فاطمه لطفی
در فصلی که گذشت تفاهمنامه
بین ایران و ایالات متحده امضا شد. اما اینکه دو کشور بعد از چهار دهه خصومت، حالا
در سطح بالاترین مقامات رسمی بخواهند پشت میز امضای یک تفاهمنامه بنشینند پیچیدگیهای
خاص خود را دارد و به هیچ عنوان نمیتواند به راحتی انجام شود. اما آنچه که مشخص
است و خبرهایی که در خبرگزاریهای بینالمللی منتشر میشوند نشان میدهد، گویا همه
دنیا از امضای این تفاهمنامه کموبیش راضیاند و از آن استقبال کردهاند به غیر
از مقامات رژیم صهیونیستی و اپوزیسیون پوشالی ایران! این دو گروه همچنان بر طبل
ادامه جنگ میکوبند. تکلیف اولی که مشخص است چرا به دنبال جنگ است. صهیونیستها به
دنبال اجرای طرح اسرائیل بزرگ هستند و ایران مانع اصلی این طرح است. اما دومی چرا
عزم جزمی دارد برای نابودی ایران؟ پاسخ این سوال را احتمالا حتی خود سران این
اپوزیسیون هم نمیدانند. به هر حال هم این جنگ و هم امضای تفاهمنامه تمام دنیا را
تحت تاثیر قرار داده است. پیشتر در شماره قبلی ماهنامه «دنیای انرژی» از اثرات جنگ
و بسته بودن تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی نوشتیم. در این شماره اثرات امضای تفاهمنامه
و شروع مذاکرات ایران و ایالات متحده بر دنیا را بررسی خواهیم کرد.
هنوز راه زیادی
باقی مانده
برخی کارشناسان مسائل بینالمللی
با خوشحالی از این توافق استقبال کردهاند، برخی اما هنوز شک و تردیدهای بسیاری را
مطرح میکنند. "ری تکیه"، عضو ارشد مطالعات
خاورمیانه در شورای روابط خارجی آمریکا (CFR) در موسسه حسیب جی. صباغ، معتقد است با توجه به اینکه بسیاری از
مسائل اساسی در این سند منتشر شده به دورههای بعدی موکول شدهاند، نمیتوان این
توافق را واضح دید. به اعتقاد این کارشناس امیدواری آینده بسیار دشوار است چون
مسئله هستهای بخشی از توافق نیست، اما رفتار اسرائیل در لبنان بخشی از آن است. مسئله
اورانیوم غنیشده حل نشده و جمهوری اسلامی از کسب درآمد از تنگه هرمز دست نکشیده
است.
الیوت آبرامز، پژوهشگر ارشد
مطالعات خاورمیانه در شورای روابط خارجی آمریکا هم موضوع اسرائیل را پیش کشیده و
از دلایل این رژیم برای مخالفت با توافق هستهای نوشته است. از جمله این دلایل این
است که این تفاهمنامه به ایران اجازه میدهد تا به غنیسازی اورانیوم در سطحی خاص
ادامه دهد. درحالی که اسرائیل میخواست تمام برنامه هستهای ایران بهطور کامل
برچیده شود.
دلیل دوم هم لبنان است که توانست
این توافق را با رویدادهای این کشور مرتبط کند و این خود یک شکست و نگرانی بزرگ
برای اسرائیل است. سومین دلیل اما لغو تمام تحریمهای ایران و آزادسازی میلیاردها
دلار از داراییهای مسدود شده ایران است که تبدیل به نگرانی جدی اسرائیلیها شده
است.
استیون ای. کوک، پژوهشگر ارشد مطالعات خاورمیانه و آفریقا در شورای روابط
خارجی معتقد است این تفاهمنامه تضمین میدهد که تهدید فوری پهپادها و موشکهای ایرانی
را کاهش دهد. اما هر چقدر هم که کشورهای خلیج فارس از این وقفه در خشونت استقبال
کنند، جنگ و بهدنبال آن این تفاهمنامه منطقه را به گونهای تغییر خواهد داد که
لزوما به نفع متحدان ایالات متحده در آنجا نخواهد بود. به اعتقاد این
کارشناس مسائل سیاسی، کشورهای خلیج فارس از این جنگ حمایت نکردند، اما اکنون
مجبورند با پیامدهای این درگیری مقابله و بدون کمک ایالات متحده با پیامدهای آن
دست و پنجه نرم کنند.
برایان کاتولیس، کارشناس موسسه خاورمیانه معتقد است جنگی که آمریکا و
اسرائیل علیه ایران آغاز کردهاند، به اهداف اعلام شده خود نرسیده است و توافق بعد
از آن هم ایران را قدرتمندتر از گذشته خواهد کرد. کولبی کانلی از همین
موسسه خاورمیانه هم باور دارد که توافق اولیه ایالات متحده و ایران، عاملیست برای
بازگشایی تنگه هرمز و از بین بردن بزرگترین اختلال در عرضه نفت و گاز در تاریخ. این
تحول، خبر خوشی برای تولیدکنندگان انرژی در خلیج فارس و کشورهای مصرفکننده در
سراسر جهان است اما این فرآیند ماهها طول خواهد کشید و تولیدکنندگان با محدودیتهای
منحصر به فردی روبرو هستند، به این معنی که سرعت از سرگیری تولید در منطقه یکسان نخواهد
بود. بازگرداندن اعتماد به توانایی کشتیرانی برای عبور از تنگه باید در اولویت
اول قرار گیرد. تنها پس از برطرف شدن این مشکلات است که تولیدکنندگان میتوانند
چالشهای مرتبه دوم، مانند انبارهای انباشته از نفت و کالا، محدودیتهای زنجیره تامین
و سایر عواملی را حل کنند که موانعی هستند برای رسیدن به سطح تولید قبل از درگیری.
تبدیل بقا به اهرم فشار
با بررسی بسیاری از رسانهها
به این نتیجه میرسیم تقریبا تمامی کارشناسان بینالمللی بر این باور هستند که
ایران برنده مفاد این تفاهمنامه است. سینا عضدی، استادیار دانشکده امور بینالملل
الیوت دانشگاه جورج واشنگتن، در گفتوگویی با نیوزویک میگوید: «ایران پیش از این
به عنوان کشوری بسیار قدرتمندتر ظاهر شده و تمایل و توانایی خود را برای جنگ مستقیم
همزمان با ایالات متحده و اسرائیل نشان داده و این بدان معناست که ایران با اعتماد
به نفس بیشتری در منطقه عمل خواهد کرد.» با این حال، عضدی بر این باور است که «اگر
جنگ تمامعیار ادامه مییافت شاید آسیب بیشتری به تهران وارد میشد اما فشار فزاینده
بر واشنگتن تضمین چندانی برای دستاوردهای استراتژیک بیشتر به ایالات متحده نمیداد».
مارا رودمن، پژوهشگر ارشد
مرکز میلر دانشگاه ویرجینیا که پیش از این در کاخ سفید و وزارت امور خارجه در سمتهای
مرتبط با سیاست خاورمیانه کار کرده، بر این باور است که حتی اگر این توافق به چیزی
اساسیتر تبدیل شود، «واشنگتن خود را در موقعیت نامطلوبتری نسبت به گذشته میبیند».
به گفته رادمن «ایالات متحده قدرت نظامی فوقالعاده و منابع همراه آن را صرف کرده
اما در نهایت آماده مذاکره برای کاهش یا از بین بردن قابلیتهای غنیسازی هستهای
ایران برای یک دوره طولانی شده است».
علی واعظ، مدیر پروژه ایران
در گروه بینالمللی بحران معتقد است «هدف فوری برای واشنگتن و تهران، متوقف کردن جنگ
بدون التیام زخم است. ایالات متحده میخواهد هرمز دوباره باز شود و ایران خواهان یک
مهلت اقتصادی ملموس است. این تفاهمنامه میتواند به آنها کمک کند تا وضعیت را تثبیت
کنند و زمان بخرند.» به باور واعظ: «از نظر منطقهای، حتی یک توافق متوسط میتواند خلیج فارس
را آرام کند، تجارت دریایی را بازگشایی کند و فضایی برای گفتگوی امنیتی گستردهتر
ایجاد کند؛ در مقابل، شکست توافق، بازگشت درگیریهاست با موانع کمتر و میل بیشتر
به تشدید تنشها. اما آنچه به این لحظه شتاب میبخشد اعتماد نیست، بلکه ترس است:
همه طرفها اکنون دیدهاند که نیروی نظامی میتواند درد ایجاد کند، اما مشکل را حل
نمیکند.» و مسعود رضایی، پژوهشگر ارشد مهمان در مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه
در تهران، هم توضیح داده که «تصمیم برای پیشبرد یک توافق در درجه اول وسیلهای برای
عبور از بنبست استراتژیک فعلی است.» به گفته وی «در میان محافل نظامی و امنیتی در
تهران، این باور رو به رشد وجود دارد که در محیط ژئوپلیتیکی نوظهور، تحریمها دیگر
به عنوان ابزاری یکطرفه تلقی نمیشوند. از این منظر، ظرفیت ایران برای تاثیرگذاری
بر ترانزیت دریایی از طریق تنگه هرمز میتواند در مذاکرات آینده اهرم فشاری باشد
در دست ایران و بهطور بالقوه بازیگران خارجی را مجبور به مشارکت در مورد لغو
تحریمها کند».
معنای توافق ایران و آمریکا برای بقیه خاورمیانه
بر کسی پوشیده نیست که
توافق میان ایران و آمریکا بر تمام دنیا تاثیر خواهد داشت. موقعیت ژئوپلیتیک ایران
در منطقه خاورمیانه، تسلط کامل ایران بر خلیج فارس و تنگه هرمز، وجود منابع مخازن بزرگ نفتی در این منطقه و اقتصادهای رو
به رشد آن، همگی اهرمهای فشاریست در دست ایران تا به دنبا ثابت کند نمیتوان به
این راحتی بر ایران غلبه کرد. اما برقراری یک توافق صلح بین ایران و ایالات متحده
چه اثری بر خاورمیانه خواهد داشت؟ احتمالا کشورهای
حوزه خلیج فارس مشتاق پایان دادن به عدم قطعیت ناشی از جنگ علیه ایران و نیز
بازگشایی تنگه هرمز به روی ترافیک دریایی بودهاند. پایگاههای آمریکا در این
کشورها هدف اصابت موشکها و پهپادهای ایرانی قرار گرفتهاند، صادرات نفت و گاز
آنها به دلیل محاصره و انسداد تنگه هرمز مختل شد و به دلیل جنگ متحمل تلفات بسیاری
شدهاند. از نظر آنها، توافق بین ایالات متحده و ایران شاید به این زودیها
حاصل نشود اما برخی از اعضای شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، به ویژه قطر،
نقش مهمی به عنوان میانجی در دستیابی به این توافق داشتند.
در همین زمینه، تحلیلی در اندیشکده
شورای آتلانتیک تاکید دارد که کشورهای شورای همکاری
خلیج فارس از جمله بازندگان اصلی این جنگ بودهاند. رشد اقتصادی پیشبینی شده آنها
کاهش و تورمشان افزایش یافته است. همچنین اعتماد به مدل اقتصادی آنها از بین
رفته و تعداد کارگران و گردشگران مهاجر مقیم افت داشته است. در برخی موارد مانند
کارخانه گاز طبیعی مایع راس لفان قطر، خسارات قابل توجهی به زیرساختهایی وارد شده
که اقتصاد منطقه به آنها وابسته است و شاید سالها طول بکشد تا اقتصاد این کشورها
از این وضعیت به طور کامل بهبود یابد.
واکنشهای کشورهای عضو شورای
همکاری خلیج فارس به این درگیری متفاوت بوده، از مخالفت کامل با جنگ از همان ابتدا
(چون عمان و قطر) گرفته تا رویکردی مبهم (چون عربستان سعودی و امارات متحده عربی).
اما در این برهه، در آستانه امضای توافق اولیه، به نظر میرسد شکاف بین کشورهای
عضو شورای همکاری خلیج فارس به طور قابل توجهی کاهش یافته است.
کارشناسان اندیشکده شورای
آتلانتیک بر این باورند که بعید به نظر میرسد کشورهای خلیج فارس بلافاصله شاهد
بازگشت به روال عادی باشند. اگرچه کشورهای خلیج فارس همچنان به طرحهای امنیتی ایالات
متحده برای تضمین دفاع از خود وابسته هستند اما اعتماد به واشنگتن به عنوان یک
متحد احتمالا زوال یافته است. با وجود درخواست دونالد
ترامپ برای گسترش و تعمیق توافقنامههای ابراهیم، بعید
است که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس این موضوع را در اولویت قرار دهند، زیرا با
رژیمی در اسرائیل طرف هستند که گویا قصد دارد این توافقنامه را تضعیف کند و درگیری
را دوباره تشدید کند. به اعتقاد این اندیشکده، بیشتر احتمال دارد که شورای همکاری
خلیج فارس از مذاکره برای یک توافق بلندمدت پایدارحمایت کنند که به طور جامع مربوط
باشد به توانایی هستهای ایران و نیز امور مرتبط با نیروهای نیابتی. پذیرش ترتیبات
جدید حاکم بر عبور از تنگه هرمز احتمالا بهایی خواهد بود که کشورهای شورای همکاری
خلیج فارس با اکراه آماده پرداخت آن برای تضمین یک توافق پایدار و جلوگیری از بسته
شدن دوباره این آبراه در آینده هستند.
1- اسرائیل
تحلیلگران بر این باورند که
اسرائیل بازنده جنگ آمریکا علیه ایران بود. این دیدگاه غالب در میان اسرائیلیهاییست
که تنها ۱۸ درصد از آنها از توافق ترامپ با ایران حمایت میکنند. چرخش ترامپ به
سمت معامله با ایران، هرگز از سوی بنیامین نتانیاهو پذیرفته نشد. خطوط کلی تفاهمنامه
کابوس اسرائیل را به تصویر میکشد. تهران به جز رضایتدادن برای بازکردن تنگه
هرمز، هیچ چیز ملموسی در ازای تعهد ترامپ به عقبنشینی نیروهای آمریکایی نداده
است.
شالوم لیپنر، از اعضای
شورای آتلانتیک معتقد است نگرانیهای اسرائیل کم نیست. اندیشکده شورای آتلانتیک بر
این باور است که این تفاهم در مورد برنامه هستهای ایران تنها به وعدههای لفظی
بسنده میکند و سازوکارهای واقعی جلوگیری از دستیابی ایران به ظرفیت سلاحهای هستهای
را به تعویق میاندازد، این همان کابوس اسرائیل است. از طرفی این تفاهمنامه هیچ
اشارهای به موشکهای بالستیک ایران یا نیروهای نیابتی ندارد. وضعیت روابط اسرائیل
با متحد اصلیاش نیز به همان اندازه نگرانکننده است. ترامپ متن اولیه تفاهمنامه را
به نتانیاهو نشان نداده بود، اما طرفهای ایرانی را «افراد بسیار منطقی که تعامل
با آنها خوب بود» توصیف کرده است. طبق گزارشها، ترامپ به نتانیاهو هشدار داده:
«بهتر است مراقب باشید، وگرنه خیلی زود تنها خواهید شد». نتانیاهو در ۹ ژوئن با بیان
اینکه اسرائیل ممکن است مجبور شود «به تنهایی با ایرانیها مقابله کند»، نشان داد که
او نیز همین نظر را دارد. از طرفی روزنامه اسرائیل هیوم با عصبانیت نوشت: «آقای
ترامپ، میتوانستید بزرگترین رئیسجمهور تاریخ باشید، اما شکست خوردید. شما به
منافع جهان متمدن ضربه زدید و ممکن است بهعنوان رئیسجمهوری در یادها بمانید که
باعث تحقیر آمریکا شد. به اسرائیل خیانت کردید و حالا تمام تحقیرهایی که پیشتر با
آن روبهرو بودید، کاملا موجه بهنظر میرسد». همین جملات یک روزنامه در اسرائیل
نشان میدهد توافق بین ایران و اسرائیل تا چه حد برای رژیم صهیونیستی دردآور است و
مخالفتها با آن چقدر زیاد است.
2- لبنان
درحالی که تصاویری از شادی
مردم بیروت از امضای تفاهم میان ایران و آمریکا منتشر شده، واکنش در دولت لبنان چیزی
شبیه عدمقطعیت است. بر اساس این تفاهمنامه جنگ باید در لبنان پایان یابد. عباس
عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، گفته که ایران معتقد است که این توافقنامه شامل
خروج نیروهای اسرائیلی از منطقهایست که در حال حاضر اشغال کرده است. با این حال،
اسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، گفته که نیروهای اسرائیلی در خاک لبنان باقی
خواهند ماند. در زمان نوشتن این گزارش شبکه العربیه در گزارشی اعلام کرد که توافق
آتشبس بین اسرائیل و حزبالله اجرا شده است.
3- عراق
اندیشکده شورای آتلانتیک بر
این باور است که عراق یکی از بزرگترین بازندگان جنگ ایران بود چون از هر دو طرف
درگیر آسیب دید و در آستانه بحران اقتصادی قرار گرفت. فواد حسین، وزیر امور خارجه
عراق، اذعان کرد که اگر تنگه هرمز بازگشایی نشود، عراق قادر به پرداخت حقوق
کارمندان دولت در ماه ژوئیه نخواهد بود. بازگشایی تنگه هرمز به عراق یک شریان حیاتی
اقتصادی میدهد و به این کشور اجازه میدهد صادرات نفت را که دولت برای بیش از ۹۰
درصد درآمد خود به آن وابسته است، از سر بگیرد.
نخست وزیر تازه منصوب شده
عراق، علی الزیدی، با چشماندازی چالش برانگیز روبرو خواهد شد، زیرا او تلاش میکند
تا همکاری خود را با ایالات متحدهای حفظ کند که قصد شکستن سلطه ایران بر عراق را
دارد و اما ایران آماده محافظت از این دارایی ارزشمند خود است.
4- سوریه
سوریه با خوششانسی از درگیری
آمریکا و اسرائیل با ایران، آسیب کمی دید. اما به عنوان جایگزینی برای مسیرهای انتقال
کالا و حتی نفت به مدیترانه برای رهایی از کشورهای منطقه از وابستگی به تنگه هرمز
دیده شد. به عنوان مثال، عراق در حال حاضر انتقال نفت از طریق سوریه به سواحل مدیترانه
را آغاز کرده است و شاید عراق و کشورهای خلیج فارس بخواهند بازسازی و گسترش شبکه
خطوط لوله در سراسر خاک سوریه را از سر بگیرند. به طور کلی، سوریه از بازگشت صلح به
منطقه سود خواهد برد. اما در غیاب توافق امنیتی سوریه با اسرائیل، این کشور در
معرض خطر است به دلیل نادیده گرفته شدن در تفاهمنامه ایالات متحده و ایران. این
تفاهمنامه میتواند خطر اسرائیل را از سر سوریه هم دور کند، البته اگر در تفاهمنامه
به آن اشاره شود.
5- پاکستان
پاکستان یکی از بزرگترین
برندگان این توافق است چون نسبت به هر کشور دیگری در خارج از منطقه خاورمیانه، در
برابر خطرات سرایت درگیری آسیبپذیرتر بود: پاکستان مرز طولانی با ایران دارد. این
کشور دومین جمعیت شیعه جهان را هم دارد. به شدت به واردات انرژی خاورمیانه وابسته
است. و چندین میلیون مهاجر پاکستانی در منطقه خلیج فارس زندگی میکنند. اما این
توافق با توجه به نقش میانجیگری پاکستان، پیروزیهای استراتژیکی نیز برای این کشور
به همراه داشته است. پاکستان به طور قطعی تلاشهای دیرینه هند برای تضعیف، اگر نگوییم
منزوی کردن، پاکستان در صحنه جهانی را به چالش کشیده و نفوذ خود را در خاورمیانه،
منطقهای با اهمیت استراتژیک برای اسلام آباد، افزایش داده است. پاکستان تصویر
جهانی خود را هم تقویت کرده و اکنون به عنوان یک بازیگر و صلحساز جهانی تاثیرگذار
مطرح شده است.
6- امارات متحده عربی
مجله آنلاین «دولتمداری
مسئولانه» موسسه کوئینسی در تحلیلی درباره نقش امارات در جنگ آمریکا علیه ایران و
بعد ایجاد تفاهم بین دو کشور مینویسد: اگرچه بعید است ابوظبی آشکارا تصمیم دولت
ترامپ برای امضای «تفاهمنامه» را به چالش بکشد، اما بر کسی پوشیده نیست که مقامات
اماراتی از نقش میانجیگری پاکستان بین واشنگتن و تهران ناراضی بودهاند. به نظر میرسد
ابوظبی معتقد است که عملیات نظامی ایالات متحده و اسرائیل باید مدت بیشتری ادامه مییافت
تا ایران را قبل از هرگونه آتشبس تضعیف کند. به اعتقاد کارشناسان موسسه کوئینسی، حتی
با وجود امضای تفاهمنامه، امارات نسبت به نیات تهران مشکوکتر و مصممتر خواهد شد
تا همکاری با اسرائیل را در مقابله با جمهوری اسلامی تعمیق بخشد، در حالی که
همچنان در را برای تعامل دیپلماتیک آینده با ایران باز میگذارد.
7- عربستان سعودی
وزارت امور خارجه عربستان
در بیانیهای که در وبسایت این وزارتخانه منتشر شد از اعلامیه دونالد ترامپ و
محمد شهباز شریف در مورد توافق آتشبس بین ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران
ابراز خوشحالی کرد. بنا به نوشته این بیانیه «پادشاهی سعودی حمایت خود را از تلاشهای
میانجیگرانه پاکستان برای دستیابی به توافقی دائمی تایید میکند که امنیت و ثبات
را محقق میکند و به همه مسائلی که در طول چندین دهه باعث بیثباتی شدهاند، رسیدگی
میکند. عربستان بر لزوم باز نگه داشتن تنگه هرمز برای دریانوردی مطابق با کنوانسیون
سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها در سال ۱۹۸۲ بدون هیچ محدودیتی تأکید میکند
و امیدوار است این آتشبس به عنوان فرصتی برای دستیابی به آرامش جامع و پایدار و
در نتیجه افزایش امنیت منطقهای باشد».
در طول جنگ هرچند عربستان
تلاش داشت تا با استفاده از بندر یَنبُع در کرانه دریای سرخ و صادرات بخشی از نفت
خود از طریق این بندر، وابستگیاش را به عبور نفتکشها از تنگه هرمز کاهش دهد، اما
تمام کارشناسان اقتصادی میدانند که زمان زیادی لازم است تا این کشور بتواند این
وابستگی را به حداقل ممکن برساند. عربستان حالا به این درک رسیده که ایران توان
مقابله با هر حملهای را دارد و بنابراین کشورهای منطقه بایستی ایرانی را بپذیرند
که حاکمیت خود را در خلیج فارس به اثبات رسانده است.
10:14:15 query returned open=false
10:14:31 dblclick "یک تفاهم، یک خاورمیانه
مذاکرات پیشین ایران و آمریکا چه تاثیری بر کشورهای منطقه داشته است؟
فاطمه لطفی
در ماهی که گذشت تفاهمنامه بین ایران و ایالات متحده امضا شد. اما اینکه دو کشور بعد از چهار دهه خصومت، حالا در سطح بالاترین مقامات رسمی بخواهند پشت میز امضای یک تفاهمنامه بنشینند پیچیدگیهای خاص خود را دارد و به هیچ عنوان نمیتواند به راحتی انجام شود. اما آنچه که مشخص است و خبرهایی که در خبرگزاریهای بینالمللی منتشر میشوند نشان میدهد، گویا همه دنیا از امضای این تفاهمنامه کموبیش راضیاند و از آن استقبال کردهاند به غیر از مقامات رژیم صهیونیستی و اپوزیسیون پوشالی ایران! این دو گروه همچنان بر طبل ادامه جنگ میکوبند. تکلیف اولی که مشخص است چرا به دنبال جنگ است. صهیونیستها به دنبال اجرای طرح اسرائیل بزرگ هستند و ایران مانع اصلی این طرح است. اما دومی چرا عزم جزمی دارد برای نابودی ایران؟ پاسخ این سوال را احتمالا حتی خود سران این اپوزیسیون هم نمیدانند. به هر حال هم این جنگ و هم امضای تفاهمنامه تمام دنیا را تحت تاثیر قرار داده است. پیشتر در شماره قبلی ماهنامه «دنیای انرژی» از اثرات جنگ و بسته بودن تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی نوشتیم. در این شماره اثرات امضای تفاهمنامه و شروع مذاکرات ایران و ایالات متحده بر دنیا را بررسی خواهیم کرد.
هنوز راه زیادی باقی مانده
برخی کارشناسان مسائل بینالمللی با خوشحالی از این توافق استقبال کردهاند، برخی اما هنوز شک و تردیدهای بسیاری را مطرح میکنند. "ری تکیه"، عضو ارشد مطالعات خاورمیانه در شورای روابط خارجی آمریکا (CFR) در موسسه حسیب جی. صباغ، معتقد است با توجه به اینکه بسیاری از مسائل اساسی در این سند منتشر شده به دورههای بعدی موکول شدهاند، نمیتوان این توافق را واضح دید. به اعتقاد این کارشناس امیدواری آینده بسیار دشوار است چون مسئله هستهای بخشی از توافق نیست، اما رفتار اسرائیل در لبنان بخشی از آن است. مسئله اورانیوم غنیشده حل نشده و جمهوری اسلامی از کسب درآمد از تنگه هرمز دست نکشیده است.
الیوت آبرامز، پژوهشگر ارشد مطالعات خاورمیانه در شورای روابط خارجی آمریکا هم موضوع اسرائیل را پیش کشیده و از دلایل این رژیم برای مخالفت با توافق هستهای نوشته است. از جمله این دلایل این است که این تفاهمنامه به ایران اجازه میدهد تا به غنیسازی اورانیوم در سطحی خاص ادامه دهد. درحالی که اسرائیل میخواست تمام برنامه هستهای ایران بهطور کامل برچیده شود.
دلیل دوم هم لبنان است که توانست این توافق را با رویدادهای این کشور مرتبط کند و این خود یک شکست و نگرانی بزرگ برای اسرائیل است. سومین دلیل اما لغو تمام تحریمهای ایران و آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای مسدود شده ایران است که تبدیل به نگرانی جدی اسرائیلیها شده است.
استیون ای. کوک، پژوهشگر ارشد مطالعات خاورمیانه و آفریقا در شورای روابط خارجی معتقد است این تفاهمنامه تضمین میدهد که تهدید فوری پهپادها و موشکهای ایرانی را کاهش دهد. اما هر چقدر هم که کشورهای خلیج فارس از این وقفه در خشونت استقبال کنند، جنگ و بهدنبال آن این تفاهمنامه منطقه را به گونهای تغییر خواهد داد که لزوما به نفع متحدان ایالات متحده در آنجا نخواهد بود. به اعتقاد این کارشناس مسائل سیاسی، کشورهای خلیج فارس از این جنگ حمایت نکردند، اما اکنون مجبورند با پیامدهای این درگیری مقابله و بدون کمک ایالات متحده با پیامدهای آن دست و پنجه نرم کنند.
برایان کاتولیس، کارشناس موسسه خاورمیانه معتقد است جنگی که آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز کردهاند، به اهداف اعلام شده خود نرسیده است و توافق بعد از آن هم ایران را قدرتمندتر از گذشته خواهد کرد. کولبی کانلی از همین موسسه خاورمیانه هم باور دارد که توافق اولیه ایالات متحده و ایران، عاملیست برای بازگشایی تنگه هرمز و از بین بردن بزرگترین اختلال در عرضه نفت و گاز در تاریخ. این تحول، خبر خوشی برای تولیدکنندگان انرژی در خلیج فارس و کشورهای مصرفکننده در سراسر جهان است اما این فرآیند ماهها طول خواهد کشید و تولیدکنندگان با محدودیتهای منحصر به فردی روبرو هستند، به این معنی که سرعت از سرگیری تولید در منطقه یکسان نخواهد بود. بازگرداندن اعتماد به توانایی کشتیرانی برای عبور از تنگه باید در اولویت اول قرار گیرد. تنها پس از برطرف شدن این مشکلات است که تولیدکنندگان میتوانند چالشهای مرتبه دوم، مانند انبارهای انباشته از نفت و کالا، محدودیتهای زنجیره تامین و سایر عواملی را حل کنند که موانعی هستند برای رسیدن به سطح تولید قبل از درگیری.
تبدیل بقا به اهرم فشار
با بررسی بسیاری از رسانهها به این نتیجه میرسیم تقریبا تمامی کارشناسان بینالمللی بر این باور هستند که ایران برنده مفاد این تفاهمنامه است. سینا عضدی، استادیار دانشکده امور بینالملل الیوت دانشگاه جورج واشنگتن، در گفتوگویی با نیوزویک میگوید: «ایران پیش از این به عنوان کشوری بسیار قدرتمندتر ظاهر شده و تمایل و توانایی خود را برای جنگ مستقیم همزمان با ایالات متحده و اسرائیل نشان داده و این بدان معناست که ایران با اعتماد به نفس بیشتری در منطقه عمل خواهد کرد.» با این حال، عضدی بر این باور است که «اگر جنگ تمامعیار ادامه مییافت شاید آسیب بیشتری به تهران وارد میشد اما فشار فزاینده بر واشنگتن تضمین چندانی برای دستاوردهای استراتژیک بیشتر به ایالات متحده نمیداد».
مارا رودمن، پژوهشگر ارشد مرکز میلر دانشگاه ویرجینیا که پیش از این در کاخ سفید و وزارت امور خارجه در سمتهای مرتبط با سیاست خاورمیانه کار کرده، بر این باور است که حتی اگر این توافق به چیزی اساسیتر تبدیل شود، «واشنگتن خود را در موقعیت نامطلوبتری نسبت به گذشته میبیند». به گفته رادمن «ایالات متحده قدرت نظامی فوقالعاده و منابع همراه آن را صرف کرده اما در نهایت آماده مذاکره برای کاهش یا از بین بردن قابلیتهای غنیسازی هستهای ایران برای یک دوره طولانی شده است».
علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران معتقد است «هدف فوری برای واشنگتن و تهران، متوقف کردن جنگ بدون التیام زخم است. ایالات متحده میخواهد هرمز دوباره باز شود و ایران خواهان یک مهلت اقتصادی ملموس است. این تفاهمنامه میتواند به آنها کمک کند تا وضعیت را تثبیت کنند و زمان بخرند.» به باور واعظ: «از نظر منطقهای، حتی یک توافق متوسط میتواند خلیج فارس را آرام کند، تجارت دریایی را بازگشایی کند و فضایی برای گفتگوی امنیتی گستردهتر ایجاد کند؛ در مقابل، شکست توافق، بازگشت درگیریهاست با موانع کمتر و میل بیشتر به تشدید تنشها. اما آنچه به این لحظه شتاب میبخشد اعتماد نیست، بلکه ترس است: همه طرفها اکنون دیدهاند که نیروی نظامی میتواند درد ایجاد کند، اما مشکل را حل نمیکند.» و مسعود رضایی، پژوهشگر ارشد مهمان در مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه در تهران، هم توضیح داده که «تصمیم برای پیشبرد یک توافق در درجه اول وسیلهای برای عبور از بنبست استراتژیک فعلی است.» به گفته وی «در میان محافل نظامی و امنیتی در تهران، این باور رو به رشد وجود دارد که در محیط ژئوپلیتیکی نوظهور، تحریمها دیگر به عنوان ابزاری یکطرفه تلقی نمیشوند. از این منظر، ظرفیت ایران برای تاثیرگذاری بر ترانزیت دریایی از طریق تنگه هرمز میتواند در مذاکرات آینده اهرم فشاری باشد در دست ایران و بهطور بالقوه بازیگران خارجی را مجبور به مشارکت در مورد لغو تحریمها کند».
معنای توافق ایران و آمریکا برای بقیه خاورمیانه
بر کسی پوشیده نیست که توافق میان ایران و آمریکا بر تمام دنیا تاثیر خواهد داشت. موقعیت ژئوپلیتیک ایران در منطقه خاورمیانه، تسلط کامل ایران بر خلیج فارس و تنگه هرمز، وجود منابع مخازن بزرگ نفتی در این منطقه و اقتصادهای رو به رشد آن، همگی اهرمهای فشاریست در دست ایران تا به دنبا ثابت کند نمیتوان به این راحتی بر ایران غلبه کرد. اما برقراری یک توافق صلح بین ایران و ایالات متحده چه اثری بر خاورمیانه خواهد داشت؟ احتمالا کشورهای حوزه خلیج فارس مشتاق پایان دادن به عدم قطعیت ناشی از جنگ علیه ایران و نیز بازگشایی تنگه هرمز به روی ترافیک دریایی بودهاند. پایگاههای آمریکا در این کشورها هدف اصابت موشکها و پهپادهای ایرانی قرار گرفتهاند، صادرات نفت و گاز آنها به دلیل محاصره و انسداد تنگه هرمز مختل شد و به دلیل جنگ متحمل تلفات بسیاری شدهاند. از نظر آنها، توافق بین ایالات متحده و ایران شاید به این زودیها حاصل نشود اما برخی از اعضای شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، به ویژه قطر، نقش مهمی به عنوان میانجی در دستیابی به این توافق داشتند.
در همین زمینه، تحلیلی در اندیشکده شورای آتلانتیک تاکید دارد که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از جمله بازندگان اصلی این جنگ بودهاند. رشد اقتصادی پیشبینی شده آنها کاهش و تورمشان افزایش یافته است. همچنین اعتماد به مدل اقتصادی آنها از بین رفته و تعداد کارگران و گردشگران مهاجر مقیم افت داشته است. در برخی موارد مانند کارخانه گاز طبیعی مایع راس لفان قطر، خسارات قابل توجهی به زیرساختهایی وارد شده که اقتصاد منطقه به آنها وابسته است و شاید سالها طول بکشد تا اقتصاد این کشورها از این وضعیت به طور کامل بهبود یابد.
واکنشهای کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به این درگیری متفاوت بوده، از مخالفت کامل با جنگ از همان ابتدا (چون عمان و قطر) گرفته تا رویکردی مبهم (چون عربستان سعودی و امارات متحده عربی). اما در این برهه، در آستانه امضای توافق اولیه، به نظر میرسد شکاف بین کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به طور قابل توجهی کاهش یافته است.
کارشناسان اندیشکده شورای آتلانتیک بر این باورند که بعید به نظر میرسد کشورهای خلیج فارس بلافاصله شاهد بازگشت به روال عادی باشند. اگرچه کشورهای خلیج فارس همچنان به طرحهای امنیتی ایالات متحده برای تضمین دفاع از خود وابسته هستند اما اعتماد به واشنگتن به عنوان یک متحد احتمالا زوال یافته است. با وجود درخواست دونالد ترامپ برای گسترش و تعمیق توافقنامههای ابراهیم، بعید است که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس این موضوع را در اولویت قرار دهند، زیرا با رژیمی در اسرائیل طرف هستند که گویا قصد دارد این توافقنامه را تضعیف کند و درگیری را دوباره تشدید کند. به اعتقاد این اندیشکده، بیشتر احتمال دارد که شورای همکاری خلیج فارس از مذاکره برای یک توافق بلندمدت پایدارحمایت کنند که به طور جامع مربوط باشد به توانایی هستهای ایران و نیز امور مرتبط با نیروهای نیابتی. پذیرش ترتیبات جدید حاکم بر عبور از تنگه هرمز احتمالا بهایی خواهد بود که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با اکراه آماده پرداخت آن برای تضمین یک توافق پایدار و جلوگیری از بسته شدن دوباره این آبراه در آینده هستند.
1- اسرائیل
تحلیلگران بر این باورند که اسرائیل بازنده جنگ آمریکا علیه ایران بود. این دیدگاه غالب در میان اسرائیلیهاییست که تنها ۱۸ درصد از آنها از توافق ترامپ با ایران حمایت میکنند. چرخش ترامپ به سمت معامله با ایران، هرگز از سوی بنیامین نتانیاهو پذیرفته نشد. خطوط کلی تفاهمنامه کابوس اسرائیل را به تصویر میکشد. تهران به جز رضایتدادن برای بازکردن تنگه هرمز، هیچ چیز ملموسی در ازای تعهد ترامپ به عقبنشینی نیروهای آمریکایی نداده است.
شالوم لیپنر، از اعضای شورای آتلانتیک معتقد است نگرانیهای اسرائیل کم نیست. اندیشکده شورای آتلانتیک بر این باور است که این تفاهم در مورد برنامه هستهای ایران تنها به وعدههای لفظی بسنده میکند و سازوکارهای واقعی جلوگیری از دستیابی ایران به ظرفیت سلاحهای هستهای را به تعویق میاندازد، این همان کابوس اسرائیل است. از طرفی این تفاهمنامه هیچ اشارهای به موشکهای بالستیک ایران یا نیروهای نیابتی ندارد. وضعیت روابط اسرائیل با متحد اصلیاش نیز به همان اندازه نگرانکننده است. ترامپ متن اولیه تفاهمنامه را به نتانیاهو نشان نداده بود، اما طرفهای ایرانی را «افراد بسیار منطقی که تعامل با آنها خوب بود» توصیف کرده است. طبق گزارشها، ترامپ به نتانیاهو هشدار داده: «بهتر است مراقب باشید، وگرنه خیلی زود تنها خواهید شد». نتانیاهو در ۹ ژوئن با بیان اینکه اسرائیل ممکن است مجبور شود «به تنهایی با ایرانیها مقابله کند»، نشان داد که او نیز همین نظر را دارد. از طرفی روزنامه اسرائیل هیوم با عصبانیت نوشت: «آقای ترامپ، میتوانستید بزرگترین رئیسجمهور تاریخ باشید، اما شکست خوردید. شما به منافع جهان متمدن ضربه زدید و ممکن است بهعنوان رئیسجمهوری در یادها بمانید که باعث تحقیر آمریکا شد. به اسرائیل خیانت کردید و حالا تمام تحقیرهایی که پیشتر با آن روبهرو بودید، کاملا موجه بهنظر میرسد». همین جملات یک روزنامه در اسرائیل نشان میدهد توافق بین ایران و اسرائیل تا چه حد برای رژیم صهیونیستی دردآور است و مخالفتها با آن چقدر زیاد است.
2- لبنان
درحالی که تصاویری از شادی مردم بیروت از امضای تفاهم میان ایران و آمریکا منتشر شده، واکنش در دولت لبنان چیزی شبیه عدمقطعیت است. بر اساس این تفاهمنامه جنگ باید در لبنان پایان یابد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، گفته که ایران معتقد است که این توافقنامه شامل خروج نیروهای اسرائیلی از منطقهایست که در حال حاضر اشغال کرده است. با این حال، اسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، گفته که نیروهای اسرائیلی در خاک لبنان باقی خواهند ماند. در زمان نوشتن این گزارش شبکه العربیه در گزارشی اعلام کرد که توافق آتشبس بین اسرائیل و حزبالله اجرا شده است.
3- عراق
اندیشکده شورای آتلانتیک بر این باور است که عراق یکی از بزرگترین بازندگان جنگ ایران بود چون از هر دو طرف درگیر آسیب دید و در آستانه بحران اقتصادی قرار گرفت. فواد حسین، وزیر امور خارجه عراق، اذعان کرد که اگر تنگه هرمز بازگشایی نشود، عراق قادر به پرداخت حقوق کارمندان دولت در ماه ژوئیه نخواهد بود. بازگشایی تنگه هرمز به عراق یک شریان حیاتی اقتصادی میدهد و به این کشور اجازه میدهد صادرات نفت را که دولت برای بیش از ۹۰ درصد درآمد خود به آن وابسته است، از سر بگیرد.
نخست وزیر تازه منصوب شده عراق، علی الزیدی، با چشماندازی چالش برانگیز روبرو خواهد شد، زیرا او تلاش میکند تا همکاری خود را با ایالات متحدهای حفظ کند که قصد شکستن سلطه ایران بر عراق را دارد و اما ایران آماده محافظت از این دارایی ارزشمند خود است.
4- سوریه
سوریه با خوششانسی از درگیری آمریکا و اسرائیل با ایران، آسیب کمی دید. اما به عنوان جایگزینی برای مسیرهای انتقال کالا و حتی نفت به مدیترانه برای رهایی از کشورهای منطقه از وابستگی به تنگه هرمز دیده شد. به عنوان مثال، عراق در حال حاضر انتقال نفت از طریق سوریه به سواحل مدیترانه را آغاز کرده است و شاید عراق و کشورهای خلیج فارس بخواهند بازسازی و گسترش شبکه خطوط لوله در سراسر خاک سوریه را از سر بگیرند. به طور کلی، سوریه از بازگشت صلح به منطقه سود خواهد برد. اما در غیاب توافق امنیتی سوریه با اسرائیل، این کشور در معرض خطر است به دلیل نادیده گرفته شدن در تفاهمنامه ایالات متحده و ایران. این تفاهمنامه میتواند خطر اسرائیل را از سر سوریه هم دور کند، البته اگر در تفاهمنامه به آن اشاره شود.
5- پاکستان
پاکستان یکی از بزرگترین برندگان این توافق است چون نسبت به هر کشور دیگری در خارج از منطقه خاورمیانه، در برابر خطرات سرایت درگیری آسیبپذیرتر بود: پاکستان مرز طولانی با ایران دارد. این کشور دومین جمعیت شیعه جهان را هم دارد. به شدت به واردات انرژی خاورمیانه وابسته است. و چندین میلیون مهاجر پاکستانی در منطقه خلیج فارس زندگی میکنند. اما این توافق با توجه به نقش میانجیگری پاکستان، پیروزیهای استراتژیکی نیز برای این کشور به همراه داشته است. پاکستان به طور قطعی تلاشهای دیرینه هند برای تضعیف، اگر نگوییم منزوی کردن، پاکستان در صحنه جهانی را به چالش کشیده و نفوذ خود را در خاورمیانه، منطقهای با اهمیت استراتژیک برای اسلام آباد، افزایش داده است. پاکستان تصویر جهانی خود را هم تقویت کرده و اکنون به عنوان یک بازیگر و صلحساز جهانی تاثیرگذار مطرح شده است.
6- امارات متحده عربی
مجله آنلاین «دولتمداری مسئولانه» موسسه کوئینسی در تحلیلی درباره نقش امارات در جنگ آمریکا علیه ایران و بعد ایجاد تفاهم بین دو کشور مینویسد: اگرچه بعید است ابوظبی آشکارا تصمیم دولت ترامپ برای امضای «تفاهمنامه» را به چالش بکشد، اما بر کسی پوشیده نیست که مقامات اماراتی از نقش میانجیگری پاکستان بین واشنگتن و تهران ناراضی بودهاند. به نظر میرسد ابوظبی معتقد است که عملیات نظامی ایالات متحده و اسرائیل باید مدت بیشتری ادامه مییافت تا ایران را قبل از هرگونه آتشبس تضعیف کند. به اعتقاد کارشناسان موسسه کوئینسی، حتی با وجود امضای تفاهمنامه، امارات نسبت به نیات تهران مشکوکتر و مصممتر خواهد شد تا همکاری با اسرائیل را در مقابله با جمهوری اسلامی تعمیق بخشد، در حالی که همچنان در را برای تعامل دیپلماتیک آینده با ایران باز میگذارد.
7- عربستان سعودی
وزارت امور خارجه عربستان در بیانیهای که در وبسایت این وزارتخانه منتشر شد از اعلامیه دونالد ترامپ و محمد شهباز شریف در مورد توافق آتشبس بین ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران ابراز خوشحالی کرد. بنا به نوشته این بیانیه «پادشاهی سعودی حمایت خود را از تلاشهای میانجیگرانه پاکستان برای دستیابی به توافقی دائمی تایید میکند که امنیت و ثبات را محقق میکند و به همه مسائلی که در طول چندین دهه باعث بیثباتی شدهاند، رسیدگی میکند. عربستان بر لزوم باز نگه داشتن تنگه هرمز برای دریانوردی مطابق با کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها در سال ۱۹۸۲ بدون هیچ محدودیتی تأکید میکند و امیدوار است این آتشبس به عنوان فرصتی برای دستیابی به آرامش جامع و پایدار و در نتیجه افزایش امنیت منطقهای باشد».
در طول جنگ هرچند عربستان تلاش داشت تا با استفاده از بندر یَنبُع در کرانه دریای سرخ و صادرات بخشی از نفت خود از طریق این بندر، وابستگیاش را به عبور نفتکشها از تنگه هرمز کاهش دهد، اما تمام کارشناسان اقتصادی میدانند که زمان زیادی لازم است تا این کشور بتواند این وابستگی را به حداقل ممکن برساند. عربستان حالا به این درک رسیده که ایران توان مقابله با هر حملهای را دارد و بنابراین کشورهای منطقه بایستی ایرانی را بپذیرند که حاکمیت خود را در خلیج فارس به اثبات رسانده است." sidepanelOpen=false autoUpdate=true isAdv=true
10:14:40 dblclick "یک تفاهم، یک خاورمیانه" sidepanelOpen=false autoUpdate=true isAdv=false
10:14:51 dblclick "تاثیری" sidepanelOpen=false autoUpdate=true isAdv=false
10:14:52 dblclick "مذاکرات پیشین ایران و آمریکا چه تاثیری بر کشورهای منطقه داشته است؟" sidepanelOpen=false autoUpdate=true isAdv=true
10:15:09 dblclick "ماهی" sidepanelOpen=false autoUpdate=true isAdv=false
12:06:09 query returned open=false