دبیر انجمن شرکت‌های خدمات انرژی ایران به ماهنامه دنیای انرژی گفت:

مصرف انرژی در کشور بر مبنای الگویی نامتعارف است

مصرف انرژی در کشور بر مبنای الگویی نامتعارف است

 

 شدت مصرف انرژی در کشور ما نسبت به دنیا نزدیک به 10 برابر است

علاوه بر اینکه مصرف بالایی داریم به میزان قابل توجهی هم انرژی را به هدر می‌دهیم.

مصرف روزانه انرژی در جهان قریب به 102.5 میلیون بشکه نفت خام است و در کشور ما 9 میلیون است

با قیمت‌های دستوری سعی کردیم قیمت‌ها را به نفع مردم کنترل کنیم اما مشکلات بیشتری را ایجاد کردیم

 

ملیحه محمدی پور

مقدمه تولید و مصرف، هر دو موضوع در کشورمان بر مبنای بهینه سازی بنا نشده است. گویی بهینه سازی یک ساختاری جداست و باید اول مصرف کنیم و بعد به بهینه سازی بیاندیشیم در حالیکه این دو رابطه مستقیمی با هم دارند. اگر بهینه سازی نکنیم شاید برای تولید، انرژی کافی در اختیار نداشته باشیم و این بهینه سازی است که می‌تواند اقتصاد انرژی را پایدار کند. اینکه برای فقدان انرژی قادر نباشیم واحد تولیدی را حفظ کنیم در واقع از ابتدا به این موضوع تمرکز نکردیم و تصور کردیم تا ابد انرژی خواهیم داشت اما به نقطه‌ای رسیدیم که مصرف در همه حوزه‌ها چه خانگی و چه صنایع به قدری ناکارآمد و بی رویه است که نیاز به فرهنگ سازی دارد. کارشناسان عوامل متعددی را بر افزایش مصرف مدنظر قرار می‌دهند. قیمت گذاری، عدم تعدیل قیمت‌ها در سالیان متمادی، نبود هشدار و کمبود انرژی به مردم و غیره از یک طرف و زیرساخت‌های لوازم و تجهیزات در دسترس که همه و همه برای کمترل مصرف تعریف نشده‌اند و مصرف کننده را به مصرف بیشتر وسهل تر منعطف می‌کند از سوی دیگر است که به غفلت رفته است. برای بررسی یکی از حوزه‌های مصرف و بهینه سازی، گفتگویی را با مهندس مصطفی خسروشاهی دبیر انجمن شرکت‌های خدمات انرژی ایران انجام دادیم که مشروح آن را می‌خوانید.

 

اهمیت و ظرفیت تولید انرژی را همسو با بهینه سازی توضیح دهید.

قبل از هر توضیحی ابتدا به آمارهایی در خصوص مصرف انرژی در کشورمان اشاره می‌کنم. درواقع شدت مصرف انرژی در کشور ما نسبت به دنیا نزدیک به 10 برابر است و این شدت مصرف انرژی نسبت به آمریکا بیش از 15 برابر است. یعنی اول باید این مسئله را بررسی کنیم که چرا چنین رویکرد مصرف در کشورمان اتفاق افتاد. شدت مصرف انرژی در کشور به حدی بالاست که حتی نمی‌شود همه را بر دوش تنها خودروها و یا صنایع انداخت. درواقع میزان مصرف بی رویه گاهی اوقات به هدررفت آن هم برمی گردد یعنی الزاما همه انرژی به مصرف نمی‌رسد این اتلاف انرژی در اقتصاد، تجارت، در محیط‌های عمومی و اجتماعی است. این افزایش شدت مصرف انرژی، بر اساس آمارها به روزانه معادل 9 میلیون بشکه نفت خام در کشور تعبیر می‌شود. به عبارتی معادل این نوع مصرف در جهان 102.5  میلیون بشکه در روز است که 9میلیون بشکه معادل نفت خام در ایران انرژی مصرف می‌شود. از این 9 میلیون 7 میلیون برای صادرات، مصارف خانگی، تجاری، صنعتی، کشاورزی و غیره است و الباقی که 2 میلیون بشکه معادل نفت خام است بر اساس یافته‌ها در زمره اتلاف انرژی محاسبه می‌شود. یعنی معادل 2 میلیون بشکه نفت خام به طور روزانه در کشورمان انرژی تلف و به هدر می‌رود. پس قبل از هر چیزی بهینه سازی مصرف در اولویت هر کاری است زیرا عدد اتلاف انرژی در کشورمان بالاست. یعنی علاوه بر اینکه مصرف بالایی داریم به میزان قابل توجهی هم انرژی را به هدر می‌دهیم.

گفته می‌شود در بخش مصرف هم ان طور که باید و شاید به دلیل تولید ناخالص ملی و عدم تطابق مصرف و تولید به نوعی اتلاف در مصرف به نظر می‌آید این طور نیست؟

زمانی 640 تن به ازا یک میلیون دلار درآمد خالص ملی کشور بود. اما امروز متاسفانه این رقم به 900 تن رسیده است یعنی ما برای تولید 900 تن باید تا یک میلیون دلار انرژی مصرف کنیم. اگر ما این 900 تن را ضربدر 70 دلار در هر بشکه نفت کنیم تقریبا 64 هزار دلار می‌شود و این عدد برای تولید یک میلیون دلار انرژی بسیار زیادی مورد نیاز است. مصرف روزانه انرژی در جهان قریب به 102.5 میلیون بشکه نفت خام است و در مقابل تولید ناخالص ملی آن 117.200 میلیارد دلار است. این ارقام در کشورهای پیشرفته در ایالات متحده 20.5 میلیون معادل بشکه نفت خام تولید ناخالص 31.100 میلیارد دلار رقم می‌زند و این یعنی قریب به 60 برابر شدت انرژی، تولید دارد. پس اختلافات فاحش است و باید هر چه زودتر بهینه سازی را شروع کرد. دنیا این شیوه مصرف را قبول نمی‌کند. انگار به نوعی وارونگی در اقتصاد رخ داده است. با احتساب آن این طور به نظر می‌رسد که در کشورمان 50 درصد منابع ملی و نفت خورده می‌شود. فقط مفت و بی رویه مصرف کردیم بدون برنامه و ضابطه و تصور کردیم که همیشه هست. در مورد آب هم ببینید که آب، گونه‌ای از انرژی است اما این قدر آن را مصرف کردیم که تمام شده است.

منظور شما از وارونگی در اقتصاد و تصمیم گیری‌ها چیست؟

ما وارونگی در اداره کلان کشور داریم. یعنی تصمیم سازی‌ها به درستی صورت نمی‌گیرد. به نظر می‌رسد که در ایران به لحاظ کم اهمیت بودن مسائل مرتبط با مسائل انسانی و ساختارهای زیربنایی باعث شده است که تصمیمات درست و به جایی در حوزه انرژی گرفته نمی‌شود. هر چیزی در جای خود به درستی قرار نگرفته است. این مثال مثل آدم پولداری است که به جای هزینه کردن در بخش‌های بهینه و کارآمد در حال آتش زدن دارایی خود است و کاملا هم آگاهانه. برای حوزه انرژی ماهم این گونه است منابع عظیمی در اختیار داریم که دارایی ماست و به جای اضافه کردن و استفاده درست، در حال آتش زدن و نابود کردن همه آنها هستیم. بنده ارتباط بسیار زیادی با چینی‌ها داشتم آنها همچنان شوکه بوده و هستند و می‌گویند آخه چطور شما این طور گاز را می‌سوزانید و هدر می‌دهید. آنها معتقدند انرژی در ایران کاملا در حال هدر رفتن است به جای استفاده درست. از سویی دیگر ببینید هر بخشی که رایگان و بدون ضابطه انرژی را در اختیار داشتیم بی رویه مصرف کردیم و نابودش کردیم. مثلا هوا را هم که مفت بود آلوده کردیم. آب را این قدر و بی رویه در اختیار گرفتیم و اصلا از تمام نشدنش نترسیدیم که به این مرحله رسیدیم. برق، گاز، بنزین و غیره هم همین طور. از آن طرف هم با قیمت‌های دستوری سعی کردیم قیمت‌ها را به نفع مردم کنترل کنیم اما مشکلات بیشتری را ایجاد کردیم به طوری که همین قیمت گذاری دستوری معضل بزرگ اقتصاد ما شده است. قانوگذاران در مجلس تصمیماتی را گرفتند که به ثبات قیمت گذاری دستوری دامن زد و نهایت این شد که منابع را هدر دادیم.

چه تحلیلی برای بهینه سازی دارید؟ عرصه‌ای که زمان برای جبران و جلوگیری از صرفه جویی دارد.

ظرفیت بهینه سازی، اول از جامعه شروع می‌شود. جامعه با این میزان مصرف گاز دچار مشکل است البته این را بگویم که این موضوع را تصمیم گیران و سیاست‌ها باعث شده است تا مردم این گونه مصرف کنند. در واقع پرمصرفی را خود ما ایجاد کردیم این موضوعات را ما بوجود آوردیم با عدم تعدیل قیمت. ما زمانی که بچه بودیم هیزم می‌سوزاندیم. در آن زمان همه هیزم‌ها رو نمی‌سوزاندیم که فضای اتاق را گرم نگه داریم. فصل زمستان خانه‌های ما هوای معتدلی و بعضا سردی داشت. روزی دو بار فقط بخاری روشن می‌کردیم. بخاری دائم روشن نبود حتی کسانی بودند که کارخانه کبریت داشتند و خاک اره به مقدار زیادی تولید می‌کردند، انها هم 24 ساعته بخاری روشن نمی‌کردند، شب‌ها همه اتاق‌ها گرم نبود. البته این را بگویم که در همه جای دنیا مثل ما مصرف نمی‌کنند. خود من که یکبار در انگلیس بودم و مجبور بودم خانه‌ای برای مدتی اجاره کنم فقط مجاز بودم 5 ساعت در روز شوفاژ را باز بگذارم حتی در شرایطی که پولش را هم می‌دادم اما اصلا توجیه نداشت محدودیت مصرف داشتم و می‌گفتند باید وقتی اینجا هستی مثل سبک ما زندگی کنی و 24 ساعته نمی‌توانی خانه را گرم نگه دارید. ببینید ما در کشورمان نیامدیم الگوی ملی مصرف درستی را پیاده سازی کنیم. الگوی ما ویرانی انرژی است. 

در مورد توجیه اقتصادی که بهینه سازی و جلوگیری از اتلاف انرژی دارد توضیح دهید.

مشکل اصلی این است که قیمت انرژی در همه حوزه‌های جغرافیایی کشورمان یکی است و ساختارمند نیست. قیمت انرژی خورشیدی با حرارتی یکی است. قیمت انرژی در طول ساعات شب و روز یکی است. گاز در همه نقاط کشور که انتقال می‌یابد یک قیمتی دارد. به همین دلیل است که سرمایه گذاران پتروشیمی در هر جایی که بخواهند واحد تولیدی احداث می‌کنند. اصلا به انرژی مورد نیاز آن توجهی نمی‌کنند. اینکه اصلا در آن منطقه آب هست یا خیر توجهی نمی‌شود. وقتی گاز ارزان و در دسترس است من تولیدکننده آخرین مورد و چالشی که به آن ممکن است فکر کنم انرژی است.  

اما بحث بهینه سازی مستقیما با تولید و مصرف همسو است. وقتی سرمایه گذار اقدام به سرمایه گذاری می‌کند باید بهینه سازی را مد نظر قرار دهد. تاخیر در سرمایه گذاری و بهره برداری هم با اتلاف انرژی رابطه مستقیم دارد. چون از تکنولوژی عقب می‌مانیم. از سویی دیگر باید بهینه سازی در تمام سطوح رقم بخورد باید از کارخانه تا خانه اعمال شود در این صورت می‌توانیم ناترازی را رفع کنیم و حرفی برای گفتن داشته باشیم.

تکنولوژی به کار گرفته شده با راه اندازی واحدهای تولید و اتلاف انرژی چه رابطه‌ای با هم دارند؟

دنیا در مسیر پیشرفت است و این پیشرفت در هر حوزه‌ای وجود دارد. اگر به سراغ تکنولوزی نرویم یعنی از مسیر کاهش مصرف انرژی عقب می‌مانیم. ما باید انرژی الکتریکی را وارد عرصه زندگی کنیم و انرژی فسیلی را نگه داریم. انرژی فسیلی برای ما دارایی است. نگه داشتن برای آیندگان نیز نکته دیگری است.

یکی از موضوعاتی که علاقمندم در موردش صحبت کنم سیاست‌های تشویقی است که برای بهینه سازی مطرح شده است. قانونگذار برای کنترل مصرف در بخش‌های خانگی و یا تولیدی قوانین و مقررات و سیاست‌هایی را اعمال کرده است و یا برعکس سیاست‌های تشویقی اعمال شده است، به نظر چرا این سیاست‌ها موفق نبوده‌اند و نتوانسته‌اند در کنترل مصرف موثر باشند  چون قیمت گذاری دستوری را همچنان حفظ کردیم و عملا با قیمت گذاری دستوری بازار بهینه سازی را متوقف کردیم.

شما که دبیر انجمن شرکت‌های خدمات انرژی هستید در مورد فعالیت بخش خصوصی توضیح دهید که در چه وضعیتی قرار دارند؟

در برنامه‌های هفتم و هشتم توسعه اقتصادی در کشور در حدود 20 درصد اقتصاد کشور در اختیار بخش خصوصی بود اما متاسفانه الان به 8 درصد رسیده است. بخش خصوصی رغبتی به همکاری و سرمایه گذاری ندارد و یا مشارکت کمتری دارد. از سویی دیگر این ناترازی هم معلول عدم همکاری بهینه بخش خصوصی است اگر بخش خصوصی همکاری می‌کرد و طرح‌های تولید را اجرا می‌کرد و یا برای طرح‌های بهینه سازی قدم برمی داشت شاید این ناترازی 25 هزار مگاواتی در برق را شاهد نبودیم. الان طرح‌هایی برای سرمایه گذاری بخش خصوصی هست که تمایلی برای انجامش ندارند چون تخفیف انرژی بیشتری می‌خواهند و البته حق هم دارند چون سرمایه و هزینه‌ها بالاست و بخش خصوصی باید ریسک سرمایه گذاری خود را نیز در نوع همکاری اعمال کند.

شما فقدان بهینه سازی در برق را در چه می‌دانید؟

 فقدان بهینه‌سازی مصرف برق در صنایع به خاطر کمبود نقدینگی است. به طور کلی صنایع سعی می‌کردند از طریق فشار و نتیجه‌گیری مشکل را حل کنند صنایع به علت تعطیلی سال‌های اخیر وضعیت مناسبی از نظر اقتصادی ندارند. الان به وضعیتی رسیده است که سرمایه گذار باید خود برق خود را تامین کند این برای واحد تولیدی هزینه بر است. به اعتقاد بنده اگر کل صنعت را خاموش کنیم باز کمبود برق سر جایش باقی می‌ماند. دولت گفته است که اگر نتوانیم تا اردیبهشت 1405 نزدیک 30 هزار مگاوات افزایش تولید برق تولید کنیم با چالش جدی مواجه می‌شویم. باید گفت که فقدان کارشناسی در حوزه‌ عدم شناسایی چالش‌های برق، ما را به اینجا کشانده است.

در حوزه کمبود انرژی بویژه برق بگویید که این میزان ظرفیت تا چه میزان ما را به بهینه سازی سوق می‌دهد؟

ما الان بیش از۲۰ هزار مگاوات ناترازی مشخص داریم. مصرف گاز ما خیلی بالاست چون قیمت نازلی دارد. هرچه در ایران ارزان باشد، کنترلی روی آن وجود ندارد. ما در مصرف سوخت اسراف می‌کنیم و همین مسأله باعث تعطیلی کارخانه‌ها نیز شده است. ما در حال منبع سوزی هستیم که غیرعقلی و غیرشرعی است. انشعابات گاز در ایران اصلاً منطقی پشت آن نیست. انشعابات غیرعقلی و غیراقتصادی بوده است. افزایش میزان سوخت گاز به صورت بی رویه توسعه پیدا کرده است. تولید گاز هم در یکسال اخیر کم شده است. برخی فکر می‌کنند هر فاز پارس جنوبی یک میلیارد مترمکعب گاز ثابت به ما می‌دهد. فاز یک پارس جنوبی شاید ۵۰۰ میلیون مترمکعب هم تولید نداشته باشد. الان تولید گازمان به ۷۰۰ میلیون مترمکعب هم نمی‌رسد.

 

 

 

 

 

 

۲۵ خرداد ۱۴۰۵ ۱۶:۳۲
ماهنامه دنیای انرژی شماره 69 |
تعداد بازدید : ۶۵