در شرایطی که صنعت نفت، گاز و پتروشیمی زیر بار خسارتهای جنگ، اختلال در تولید و صادرات، و فشارهای سنگین اقتصادی قرار دارد، انتظار میرود بانک مرکزی بیش از هر زمان دیگری در کنار صنعتگران بایستد؛ اما ظاهراً مدیرعامل بانک مرکزی همچنان با همان منطق و دستورالعملهای دوران عادی عمل میکند.
در شرایطی که صنعت نفت، گاز و پتروشیمی زیر بار خسارتهای جنگ، اختلال در تولید و صادرات، و فشارهای سنگین اقتصادی قرار دارد، انتظار میرود بانک مرکزی بیش از هر زمان دیگری در کنار صنعتگران بایستد؛ اما ظاهراً مدیرعامل بانک مرکزی همچنان با همان منطق و دستورالعملهای دوران عادی عمل میکند.
از یکسو، صنعتگران باید برای حفظ تولید، جبران خسارتها و تداوم ارزآوری بجنگند و از سوی دیگر، با بخشنامهها، محدودیتها و مطالباتی مواجهاند که گویی هیچ تغییری در شرایط کشور رخ نداده است.
بانک مرکزی قرار است پشتوانه اقتصاد در جنگ باشد یا به مانعی مضاعف بر سر راه تولیدکنندگان تبدیل شود؟
آرایش جنگی فقط با شعار و بخشنامه محقق نمیشود؛ سیاستگذاری ارزی هم باید متناسب با واقعیتهای جنگ، خسارتهای واردشده به صنایع و ضرورت حفظ ظرفیت تولید کشور تغییر کند.
اصرار بر رویههای گذشته در شرایطی که اقتصاد به تابآوری و همراهی نهادهای تصمیمگیر نیاز دارد، نه نشانه اقتدار در مدیریت ارزی، بلکه میتواند یک خطای راهبردی با هزینههای سنگین برای تولید و ارزآوری کشور باشد.
مدیرعامل بانک مرکزی باید به این پرسش پاسخ دهد: در این شرایط دشوار، چه سهمی از فشار جنگ را پذیرفته و چه میزان از آن را به صنعتگران منتقل کرده است؟