به مدل الکتریکی بعلاوه
ذخیره سازی و هوشمندسازی است و این یک تغییر بنیادین در معماری نظام انرژی جهان
است.
اما بیاییم بخش انرژی ایران را مورد ارزیابی قرار دهیم که در کجای
این گردونه قرار داریم. در بخش انرژیهای تجدیدپذیر در بهترین حالت 2 تا 3 درصد
برق مصرفی کشور از منابع تجدیدپذیر تامین میشود و تقریبا هیچ ذخیره سازی و
هوشمندسازی در شبکه برق تجدیدپذیرهای ما دیده نمیشود و ما هنوز در آغاز راهیم. در
حوزه نفت و گاز باید بگوییم که در دهه 50 و 60 میزان
مصرف سوخت فسیلی ما 500 هزار بشکه در روز بود و تولید ما 5.5 میلیون بشکه بود و
این میزان مازاد را صادر میکردیم یعنی صادرات ما در آن زمان 11 برابر مصرف داخلیمان
بود. اما از آن زمان به بعد دو اتفاق افتاد که اتفاقی نگران کننده است.
اتفاق اول اینکه مصرف داخلی سوختهای فسیلی ما دائما افزایش پیدا میکند اما تولید
ما کاهشی است. من روی دیگر سکه را میبینم و پای حرف خودم هستم که وقتی مصرف داخلی
ما زیاد و تولید ما در بهترین حالت ثابت است یعنی میزان صادرات ما کاهش پیدا کرده
است و مصرف، دیگر چیزی برای صادرات باقی نمیگذارد. با این روش دیدم که اوپک در گزارشش اعلام کرده بود که ظرفیت تولید نفت ایران در
ژانویه 2026 در حدود 81 هزار بشکه در روز کاهش پیدا کرده است و به 3 میلیون و 129
هزار بشکه رسیده است و اگر این روال ادامه پیدا کند ما با مشکلات بیشتری نسبت به امروز
مواجه خواهیم شد. با این روند چیزی برای صادرات نفت نمیماند. اما اتفاق
دوم شرایط ژئوپلتیک کشور است. همه ما میدانیم که عملا در این برهه تاریخی (جنگ
تحمیلی و خصمانه) اگر هم بخواهیم نفت صادر کنیم این قدر با سنگ اندازی هایی مواجه
می شویم که امکان صادرات بهینه را از ما می گیرد. در نتیجه باید گذار انرژی را
بفهمیم و به دنبال گذار از انرژی فسیلی باشیم و اگر به دنبال آن نباشیم یعنی اساسا
گذار انرژی را نفهمیدیم یا درستش این است که نخواستیم بفهمیم و این چنین است که به
کوچه بن بست گام نهادهایم.
رئیس جمهور محترم گفته اند که گاز را در خانهها برای پخت و پز و
گرمایش استفاده نکنیم و به جای آن از برق استفاده کنیم و یا میشود در حمل و نقل
جادهای بنزین مصرف نکنیم و به جای آن از برق استفاده کنیم. به اعتقاد بنده حتما امکان
پذیر است اما باید گفت که ما نمیتوانیم. در بخش جادهای و حمل و نقل چه میزان
خودرو برقی داریم که بیاییم جابه جایی انرژی داشته باشیم. برقی کردن خودروها آن هم
با این صنعت خودرویی که پیچیدگی خاص خود را دارد ما چطور میخواهیم همگام با فناوری
روز جهان به سمت خودرو برقی گام برداریم. افزایش قطره چگانی توسعه نیروگاههای خورشیدی
که دلیلی بر ناترازی برق باشد قدمهای خوبی است اما جبرانی برای مصرف برق و
ناترازی نیست.
وزیر نیرو گفتند دستاورد بزرگی که در سال 1404 به آن رسیدهایم کاهش
تقاضای برق است. وزیر محترم نیرو غافل هستند که مسئله ما میزان مصرف برق نیست
مسئله شدت مصرف انرژی برق است. مهم نیست چه قدر ما برق مصرف میکنیم مهم این است
که ما با برق چه میکنیم و چگونه مصرف میکنیم. این چگونگی باید تغییر کند. میزان
مصرف برق یکی از معیارهای توسعه یافتگی و شکوفایی اقتصادی است. اگر اقتصاد ما همان
طور که قرار بود در برنامه هفتم توسعه اقتصادی 8 درصد در سال و بخش صنعت سالی 8.5
درصد توسعه پیدا میکرد ما کمتر برق مصرف میکردیم و ادعای وزیر نیرو درست میبود.
اما اگر نگاهی به آمار بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و بانک مرکزی خودمان بیاندازیم
همه این سه حوزه میگویند اقتصاد ما در رکورد قرار دارد. رشد اقتصادی ما امسال و
سال آینده منفی است، در نتیجه تقاضا افزایشی و تولید کاهشی است و رشد اقتصادی نیز
منفی است. صادرات با مشکل مواجه است. در شرایط اقتصادی تراستیها چوب حراج به نفت
ما میزنند و در پایین ترین سطح نفت را میفروشند نفتی که با این مشکلات تولید میشود.
پنجره نفت و گاز، در زمانی نه چندان طولانی در حال بسته شدن است. در پایان باید
گفت که عقلانیت یعنی تولید ثروت یعنی محدود کردن دولت در تولید ثروت یعنی تفکیک
قدرت سیاسی و اقتصادی.