گاز ترکمنستان میتواند نه فقط یک راه عبور از زمستان سخت بلکه یکی از لنگرهای ثبات تجارت منطقهای گاز ایران باشد.
خبرگزاری تسنیم، وقتی دمای هوا در روزهای زمستانی سقوط میکند، شبکه گاز کشور وارد سختترین آزمون خود میشود؛ آزمونی که در آن فاصله میان تولید و مصرف میتواند از یک عدد در گزارشهای کارشناسی، به مسئلهای ملموس در خانهها، کارخانهها و نیروگاهها تبدیل شود. در چنین شرایطی، هر میلیون مترمکعب گاز اهمیت پیدا میکند و کوچکترین اختلال در تولید یا انتقال میتواند فشار مضاعفی بر شبکه وارد کند.
اهمیت این مسئله برای ایران دوچندان است؛ چراکه بخش بزرگی از سبد انرژی کشور به گاز طبیعی وابسته است و بخش قابلتوجهی از تولید گاز نیز در پارس جنوبی متمرکز شده است. آسیب به بخشی از زیرساختهای تولید در جنگ تحمیلی دوم و سوم، کاهش تولید و افزایش شکاف میان عرضه و تقاضا را به دنبال داشته است. هرچند با مجموعهای از اقدامات از جمله تعمیرات و بازسازی زیرساختهای آسیبدیده، مدیریت مصرف و توقف صادرات تلاش شده فشار بر شبکه کاهش یابد، اما براوردها نشان میدهد در ماههای سرد سال همچنان احتمال وجود ناترازی روزانه حدود 50 تا 60 میلیون مترمکعب نسبت به سال گذشته وجود دارد.
این شکاف کوچک نیست. در روزهای سرد، ناترازی گاز ابتدا خود را در فشار بر خانوارها، خدمات عمومی و کسبوکارهای کوچک نشان میدهد و در ادامه میتواند به صنایع برسد. محدودیت گاز صنایع به معنای کاهش تولید، افزایش هزینههای عملیاتی، اختلال در زنجیره تأمین و در نهایت فشار بیشتر بر تولید و صادرات کشور است. از سوی دیگر، وقتی گاز کافی به نیروگاهها نمیرسد، گازوئیل بهعنوان سوخت جایگزین وارد مدار میشود؛ سوختی که میتوانست به جای مصرف داخلی، صادر شود و برای کشور درآمد ارزی ایجاد کند. برآوردهای انجامشده نشان میدهد استفاده از گاز وارداتی به جای گازوئیل در نیروگاهها میتواند از حدود 6 میلیارد دلار زیان ارزی سالانه جلوگیری کند.
در چنین شرایطی، واردات گاز دیگر صرفاً یک گزینه تجاری نیست؛ بلکه میتواند بهعنوان یک ابزار مکمل برای عبور از پیک مصرف زمستانی مورد توجه قرار گیرد. افزایش تولید داخلی و اصلاح الگوی مصرف، راهکارهای ضروری و بلندمدت هستند، اما اجرای آنها زمان میبرد. واردات، در مقابل، میتواند در کوتاهمدت بخشی از شکاف عرضه و تقاضا را پوشش دهد؛ بهویژه در مناطقی که دسترسی به منابع جایگزین محدودتر است.
اهمیت همکاری با ترکمنستان و توسعه تجارت منطقهای
در میان گزینههای منطقهای، ترکمنستان از مزیت مهمی برخوردار است: ایران و ترکمنستان سالهاست از طریق خطوط انتقال موجود با یکدیگر تبادل گاز دارند. وجود زیرساخت و سابقه همکاری، به این معناست که افزایش واردات الزاماً به معنای ساخت یک مسیر کاملاً جدید نیست. همجواری دو کشور و نزدیکی منابع ترکمنستان به شمال و شمالشرق ایران نیز میتواند این مسیر را از نظر زمان و هزینه انتقال، به گزینهای قابلاتکا تبدیل کند.
اما اهمیت همکاری با ترکمنستان نباید فقط در تأمین چند میلیون مترمکعب گاز بیشتر خلاصه شود. یک قرارداد پایدار میتواند وابستگی متقابل انرژی میان دو کشور را تقویت کند و روابط اقتصادی و راهبردی ایران با ترکمنستان و آسیای مرکزی را توسعه دهد. در این نگاه، گاز وارداتی میتواند وارد شبکه ایران شود و در ادامه، بخشی از ظرفیت تجارت منطقهای کشور را نیز فعال کند.
ایران با اتکا به موقعیت جغرافیایی و زیرساختهای موجود، این امکان را دارد که در صورت فراهم شدن شرایط، بخشی از گاز را از مسیر سوآپ و ترانزیت به کشورهایی مانند عراق، ترکیه و جمهوری آذربایجان منتقل کند. در این صورت، واردات از ترکمنستان تنها هزینهای برای تأمین گاز نخواهد بود؛ بلکه میتواند به بستری برای ایجاد درآمد ارزی، توسعه تجارت منطقهای و تقویت جایگاه ایران در بازار گاز منطقه تبدیل شود.
در کنار ظرفیت همکاری با ترکمنستان، روسیه نیز میتواند در صورت نهاییشدن توافقها و فراهمشدن زیرساختهای لازم، به یکی از گزینههای تأمین گاز ایران تبدیل شود. در ژانویه 2025، مقامهای دو کشور از برنامه تأمین گاز روسیه برای ایران سخن گفتند؛ بهطوریکه حجم اولیه مطرحشده حدود 2 میلیارد مترمکعب در سال بود و اهداف بلندمدت بزرگتری نیز مطرح شد. با این حال، تحقق این ظرفیت به تعیین مسیر انتقال، توافق بر سر قیمت و شرایط قرارداد وابسته است. در صورت اجراییشدن، این همکاری میتواند در کنار واردات گاز از ترکمنستان، گزینههای تأمین انرژی ایران را متنوعتر کند؛ هرچند تا زمان نهاییشدن توافقها و آغاز تحویل، نباید آن را بخشی از ظرفیت قطعی تأمین گاز کشور در نظر گرفت.
ضرورت انعقاد قراردادهای پایدار و ساخت لایه مکمل امنیت انرژی
رسیدن به این نقطه اما به یک تصمیم روشن نیاز دارد. تفاهمنامه گازی سال 1403 باید از سطح تفاهم فراتر رفته و به یک قرارداد بلندمدت و اجرایی تبدیل شود؛ قراردادی که حجم، مدت، تعهدات، نحوه پرداخت و امنیت قرارداد در آن شفاف باشد. برای ورود بخش خصوصی و شرکتهای طرفین نیز وجود سازوکار قابلاتکا برای تضمین پرداختها و کاهش ریسکهای قراردادی ضروری است. در کنار آن، انتخاب یک فرمول قیمتگذاری باثبات و قابل پیشبینی، از جمله بررسی ارزش نفت بهعنوان مبنای اصلی قیمتگذاری، میتواند به پایداری همکاری کمک کند.
در نهایت، تجارت گاز با ترکمنستان قرار نیست جایگزین افزایش تولید یا اصلاح مصرف شود. مسئله اصلی، ساختن یک لایه مکمل برای امنیت انرژی کشور است؛ لایهای که در روزهای یخبندان میتواند فشار بر شبکه را کاهش دهد و در روزهای عادی، از طریق سوآپ و ترانزیت، به یک فرصت اقتصادی و ژئوپلیتیکی تبدیل شود. اگر سیاستگذاری درست انجام شود، گاز ترکمنستان میتواند نه فقط یک راه عبور از زمستان سخت، بلکه یکی از لنگرهای ثبات تجارت منطقهای شبکه گازی ایران باشد.
*علیرضا رحمانی - کارشناس حوزه تجارت خارجی