فاطمه لطفی
هیچ منطقهای در
جهان به اندازه کشورهای حاشیه خلیج فارس نفت و گاز تولید نمیکند. بیشتر این نفت و
گاز هم فقط از طریق نفتکشهایی قابل انتقال هستند که از تنگه هرمز عبور میکنند؛
آبراهی که از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اواخر فوریه، بیش از
سه ماه عملا بسته بوده است. اما در این میان سوال بسیار مهمتری مطرح است که نقش
روسیه و چین در این جنگ چه بوده و حالا که تفاهمنامه امضا شده است، این دو کشور
چه نگاهی به احتمال انعقاد یک توافق بلندمدت بین ایران و ایالات متحده دارند.
روسیه: قدرتی که از
دست میرود
نشریه نیوزویک در تحلیلی بر
نقش و جایگاه روسیه در جنگ و تفاهم بین ایران و ایالات متحده، مثال جابی را مطرح
میکند. این نشریه به آخرین صحنههای فیلم وسترن اسپاگتی «خوب، بد، زشت» اشاره
دارد؛ همان صحنهای که سه مرد مسلح در هر راس یک مثلث سعی میکنند با ایجاد تردید
در دو راس دیگر، زنده بمانند. نیوزویک مینویسد: چارچوبی که دونالد ترامپ در قبال
ایران به بوته آزمایش گذاشت یک بنبست مکزیکی همانند آن فیلم دارد: واشنگتن میخواهد
تنگه هرمز بازگشایی شود، تهران خواهان رسیدن به آرامش است و مسکو میخواهد بحران ادامه
یابد چون به نفع روسیه است. به باور نیوزویک اگر این
توافق نهایی شود، وضعیت اضطراری که برای روسیه بسیار مفید بود، از بین میرود، در مقابل
ایرانی با قدرت بیشتر را برجا میگذارد. برای ولادیمیر پوتین، این نتیجه برای نظریه
قدرت او «خوب»، برای ترازنامهاش «بد» و برای اهرم بلندمدتش در منطقه و جهان «زشت»
است. روسیه خواهان هرج و مرج طولانی و توافق کوتاهمدت است.
نیوزویک 7 دلیل برای ادعای
خود دارد:
1. تاکتیکهای
گروگانگیری جواب میدهد
تنگه هرمز در نیمه اول سال
2025 حدود 20.9 میلیون بشکه در روز نفت و سایر مایعات را عبور میداد که تقریبا
معادل یک پنجم مصرف جهانی مایعات نفتی و بیش از یک چهارم تجارت دریایی نفت است.
این آبراه حدود یک پنجم تجارت جهانی LNG را در سال ۲۰۲۴، عمدتا از قطر، از خود عبور داده بود. بنابراین
پوتین درس استراتژیک واضحی گرفت: «وابستگی، اهرم فشار است».
ایران برای کسب قدرت چانهزنی
نیازی به شکست کامل ایالات متحده نداشت؛ بلکه باید ثبات را به اندازهای پرهزینه میکرد
که دیپلماسی ضروری شود. وزارت امور خارجه ایالات متحده در ماه مه خاطرنشان کرد که
ایران در تلاش است تا عوارض دریافت کند و عبور ایمن را در آنچه مهمترین آبراه
جهان مینامید، به خطر بیندازد.
مارکو روبیو، وزیر امور
خارجه، گفته بود: «چنین عوارضی نه تنها در تنگهها غیرقابل قبول است، بلکه باعث ایجاد
مَنشی میشود که میتواند در چندین آبراه دیگر در سراسر جهان تکرار شود». به نوشته
نیوزویک برای مسکو، این قیاس واضح است. خطوط لوله گاز، مسیرهای غلات، کشتیرانی دریای
سیاه، سرزمینهای اشغالی در اوکراین، تهدیدات هستهای و غیرنظامیان ربوده شده، همگی
زمانی که طرف مقابل به دنبال صلح است، میتوانند به ابزار چانهزنی تبدیل میشوند.
۲. یک الگوی اوکراینی
برای بهره بردن پوتین
در مورد ایران قرار است یک
بازه زمانی ۶۰ روزه تعیین شود برای مذاکرات هستهای پس از تمدید آتشبس که بازگشایی
تنگه هرمز را به همراه دارد. به باور نیوزویک ریتم «اول توقف، بعد حل و فصل» منازعه
همان شکل دیپلماتیکی است که پوتین دوست دارد در اطراف اوکراین ببیند. آتشبسی که برای
روسیه این امکان را فراهم کند که خاک اوکراین را در کنترل خود نگه دارد، به مسکو
زمان میدهد برای خسته کردن طرف مقابل و بستری برای مذاکرات بیپایان است. خطر
واقعی، تبدیل اجبار به جنگ در میدان نبرد به یک فریز دیپلماتیک است. در ایران، مشکل
یک گلوگاه تجاری و در اوکراین، خاک و مردم بود.
طبق گزارشهای رسانهها،
ترامپ در ۱۴ ژوئن با پوتین در مورد ایران و اوکراین صحبت کرد. پوتین نیازی ندارد که ترامپ مدل ایران را کاملا
کپی کند؛ او به واشنگتن نیاز دارد که بنبست قهری را به عنوان یک نقطه شروع قابل
مذاکره در نظر بگیرد.
۳. بحرانی که ثروتی
بادآورده آفرید
بحران ایران
برای مدت کوتاهی بازیگران انرژی تحریمشده روسیه را به ذینفعان اضطراری تبدیل کرد.
در زمان جنگ قیمت نفت رکوردهایی شکست که برای دنیا وحشتناک بود اما قیمت نفت خام
پس از توافق تمدید آتشبس بیش از ۴ درصد کاهش یافت که نشان میدهد بازارها چقدر به
تنگه هرمز وابستهاند.
قبل از امضای تفاهمنامه، قیمتهای
بالاتر نفت، درآمد صادراتی روسیه را افزایش داده بود، حتی در حالی که اقتصاد روسیه
همچنان با کمبود نیروی کار، محدودیتهای ظرفیت زمان جنگ و بهرهوری ضعیف مواجه
بود. حلقه داخلی پوتین در حال بهرهبرداری از بحرانی بود که بسیار دورتر از مرزهای
روسیه در جریان بود. تا چند هفته، انرژی تحریمشده روسیه به اضطراری برای دنیا بهویژه
اروپا تبدیل شد.
حالا توافق بین ایران و
ایالات متحده در شرف پایان دادن به جریان پولیست که راهی کرملین میشد. ایگور سچین،
مدیر اجرایی و رئیس هیات مدیره روسنفت است. الکساندر نواک، معاون نخستوزیر روسیه
و وزیر انرژی سابق این کشور است. در بحرانی که هر بشکه نفت از نظر ژئوپلیتیکی مفید
به نظر میرسید، افرادی چون سچین و نواک که بشکههای نفت را مدیریت میکردند، وزن
بیشتری پیدا کردند. جنگ، نفت روسیه را برای خریدارانی
مهم جلوه کرد که به نفت نیاز داشتند و حالا دیگر منشا آن، تحریم بودن یا نبودنش،
مهم نبود. وحشت به معاملهگران خاکستری، دلالان و تانکرهای نفت روسیه و ناوگان
سایه آن کمک کرد تا در یک بازار پر سر و صدا پنهان شوند.
۴. حق بیمه نفتی
پوتین چه میشود؟
همان آرامش بازاری که به
مصرفکنندگان کمک میکند، به پوتین آسیب میرساند. موسسه اقتصادهای نوظهور بانک
فنلاند (BOFIT) هشدار داده
است که کاهش قیمت صادرات نفت خام روسیه، درآمدهای نفتی این کشور را کاهش میدهد و
رشد تولید ناخالص داخلی روسیه را در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ حدود یک درصد کمتر از مدل
پایه خود خواهد کرد. به گفته مرکز مطالعات شرقی، بودجه ۲۰۲۶ روسیه بر اساس فرضیات
خوشبینانه در مورد قیمت صادرات نفت، رشد و جمعآوری مالیات ساخته شده است. قیمتهای
پایینتر نفت به خودی خود روسیه را از پا درنمیآورند، اما استفاده از هر ابزار ضد
روسی دیگری را آسانتر میکنند.
هر چه تنگه هرمز
پایدار باشد هزینه سیاسی تشدید تحریمهای روسیه کاهش مییابد و این اصلا خوشایند
پوتین نیست. مکانیسم سقف قیمت برای نفت صادراتی روسیه، برای کاهش درآمدهای روسیه و در
عین حال حفظ ثبات بازارهای انرژی جهانی از طریق ادامه عرضه طراحی شده است. وقتی بازارها وحشت
میکنند، اجرای این قانون متوقف میشود. وقتی بازارها آرام هستند، اجرای چنین قانونی
عین همان چیزیست که دنیا میخواهد.
۵. نظارت بر ناوگان
سایه آسانتر میشود
هرج و مرج، زمین مساعدی
برای توسعه لجستیک سایه روسیه است. آرامش به بازرسان، بیمهگران و دولتها فضایی میدهد
برای مانور بیشتر. مرکز تحقیقات انرژی و هوای پاک (CREA) گزارش داده که صادرات نفت دریایی
روسیه در ژانویه ۲۰۲۶، ۱۹ درصد افزایش یافته است که ۴۹ درصد آن توسط تانکرهای سایه
تحریمشده حمل شده است. موسسه دانشکده اقتصاد کییف تخمین زده است که ۱۷۸ تانکر
ناوگان سایه بارگیریشده روسی حامل نفت خام و فرآوردههای نفتی، بنادر روسیه را
ترک کرده یا در دسامبر ۲۰۲۵ انتقال کشتی به کشتی انجام دادهاند و ۸۹ درصد آنها بیش
از ۱۵ سال قدمت دارند.
بیستمین بسته تحریمهای
اتحادیه اروپا علیه روسیه شامل اقدامات گستردهتر ناوگان سایه، ممنوعیت زیرساختهای
بندری مرتبط با دور زدن تحریمها و مبنایی برای ممنوعیت خدمات دریایی آینده برای
نفت خام و فرآوردههای نفتی روسیه بود. حال که قرار است تنگه هرمز بازگشایی شود و
به همین شکل باقی بماند، محمولههای روسی دیگر امنیتی نخواهند داشت. همان تانکرهایی
که در طول بحران مفید به نظر میرسیدند، دوباره قابل جستوجو و توقیف خواهند بود.
۶. وابستگی ایران
به مسکو کمتر میشود
روسیه و ایران در ۱۷ ژانویه
۲۰۲۵ در مسکو پیمان جامع مشارکت استراتژیک را امضا کردند که همکاری در زمینههای
امنیتی، انرژی، مالی، حمل و نقل، صنعت و سایر زمینهها را پوشش میداد. تحلیلگران
موسسه مطالعات جنگ در آن زمان خاطرنشان کردند که این پیمان فاقد بند دفاع متقابل
است. این محدودیت اکنون بسیار مهم است.
روسیه با ایران همسو به نظر
میرسید، اما ایران را از فشاری که وضعیت جدید را ایجاد کرد، نجات نداد. ایران تحریمشده به مسکو نیاز دارد؛ ایرانِ تحریم
نشده میتواند با هر جایی، شاید حتی پکن هم قرارداد امضا کند. مسکو هنوز هم ممکن
است سعی کند روساتم یا سایر نهادهای روسی را به عنوان بازیگران فنی مفید در هر
فرآیند هستهای بعدی در ایران جانمایی کند. روساتم گفته است که به تعهدات خود برای
تامین سوخت و قطعات یدکی برای نیروگاه هستهای بوشهر ایران عمل کرده و به کار بر
روی واحدهای دو و سه نیروگاه بوشهر را ادامه میدهد. با این حال، ایرانِ بازسازیشده
و از تحریم رها شده، گزینههای بیشتری دارد برای توافقات اقتصادی از جمله با چین،
خلیج فارس، اروپا و غیره.
7. این توافق به
غرب فرصت بهتری میدهد برای مقابله با اقتصاد جنگی روسیه
زشتترین نتیجه برای پوتین
این است که توافق ایران، روسیه را دوباره به هدف اصلی تبدیل کند. در طول بحران
هرمز، دولتهای غربی دلیلی برای حرکت محتاطانه داشتند. اگر نفت روسیه را بیش از حد
تحت فشار قرار میدادند، خطر شوک دیگری را به بازار انرژی وارد میکردند که پیشتر
هم دچار بحران بود. به محض آرام شدن تنگه هرمز، این بهانه تضعیف میشود. این امر
برای روسیه بدتر از، از دست دادن حق بیمه نفت است، زیرا محیط عملیاتی پیرامون
اقتصاد جنگی روسیه را تغییر میدهد. قیمتهای پایینتر نفت خام، بودجه مسکو را
کاهش میدهد و بازارهای کشتیرانی آرامتر، اجرای برنامه توقیف ناوگان سایه روسیه
را آسانتر میکنند.
هراس کمتر از انرژی خلیج
فارس، به اوکراین فضای بیشتری میدهد تا بدون اینکه به خاطر افزایش قیمت جهانی
سرزنش شود، به پالایشگاهها، انبارها، بنادر و زیرساختهای خط لوله روسیه حمله
کند.
بر اساس تحلیل موسسه بیکر
از کمپین کییف علیه زیرساختهای انرژی روسیه، اوکراین پیش از این به زنجیره ارزش
انرژی روسیه، از جمله سکوهای نفتی، ایستگاههای پمپاژ خط لوله، زیرساختهای برق،
سایتهای ذخیرهسازی نفت، بنادر و پالایشگاهها حمله کرده است.
همین تحلیل میگوید فروش
نفت خام و فرآوردههای پالایششده منبع اصلی درآمد خارجی روسیه است و تا حد زیادی
هزینههای جنگ آن را تامین میکند. این بخش ناخوشایند ماجرا برای پوتین است: این توافق نه تنها بحرانی را از بین میبرد که روسیه را برای دنیا تبدیل کرده
بود به کشور مفید، بلکه این توافق ممکن است به دشمنان او دست بازتری برای حمله به
سیستمهای درآمد، کشتیرانی و سوخت روسیه که منبع تامین مالی جنگ علیه اوکراین است،
بدهد.
هنگامی که تنگه هرمز آرام
شود، اوکراین فضای بیشتری برای تخریب سیستم سوخت روسیه خواهد داشت. هنگامی که قیمت
نفت کاهش یابد، دولتهای غربی فضای بیشتری برای فشار بر ناوگان سایه، کاهش سقف قیمت،
قرار دادن کشتیها در لیست سیاه و فشار بر بیمهگران خواهند داشت. هنگامی که ایران
از انزوا بیرون بیاید، نقش روسیه به عنوان واسطه ضد غربی تضعیف میشود.
چین: ترجیح تنگه
هرمز باز به تنگه هرمز بسته
چین نسبت به اکثر کشورها از
بحران ایران مصون مانده است. نفت و گاز حدود سه چهارم کل مصرف انرژی در ایالات
متحده را تشکیل میدهد، در حالی که این رقم در چین کمتر از یک سوم است. در مقابل،
زغال سنگ همچنان منبع انرژی غالب چین است و کمی بیش از نیمی از مصرف انرژی چین را
تشکیل میدهد، در حالی که انرژیهای تجدیدپذیر حدود یک پنجم تا یک چهارم برق مورد
نیازش را تامین میکنند. پکن همچنین ذخایر عظیم نفتی دارد که در صورت مواجهه با
کمبود جدی عرضه میتواند آنها را آزاد کند.
در تحلیلی در وبسایت
اندیشکده شورای آتلانتیک آمده که پکن تنگه هرمز باز را به تنگه هرمز بسته ترجیح میدهد،
اما چین هنوز به نقاط ضعف اقتصادی واقعی در این بحران نرسیده است. نگرانی اصلی آن
ثبات اقتصاد جهانی است. تقریبا همه دیگر کشورها بیشتر از چین به جریان نفت از طریق
تنگه هرمز وابسته هستند، اما همه دیگر کشورها نیز مشتریان صادرات چین هستند و درد
اقتصادی جهانی در نهایت به دردی برای چین بدل می شود. در نتیجه، تمرکز اصلی پکن بر تثبیت بازار جهانی نفت بوده است، که این
کار را به چند طریق انجام داده است: کاهش واردات خود، در دسترس قرار دادن عرضه بیشتر
در سطح جهانی و پایین نگه داشتن قیمتها نسبت به زمانی که بحران تنگه هرمز ایجاد
نشده بود.
برخی تحلیلگران بر این
باورند که به دلیل روابط خاص ایران و چین، تا اینجا به نظر میرسد که این بحران
برای پکن یک برد بوده است. از نظر اقتصادی، اگر تنگه هرمز باز شود، واردات نفت و
گاز با نرخ پایینتر برای چین (و کشورهایی که محصولات چین را خریداری میکنند)
آسانتر میشود. این واقعیت که این توافق به ایران اجازه میدهد پس از شصت روز، هزینههای
ترانزیت را از کشتیهای تجاری دریافت کند، نشان میدهد که تجارت انرژی به زودی با یک
سیستم قیمتگذاری مواجه خواهد شد و چین مطمئنا انتظار دارد که در مقایسه با ایالات
متحده، نرخهای مطلوبتری دریافت کند.
در بخش دیپلماتیک و نظامی،
از نظر پکن، درگیری ایران محدودیتهای قدرت نظامی ایالات متحده را نشان داد. ایالات
متحده میلیاردها دلار برای جنگ ایران هزینه کرد، ذخایر تسلیحاتی خود را کاهش داد و
منابع نظامی را از آسیا و اقیانوسیه به سمت خاورمیانه کشاند. وانگ یی، وزیر امور
خارجه چین، در جریان تماس تلفنی با همتای ایرانی خود گفت که پکن از این توافق
استقبال میکند. در نهایت، ممکن است چین از ایران یا ایالات متحده ذینفعتر باشد
آن هم در حالی که برای رسیدن به این هدف، میلیاردها دلار هزینه نکرده و ذخایر نظامی
خود را کاهش نداده است.
تحلیلگران چینی میگویند که
بازگشایی تنگه هرمز باید به پکن اجازه دهد ذخایر استراتژیک نفت خام خود را دوباره
پر کند و از کاهش قیمت نفت بهرهمند شود. از طرفی چین انتظار دارد پالایشگاههای تیپات
این کشور که به دلیل واردات نفت ایران تحریمشده شدهاند از این روند دیپلماتیک
سود برده از تحریم رهایی یابند.
با این حال آسیا تایمز در
تحلیل نوشته است که با آزاد شدن داراییهای مسدود شده ایران توسط دولتهای غربی و
اجازه دادن به تهران برای فروش قانونی نفت خام، چین تخفیفهایی را که با واردات
نفت ایران از طریق ناوگان سایه از دست خواهد داد.
آسیا تایمز به نقل از
تحلیلگران خود مینویسد: احتمالا پس از آشتی آمریکا و
ایران، قیمتهای بینالمللی نفت کاهش خواهد یافت که برای چین یک شمشیر دولبه است.
در کوتاهمدت، قیمتهای پایینتر نفت هزینههای لجستیک را کاهش داده و تورم را
کاهش میدهد. اما در درازمدت، نفت ارزان، روند حرکت به سمت انرژیهای جدید را کند
میکند و چین در معرض از دست دادن موقعیت ممتازی قرار میگیرد که در طول سالهای
تحریم ایران از آن نفع برده بود.
تحلیلگران بر این باورند که
به محض اینکه درهای تهران دوباره به روی جهان باز شود، شرکتهای اروپایی، ژاپنی و
کره جنوبی برای رقابت بر سر نفت خامی به منطقه هجوم خواهند آورد که زمانی چین در آن
آقایی میکرد. اما از طرفی خاورمیانهای باثباتتر برای طرح کمربند و جاده (BRI) چین هم
مزایایی دارد. پکن به میانجیگری در آشتی عربستان و ایران کمک کرد و در مذاکرات آمریکا
و ایران نیز پشت پرده نقش ایفا کرد. نفوذ چین در منطقه به وضوح در حال افزایش است
و کشورهای خاورمیانه هنگام سنجش روابط خود با قدرتهای بزرگ، به طور فزایندهای به
شرق نگاه خواهند کرد.
طبق گزارشهای رسانهها، از
زمان آغاز جنگ آمریکا و ایران در 28 فوریه، این جنگ عرضه بنزین چین را در دو جبهه
تحت فشار قرار داده است. اختلال در جریان نفت خام از طریق تنگه هرمز، انتظارات قیمت
جهانی نفت را افزایش داد و حاشیه سود پالایشگاههای چینی را کاهش داد. در عین حال،
با توجه به بیثباتی قیمت سوخت، بسیاری از مصرفکنندگان چینی به خرید خودروهای برقی
روی آوردند که این امر تقاضای داخلی برای بنزین را کاهش داد و پالایشگاههای مستقل
این کشور را تحت فشار فزایندهای برای کاهش تولید قرار داد.
به نوشته رسانههای شرق
آسیا، وقتی برای اولین بار در ماه مارس، حمل و نقل نفت خام از طریق تنگه هرمز قطع
شد، مقامات چینی به پالایشگاههای مستقل دستور دادند که حتی با وجود ضرر، تولید
بالای بنزین و گازوئیل را حفظ کنند و هشدار دادند که کاهش نرخ بهرهبرداری میتواند
منجر به کاهش سهمیه واردات نفت خام آنها شود. به برخی از پالایشگاههای تیپات
ضررده، تنها پس از آنکه پکن شاهد کاهش تقاضای داخلی بنزین بود، اجازه کاهش تولید
داده شد. به هر حال برداشته شدن تحریمهای ایران
احتمالا برای روسیه اصلا خوشایند نخواهد بود، اما برای چین میتواند محل رقابتی
جدید پیدا شود برای سرمایهگذاریهای بیشتر. خاورمیانه امن برای تمام آنهایی که به
فکر اقتصاد هستند، خوشایند خواهد بود.
12:14:42 query returned open=false
12:15:04 dblclick "توافق ایران: روسیه سرخورده، چین رقابتی
برقراری صلح بین ایران و آمریکا چه تاثیری بر سیاستهای چین و روسیه خواهد داشت؟
فاطمه لطفی
هیچ منطقهای در جهان به اندازه کشورهای حاشیه خلیج فارس نفت و گاز تولید نمیکند. بیشتر این نفت و گاز هم فقط از طریق نفتکشهایی قابل انتقال هستند که از تنگه هرمز عبور میکنند؛ آبراهی که از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اواخر فوریه، بیش از سه ماه عملا بسته بوده است. اما در این میان سوال بسیار مهمتری مطرح است که نقش روسیه و چین در این جنگ چه بوده و حالا که تفاهمنامه امضا شده است، این دو کشور چه نگاهی به احتمال انعقاد یک توافق بلندمدت بین ایران و ایالات متحده دارند.
روسیه: قدرتی که از دست میرود
نشریه نیوزویک در تحلیلی بر نقش و جایگاه روسیه در جنگ و تفاهم بین ایران و ایالات متحده، مثال جابی را مطرح میکند. این نشریه به آخرین صحنههای فیلم وسترن اسپاگتی «خوب، بد، زشت» اشاره دارد؛ همان صحنهای که سه مرد مسلح در هر راس یک مثلث سعی میکنند با ایجاد تردید در دو راس دیگر، زنده بمانند. نیوزویک مینویسد: چارچوبی که دونالد ترامپ در قبال ایران به بوته آزمایش گذاشت یک بنبست مکزیکی همانند آن فیلم دارد: واشنگتن میخواهد تنگه هرمز بازگشایی شود، تهران خواهان رسیدن به آرامش است و مسکو میخواهد بحران ادامه یابد چون به نفع روسیه است. به باور نیوزویک اگر این توافق نهایی شود، وضعیت اضطراری که برای روسیه بسیار مفید بود، از بین میرود، در مقابل ایرانی با قدرت بیشتر را برجا میگذارد. برای ولادیمیر پوتین، این نتیجه برای نظریه قدرت او «خوب»، برای ترازنامهاش «بد» و برای اهرم بلندمدتش در منطقه و جهان «زشت» است. روسیه خواهان هرج و مرج طولانی و توافق کوتاهمدت است.
نیوزویک 7 دلیل برای ادعای خود دارد:
1. تاکتیکهای گروگانگیری جواب میدهد
تنگه هرمز در نیمه اول سال 2025 حدود 20.9 میلیون بشکه در روز نفت و سایر مایعات را عبور میداد که تقریبا معادل یک پنجم مصرف جهانی مایعات نفتی و بیش از یک چهارم تجارت دریایی نفت است. این آبراه حدود یک پنجم تجارت جهانی LNG را در سال ۲۰۲۴، عمدتا از قطر، از خود عبور داده بود. بنابراین پوتین درس استراتژیک واضحی گرفت: «وابستگی، اهرم فشار است».
ایران برای کسب قدرت چانهزنی نیازی به شکست کامل ایالات متحده نداشت؛ بلکه باید ثبات را به اندازهای پرهزینه میکرد که دیپلماسی ضروری شود. وزارت امور خارجه ایالات متحده در ماه مه خاطرنشان کرد که ایران در تلاش است تا عوارض دریافت کند و عبور ایمن را در آنچه مهمترین آبراه جهان مینامید، به خطر بیندازد.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، گفته بود: «چنین عوارضی نه تنها در تنگهها غیرقابل قبول است، بلکه باعث ایجاد مَنشی میشود که میتواند در چندین آبراه دیگر در سراسر جهان تکرار شود». به نوشته نیوزویک برای مسکو، این قیاس واضح است. خطوط لوله گاز، مسیرهای غلات، کشتیرانی دریای سیاه، سرزمینهای اشغالی در اوکراین، تهدیدات هستهای و غیرنظامیان ربوده شده، همگی زمانی که طرف مقابل به دنبال صلح است، میتوانند به ابزار چانهزنی تبدیل میشوند.
۲. یک الگوی اوکراینی برای بهره بردن پوتین
در مورد ایران قرار است یک بازه زمانی ۶۰ روزه تعیین شود برای مذاکرات هستهای پس از تمدید آتشبس که بازگشایی تنگه هرمز را به همراه دارد. به باور نیوزویک ریتم «اول توقف، بعد حل و فصل» منازعه همان شکل دیپلماتیکی است که پوتین دوست دارد در اطراف اوکراین ببیند. آتشبسی که برای روسیه این امکان را فراهم کند که خاک اوکراین را در کنترل خود نگه دارد، به مسکو زمان میدهد برای خسته کردن طرف مقابل و بستری برای مذاکرات بیپایان است. خطر واقعی، تبدیل اجبار به جنگ در میدان نبرد به یک فریز دیپلماتیک است. در ایران، مشکل یک گلوگاه تجاری و در اوکراین، خاک و مردم بود.
طبق گزارشهای رسانهها، ترامپ در ۱۴ ژوئن با پوتین در مورد ایران و اوکراین صحبت کرد. پوتین نیازی ندارد که ترامپ مدل ایران را کاملا کپی کند؛ او به واشنگتن نیاز دارد که بنبست قهری را به عنوان یک نقطه شروع قابل مذاکره در نظر بگیرد.
۳. بحرانی که ثروتی بادآورده آفرید
بحران ایران برای مدت کوتاهی بازیگران انرژی تحریمشده روسیه را به ذینفعان اضطراری تبدیل کرد. در زمان جنگ قیمت نفت رکوردهایی شکست که برای دنیا وحشتناک بود اما قیمت نفت خام پس از توافق تمدید آتشبس بیش از ۴ درصد کاهش یافت که نشان میدهد بازارها چقدر به تنگه هرمز وابستهاند.
قبل از امضای تفاهمنامه، قیمتهای بالاتر نفت، درآمد صادراتی روسیه را افزایش داده بود، حتی در حالی که اقتصاد روسیه همچنان با کمبود نیروی کار، محدودیتهای ظرفیت زمان جنگ و بهرهوری ضعیف مواجه بود. حلقه داخلی پوتین در حال بهرهبرداری از بحرانی بود که بسیار دورتر از مرزهای روسیه در جریان بود. تا چند هفته، انرژی تحریمشده روسیه به اضطراری برای دنیا بهویژه اروپا تبدیل شد.
حالا توافق بین ایران و ایالات متحده در شرف پایان دادن به جریان پولیست که راهی کرملین میشد. ایگور سچین، مدیر اجرایی و رئیس هیات مدیره روسنفت است. الکساندر نواک، معاون نخستوزیر روسیه و وزیر انرژی سابق این کشور است. در بحرانی که هر بشکه نفت از نظر ژئوپلیتیکی مفید به نظر میرسید، افرادی چون سچین و نواک که بشکههای نفت را مدیریت میکردند، وزن بیشتری پیدا کردند. جنگ، نفت روسیه را برای خریدارانی مهم جلوه کرد که به نفت نیاز داشتند و حالا دیگر منشا آن، تحریم بودن یا نبودنش، مهم نبود. وحشت به معاملهگران خاکستری، دلالان و تانکرهای نفت روسیه و ناوگان سایه آن کمک کرد تا در یک بازار پر سر و صدا پنهان شوند.
۴. حق بیمه نفتی پوتین چه میشود؟
همان آرامش بازاری که به مصرفکنندگان کمک میکند، به پوتین آسیب میرساند. موسسه اقتصادهای نوظهور بانک فنلاند (BOFIT) هشدار داده است که کاهش قیمت صادرات نفت خام روسیه، درآمدهای نفتی این کشور را کاهش میدهد و رشد تولید ناخالص داخلی روسیه را در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ حدود يک درصد کمتر از مدل پایه خود خواهد کرد. به گفته مرکز مطالعات شرقی، بودجه ۲۰۲۶ روسیه بر اساس فرضیات خوشبینانه در مورد قیمت صادرات نفت، رشد و جمعآوری مالیات ساخته شده است. قیمتهای پایینتر نفت به خودی خود روسیه را از پا درنمیآورند، اما استفاده از هر ابزار ضد روسی دیگری را آسانتر میکنند.
هر چه تنگه هرمز پایدار باشد هزینه سیاسی تشدید تحریمهای روسیه کاهش مییابد و این اصلا خوشایند پوتین نیست. مکانیسم سقف قیمت برای نفت صادراتی روسیه، برای کاهش درآمدهای روسیه و در عین حال حفظ ثبات بازارهای انرژی جهانی از طریق ادامه عرضه طراحی شده است. وقتی بازارها وحشت میکنند، اجرای این قانون متوقف میشود. وقتی بازارها آرام هستند، اجرای چنین قانونی عین همان چیزیست که دنیا میخواهد.
۵. نظارت بر ناوگان سایه آسانتر میشود
هرج و مرج، زمین مساعدی برای توسعه لجستیک سایه روسیه است. آرامش به بازرسان، بیمهگران و دولتها فضایی میدهد برای مانور بیشتر. مرکز تحقیقات انرژی و هوای پاک (CREA) گزارش داده که صادرات نفت دریایی روسیه در ژانویه ۲۰۲۶، ۱۹ درصد افزایش یافته است که ۴۹ درصد آن توسط تانکرهای سایه تحریمشده حمل شده است. موسسه دانشکده اقتصاد کییف تخمین زده است که ۱۷۸ تانکر ناوگان سایه بارگیریشده روسی حامل نفت خام و فرآوردههای نفتی، بنادر روسیه را ترک کرده یا در دسامبر ۲۰۲۵ انتقال کشتی به کشتی انجام دادهاند و ۸۹ درصد آنها بیش از ۱۵ سال قدمت دارند.
بیستمین بسته تحریمهای اتحادیه اروپا علیه روسیه شامل اقدامات گستردهتر ناوگان سایه، ممنوعیت زیرساختهای بندری مرتبط با دور زدن تحریمها و مبنایی برای ممنوعیت خدمات دریایی آینده برای نفت خام و فرآوردههای نفتی روسیه بود. حال که قرار است تنگه هرمز بازگشایی شود و به همین شکل باقی بماند، محمولههای روسی دیگر امنیتی نخواهند داشت. همان تانکرهایی که در طول بحران مفید به نظر میرسیدند، دوباره قابل جستوجو و توقیف خواهند بود.
۶. وابستگی ایران به مسکو کمتر میشود
روسیه و ایران در ۱۷ ژانویه ۲۰۲۵ در مسکو پیمان جامع مشارکت استراتژیک را امضا کردند که همکاری در زمینههای امنیتی، انرژی، مالی، حمل و نقل، صنعت و سایر زمینهها را پوشش میداد. تحلیلگران موسسه مطالعات جنگ در آن زمان خاطرنشان کردند که این پیمان فاقد بند دفاع متقابل است. این محدودیت اکنون بسیار مهم است.
روسیه با ایران همسو به نظر میرسید، اما ایران را از فشاری که وضعیت جدید را ایجاد کرد، نجات نداد. ایران تحریمشده به مسکو نیاز دارد؛ ایرانِ تحریم نشده میتواند با هر جایی، شاید حتی پکن هم قرارداد امضا کند. مسکو هنوز هم ممکن است سعی کند روساتم یا سایر نهادهای روسی را به عنوان بازیگران فنی مفید در هر فرآیند هستهای بعدی در ایران جانمایی کند. روساتم گفته است که به تعهدات خود برای تامین سوخت و قطعات یدکی برای نیروگاه هستهای بوشهر ایران عمل کرده و به کار بر روی واحدهای دو و سه نیروگاه بوشهر را ادامه میدهد. با این حال، ایرانِ بازسازیشده و از تحریم رها شده، گزینههای بیشتری دارد برای توافقات اقتصادی از جمله با چین، خلیج فارس، اروپا و غیره.
7. این توافق به غرب فرصت بهتری میدهد برای مقابله با اقتصاد جنگی روسیه
زشتترین نتیجه برای پوتین این است که توافق ایران، روسیه را دوباره به هدف اصلی تبدیل کند. در طول بحران هرمز، دولتهای غربی دلیلی برای حرکت محتاطانه داشتند. اگر نفت روسیه را بیش از حد تحت فشار قرار میدادند، خطر شوک دیگری را به بازار انرژی وارد میکردند که پیشتر هم دچار بحران بود. به محض آرام شدن تنگه هرمز، این بهانه تضعیف میشود. این امر برای روسیه بدتر از، از دست دادن حق بیمه نفت است، زیرا محیط عملیاتی پیرامون اقتصاد جنگی روسیه را تغییر میدهد. قیمتهای پایینتر نفت خام، بودجه مسکو را کاهش میدهد و بازارهای کشتیرانی آرامتر، اجرای برنامه توقیف ناوگان سایه روسیه را آسانتر میکنند.
هراس کمتر از انرژی خلیج فارس، به اوکراین فضای بیشتری میدهد تا بدون اینکه به خاطر افزایش قیمت جهانی سرزنش شود، به پالایشگاهها، انبارها، بنادر و زیرساختهای خط لوله روسیه حمله کند.
بر اساس تحلیل موسسه بیکر از کمپین کییف علیه زیرساختهای انرژی روسیه، اوکراین پیش از این به زنجیره ارزش انرژی روسیه، از جمله سکوهای نفتی، ایستگاههای پمپاژ خط لوله، زیرساختهای برق، سایتهای ذخیرهسازی نفت، بنادر و پالایشگاهها حمله کرده است.
همین تحلیل میگوید فروش نفت خام و فرآوردههای پالایششده منبع اصلی درآمد خارجی روسیه است و تا حد زیادی هزینههای جنگ آن را تامین میکند. این بخش ناخوشایند ماجرا برای پوتین است: این توافق نه تنها بحرانی را از بین میبرد که روسیه را برای دنیا تبدیل کرده بود به کشور مفید، بلکه این توافق ممکن است به دشمنان او دست بازتری برای حمله به سیستمهای درآمد، کشتیرانی و سوخت روسیه که منبع تامین مالی جنگ علیه اوکراین است، بدهد.
هنگامی که تنگه هرمز آرام شود، اوکراین فضای بیشتری برای تخریب سیستم سوخت روسیه خواهد داشت. هنگامی که قیمت نفت کاهش یابد، دولتهای غربی فضای بیشتری برای فشار بر ناوگان سایه، کاهش سقف قیمت، قرار دادن کشتیها در لیست سیاه و فشار بر بیمهگران خواهند داشت. هنگامی که ایران از انزوا بیرون بیاید، نقش روسیه به عنوان واسطه ضد غربی تضعیف میشود.
چین: ترجیح تنگه هرمز باز به تنگه هرمز بسته
چین نسبت به اکثر کشورها از بحران ایران مصون مانده است. نفت و گاز حدود سه چهارم کل مصرف انرژی در ایالات متحده را تشکیل میدهد، در حالی که این رقم در چین کمتر از یک سوم است. در مقابل، زغال سنگ همچنان منبع انرژی غالب چین است و کمی بیش از نیمی از مصرف انرژی چین را تشکیل میدهد، در حالی که انرژیهای تجدیدپذیر حدود یک پنجم تا یک چهارم برق مورد نیازش را تامین میکنند. پکن همچنین ذخایر عظیم نفتی دارد که در صورت مواجهه با کمبود جدی عرضه میتواند آنها را آزاد کند.
در تحلیلی در وبسایت اندیشکده شورای آتلانتیک آمده که پکن تنگه هرمز باز را به تنگه هرمز بسته ترجیح میدهد، اما چین هنوز به نقاط ضعف اقتصادی واقعی در این بحران نرسیده است. نگرانی اصلی آن ثبات اقتصاد جهانی است. تقریبا همه دیگر کشورها بیشتر از چین به جریان نفت از طریق تنگه هرمز وابسته هستند، اما همه دیگر کشورها نیز مشتریان صادرات چین هستند و درد اقتصادی جهانی در نهایت به دردی برای چین بدل می شود. در نتیجه، تمرکز اصلی پکن بر تثبیت بازار جهانی نفت بوده است، که این کار را به چند طریق انجام داده است: کاهش واردات خود، در دسترس قرار دادن عرضه بیشتر در سطح جهانی و پایین نگه داشتن قیمتها نسبت به زمانی که بحران تنگه هرمز ایجاد نشده بود.
برخی تحلیلگران بر این باورند که به دلیل روابط خاص ایران و چین، تا اینجا به نظر میرسد که این بحران برای پکن یک برد بوده است. از نظر اقتصادی، اگر تنگه هرمز باز شود، واردات نفت و گاز با نرخ پایینتر برای چین (و کشورهایی که محصولات چین را خریداری میکنند) آسانتر میشود. این واقعیت که این توافق به ایران اجازه میدهد پس از شصت روز، هزینههای ترانزیت را از کشتیهای تجاری دریافت کند، نشان میدهد که تجارت انرژی به زودی با یک سیستم قیمتگذاری مواجه خواهد شد و چین مطمئنا انتظار دارد که در مقایسه با ایالات متحده، نرخهای مطلوبتری دریافت کند.
در بخش دیپلماتیک و نظامی، از نظر پکن، درگیری ایران محدودیتهای قدرت نظامی ایالات متحده را نشان داد. ایالات متحده میلیاردها دلار برای جنگ ایران هزینه کرد، ذخایر تسلیحاتی خود را کاهش داد و منابع نظامی را از آسیا و اقیانوسیه به سمت خاورمیانه کشاند. وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، در جریان تماس تلفنی با همتای ایرانی خود گفت که پکن از این توافق استقبال میکند. در نهایت، ممکن است چین از ایران یا ایالات متحده ذینفعتر باشد آن هم در حالی که برای رسیدن به این هدف، میلیاردها دلار هزینه نکرده و ذخایر نظامی خود را کاهش نداده است.
تحلیلگران چینی میگویند که بازگشایی تنگه هرمز باید به پکن اجازه دهد ذخایر استراتژیک نفت خام خود را دوباره پر کند و از کاهش قیمت نفت بهرهمند شود. از طرفی چین انتظار دارد پالایشگاههای تیپات این کشور که به دلیل واردات نفت ایران تحریمشده شدهاند از این روند دیپلماتیک سود برده از تحریم رهایی یابند.
با این حال آسیا تایمز در تحلیل نوشته است که با آزاد شدن داراییهای مسدود شده ایران توسط دولتهای غربی و اجازه دادن به تهران برای فروش قانونی نفت خام، چین تخفیفهایی را که با واردات نفت ایران از طریق ناوگان سایه از دست خواهد داد.
آسیا تایمز به نقل از تحلیلگران خود مینویسد: احتمالا پس از آشتی آمریکا و ایران، قیمتهای بینالمللی نفت کاهش خواهد یافت که برای چین یک شمشیر دولبه است. در کوتاهمدت، قیمتهای پایینتر نفت هزینههای لجستیک را کاهش داده و تورم را کاهش میدهد. اما در درازمدت، نفت ارزان، روند حرکت به سمت انرژیهای جدید را کند میکند و چین در معرض از دست دادن موقعیت ممتازی قرار میگیرد که در طول سالهای تحریم ایران از آن نفع برده بود.
تحلیلگران بر این باورند که به محض اینکه درهای تهران دوباره به روی جهان باز شود، شرکتهای اروپایی، ژاپنی و کره جنوبی برای رقابت بر سر نفت خامی به منطقه هجوم خواهند آورد که زمانی چین در آن آقایی میکرد. اما از طرفی خاورمیانهای باثباتتر برای طرح کمربند و جاده (BRI) چین هم مزایایی دارد. پکن به میانجیگری در آشتی عربستان و ایران کمک کرد و در مذاکرات آمریکا و ایران نیز پشت پرده نقش ایفا کرد. نفوذ چین در منطقه به وضوح در حال افزایش است و کشورهای خاورمیانه هنگام سنجش روابط خود با قدرتهای بزرگ، به طور فزایندهای به شرق نگاه خواهند کرد.
طبق گزارشهای رسانهها، از زمان آغاز جنگ آمریکا و ایران در 28 فوریه، این جنگ عرضه بنزین چین را در دو جبهه تحت فشار قرار داده است. اختلال در جریان نفت خام از طریق تنگه هرمز، انتظارات قیمت جهانی نفت را افزایش داد و حاشیه سود پالایشگاههای چینی را کاهش داد. در عین حال، با توجه به بیثباتی قیمت سوخت، بسیاری از مصرفکنندگان چینی به خرید خودروهای برقی روی آوردند که این امر تقاضای داخلی برای بنزین را کاهش داد و پالایشگاههای مستقل این کشور را تحت فشار فزایندهای برای کاهش تولید قرار داد.
به نوشته رسانههای شرق آسیا، وقتی برای اولین بار در ماه مارس، حمل و نقل نفت خام از طريق تنگه هرمز قطع شد، مقامات چینی به پالایشگاههای مستقل دستور دادند که حتی با وجود ضرر، تولید بالای بنزین و گازوئیل را حفظ کنند و هشدار دادند که کاهش نرخ بهرهبرداری میتواند منجر به کاهش سهمیه واردات نفت خام آنها شود. به برخی از پالایشگاههای تیپات ضررده، تنها پس از آنکه پکن شاهد کاهش تقاضای داخلی بنزین بود، اجازه کاهش تولید داده شد. به هر حال برداشته شدن تحریمهای ایران احتمالا برای روسیه اصلا خوشایند نخواهد بود، اما برای چین میتواند محل رقابتی جدید پیدا شود برای سرمایهگذاریهای بیشتر. خاورمیانه امن برای تمام آنهایی که به فکر اقتصاد هستند، خوشایند خواهد بود." sidepanelOpen=false autoUpdate=true isAdv=true
12:16:10 dblclick "توافق ایران: روسیه سرخورده، چین رقابتی" sidepanelOpen=false autoUpdate=true isAdv=false
12:16:18 dblclick "برقراری صلح بین ایران و آمریکا چه تاثیری بر سیاستهای چین و روسیه خواهد داشت؟" sidepanelOpen=false autoUpdate=true isAdv=true